
ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت
تحلیل جایگاه احدیت و واحدیت در هویت ذات باریتعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماهیت، وجود و اوصافی همچون وحدت و کثرت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که ماهیت فیحدنفسه اقتضای وحدت یا کثرت را ندارد و این اوصاف، عوارضِ وجود هستند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مقام احدیت و واحدیت بررسی شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اتصاف ذات باریتعالی به احدیت، به معنای تنزل ذات نیست، بلکه انتزاعی ذاتی از هویت بساطت و اطلاق اوست. استاد با نقد برخی دیدگاههای فلسفی پیرامون تشکیک در وجوب و مراتب ظهور، به تبیین اراده واحده الهی در تکوین عالم میپردازند و با ذکر مثالهایی از تاریخ و سیره اولیاء، به تفاوت نگاهِ ولیّ خدا به امور تکوینی در مقایسه با توهمات بشری اشاره میکنند. حاصل این بحث، شناخت دقیقتر جایگاه عبد در برابر اراده الهی و پرهیز از خلط میان مقام ذات و مقام ظهورات است.
ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماهیت، وجود و اوصافی همچون وحدت و کثرت میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که ماهیت فیحدنفسه اقتضای وحدت یا کثرت را ندارد و این اوصاف، عوارضِ وجود هستند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مقام احدیت و واحدیت بررسی شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اتصاف ذات باریتعالی به احدیت، به معنای تنزل ذات نیست، بلکه انتزاعی ذاتی از هویت بساطت و اطلاق اوست. استاد با نقد برخی دیدگاههای فلسفی پیرامون تشکیک در وجوب و مراتب ظهور، به تبیین اراده واحده الهی در تکوین عالم میپردازند و با ذکر مثالهایی از تاریخ و سیره اولیاء، به تفاوت نگاهِ ولیّ خدا به امور تکوینی در مقایسه با توهمات بشری اشاره میکنند. حاصل این بحث، شناخت دقیقتر جایگاه عبد در برابر اراده الهی و پرهیز از خلط میان مقام ذات و مقام ظهورات است.
ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت
10و لیس نقیضُ اقتضاءِ الشیءِ إلاّ لا اقتضاؤُه لا اقتضاءُ مقابلِه لیلزمَ مِن عدمِ اقتضاءِ أحدِ المتقابلینِ لزومُ المقابلِ الآخر.1
نقیض اقتضاء شیء لا اقتضاء است، نه اقتضاء طرف مقابل او، اینکه گفتیم: دوشنبه اقتضاء لون آبی را نمیکند دلیل نیست که اقتضاء لون سفید را بکند، نه، اقتضاء سلب لونیت یعنی یوم الاثنین لا یکون أزرق در اینجا عدم زرقائیّت اقتضاء سایر الوان را نمیکند بلکه رفع این لون را میکند، نهاینکه چیزی را بهجای این بنشاند.
و لیس إذا لم یَکن لِلممکنِ فی مرتبةِ ماهیّته وجودٌ کان لَه فیها العدم لِکونه نقیضَ الوجودِ لأنّ خلوَّ الشیءِ عن النقیضینِ فی بعضِ مراتبِ الواقعِ غیرُ مستحیلٍ بَل إنّما المستحیلُ خِلوه فی الواقع.
اینطور نیست که برای ممکن در مرتبۀ ماهیت وجودی نباشد، برای ممکن در آن مرتبه عدم صدق کند، ذات زید را که ممکن است اگر درنظر بگیرید آیا اقتضاء وجود میکند؟ نه! اقتضاء وجود نمیکند، همانطوریکه اقتضاء وجود نکند پس دلیل نیست که باید اقتضاء عدم کند، وقتی که ذات ممکن را درنظر میگیریم حتماً ذات نباید باشد، نه! ممکن است باشد. خود ذات فیحدّنفسه نه اقتضاء وجود را میکند و نه اقتضاء عدم را میکند، وجود و عدم دو وصفی است که به وجودِ ممکن برمیگردد نه به ذات ممکن، ذات ممکن نسبت به وجود و نسبت به عدم لا اقتضاء است.
اینکه شیء از هر دو نقیض در بعضی مراتب یعنی در مرتبۀ ماهوی یعنی در مرتبۀ ذات نه در مرتبۀ خارج، نه در مرتبۀ حکایت از خارج، نه در مرتبۀ مصداقیت. خلوّ شیء از وجود و عدم در مرتبۀ ماهیت، اقتضاء نمیکند که در خود واقع هم متصف به یکی از این دو نباشد، زید در خارج یا هست یا نیست ولی خودِ ذات نه اقتضاء وجود میکند نه عدم ولی در واقع از شما سؤال میکنند زیدی که تصور کردی هست یا نیست؟ جواب میدهیم یا هست یا نیست. آن اقتضاء نسبت به واقع است. مستحیل این است که در واقع خالی از یکی از این دوتا باشد بالأخره ذات زید در خارج یا مابإزاء دارد، یا مابإزاء ندارد. اینکه ذات زید در خارج ما به ازاء نداشته باشد یعنی نه وجود و نه عدم، این مستحیل است ولی نسبت به خود ذات زید فیحدّنفسه وقتی آن را درنظر بگیریم نه عدم در ذهن ما میآید نه وجود، هیچکدام!
- . همان.
