اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

تحلیل فلسفی لحاظ مرتبه و واقع در اتصاف ماهیت

14٬207
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض می‌پردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز می‌شود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی می‌شود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا می‌یابد. استاد با نقد برخی برداشت‌های نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح می‌دهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان می‌کنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت می‌گیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض می‌پردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز می‌شود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی می‌شود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا می‌یابد. استاد با نقد برخی برداشت‌های نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح می‌دهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان می‌کنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت می‌گیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

6
  • و قدِّمَن سَلباً علی الحیثیة***حتی یَعُمَّ عارض المَهیة
  • نه‌تنها بتوانید عارض وجود را از ماهیت سلب کنید بلکه حتی عوارض ماهیت را از وجود سلب کنید! مثلاً بخواهید تعجب را از ماهیت سلب کنید یا ضحک را از ماهیت سلب کنید؛ آنچه را که مربوط به ماهیت است، منتها ماهیت به لحاظ وجود نه به لحاظ ماهیت مِن حیث هی هی. این یک اصطلاح است که «لیس» در اینجا مقدّم شده است.

  • بنابراین مسئله‌ای که در اینجا وجود دارد طبق فرمایش مرحوم آخوند این است که لحاظ مرتبه اقتضاء می‌کند که سلب به رفع وصف بخورد نه‌اینکه در اینجا سلب به خود رفع بخورد یعنی در اینجا سلبِ مقید شده است نه السلبُ المقید، به عبارت دیگر در اینجا این رفع آمده و به مرتبه خورده است، خود مرتبه در اینجا رفع شده است یعنی وصفی که در اینجا برای انسان آورده شده است، رفع این وصف در این مرتبۀ نفس‌الأمری بودن ماهیت و در مرتبۀ حاقّ ذات خود ماهیت است نه‌اینکه در اینجا خود رفع را مقید کردیم و گفتیم که این لا إنسان در اینجا که رفع است مقید به عدم الضحک است. معنای لیس الإنسان مِن حیث هو هو بِضاحک این است که انسان مِن حیث هو هو نسبت به ضاحک لا اقتضاء است نه‌اینکه انسان مِن حیث هو هو اقتضاء عدم ضحک را دارد که الرفعُ المقید بشود؛ رفعی که مقید به ضحک است. انسان مِن حیث هو هو اقتضاء عدم ضحک را می‌کند و مقتضی عدم ضحک است پس عدم در اینجا مقید به ضحک شد؛ عدم ضحک، ولی در اینجا گفتیم که در اینجا خود رفعِ مقید است یعنی ضحک را از خود انسان برداشتیم و این رفع مقید است یعنی رفع آنچه که تقیید شده است؛ انسانی که تقیید به ضحک شده است یعنی انسان مِن حیث هو هو نسبت به خود ضحک لا اقتضاء است.

/