اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و فعلیت احکام در قضایای طبیعیه

تحلیل نسبت میان وجود موضوع و تنجز تکلیف شرعی

14٬199
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای طبیعیه و نحوه تعلق احکام شرعی به موضوعات می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت میان سلب مقید و دفع سلب آغاز شده و به این پرسش اساسی می‌رسد که آیا احکام شرعی به ماهیتِ اشیاء «فی‌حد‌نفسه» تعلق می‌گیرند یا به موضوعات «مقارن با وجود». ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج اصولی، استدلال می‌کنند که جعل حکم برای موضوعات مفروض‌الذهن که هیچ‌گونه امکان تحقق یا فعلیت در اختیار مکلف ندارند، با حکمت شارع سازگار نیست. در ادامه، تفاوت میان تنجز و فعلیت تکلیف تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که احکام شرعی همواره ناظر به افعال اختیاری مکلف در ظرف اقتران با وجود هستند. در پایان، با اشاره به تغییرات فرهنگی و بینشی در زمان ظهور امام زمان (عج)، تفاوت میان احکام فعلی و احکام متناسب با مراتب عالی‌ترِ فهم و بصیرت انسانی تشریح می‌شود.

ماهیت و فعلیت احکام در قضایای طبیعیه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای طبیعیه و نحوه تعلق احکام شرعی به موضوعات می‌پردازند. بحث با بررسی تفاوت میان سلب مقید و دفع سلب آغاز شده و به این پرسش اساسی می‌رسد که آیا احکام شرعی به ماهیتِ اشیاء «فی‌حد‌نفسه» تعلق می‌گیرند یا به موضوعات «مقارن با وجود». ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج اصولی، استدلال می‌کنند که جعل حکم برای موضوعات مفروض‌الذهن که هیچ‌گونه امکان تحقق یا فعلیت در اختیار مکلف ندارند، با حکمت شارع سازگار نیست. در ادامه، تفاوت میان تنجز و فعلیت تکلیف تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که احکام شرعی همواره ناظر به افعال اختیاری مکلف در ظرف اقتران با وجود هستند. در پایان، با اشاره به تغییرات فرهنگی و بینشی در زمان ظهور امام زمان (عج)، تفاوت میان احکام فعلی و احکام متناسب با مراتب عالی‌ترِ فهم و بصیرت انسانی تشریح می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و فعلیت احکام در قضایای طبیعیه

8
  • تغییر وضعیت احكام در زمان امام زمان علیه‌السّلام

  • بنابراین همیشه در قضایاى طبیعیه كه حكم روى آن رفته است، اگر این قضیه بخواهد در قالب تشریع دربیاید [باید در خارج باشد] نه فقط در صرف علم عنائى حق باشد؛ در علم عنائى حق مسائل زیادى داریم كه از نظر ما مجهول است. امام زمان وقتى ظهور كند خیلى از احكام را می‌آورد و ما می‌گوییم که عجب ما نمی‌دانستیم! حضرت از خودش که نمی‌گوید بلکه همان دین جدش را آن‌طورى‌كه هست و واقع است بیان می‌کند. مثلاً داریم که افراد از هم ارث می‌برند یعنی براساس اخوّت و انتساب ایمانى ارث می‌برند.1 این مسائل هست. وضعیت احكام تغییر پیدا می‌کند و براساس یك مرتبۀ عالی‌تری از مرتبۀ متفاهَم عرفی قرار می‌گیرد؛ یعنى فهم عرف از ارتباطات در زمان حضرت به‌نحوى بالا می‌رود كه دیگر این احكام فعلى پاسخ‌گوى براى آن فهم نیست. لذا حضرت بر طبق آن فهم احكام را می‌آورد و بر طبق آن فرهنگ احكام را می‌آورد و بر طبق آن بینش ـ بینشى كه الآن اگر فردى بخواهد حرفى بزند همه به او می‌خندند و می‌گویند که خرق اجماع شده است ـ و فرهنگ مسئله را مطرح می‌کند.

  • من‌باب‌مثال در زمانى كه حضرت می‌آید وضعیت ارتباط و بینش انسان به‌نحوى است كه اگر دست در جیب همدیگر نكنند این را ضعف می‌دانند. الآن این‌طور نیست! الآن دیدگاه‌های ما دیدگاه كثرت است، دیدگاه دنیا است، دیدگاه‌های هوا و هوس‌های مادى و دنیوى است.

  • روایت از امام [باقر] علیه‌السّلام داریم:

  • در زمان حضرت مؤمن می‌آید از جیب مؤمن پول برمى‌دارد و به او اطلاع نمی‌دهد كه من از جیب تو پول برمى‌دارم!2

  • یا از دكانش به مقدار ضرورت جنس برمى‌دارد، دیگر دكان را خالى نمی‌کند مثل الآن كه انبار می‌كنند چون می‌دانند که فردا كم می‌شود! قانون هم که دست خودمان است و كم و زیاد می‌کنیم! شش ماه دیگر چیزى را حذف می‌کنیم لذا الآن انبار می‌کنیم و وقتى كه كم شد به بازار می‌دهیم! در زمان حضرت انباركردن نیست، احتكار نیست، تكثّر و کثرت‌گرایی نیست. مثلاً شخص به نانوایى می‌رود دوتا نان برمى‌دارد، سه‌تا برنمى‌دارد چون می‌بیند كه الآن براى امروز دوتا نان كافى است، نانوا هم به دكان او که سبزی‌فروشی است می‌رود و یك كیلو سبزى می‌برد، دیگر یك مَن نمی‌برد، نمی‌گوید که چون هفتۀ دیگر مهمان دارم سه مَن سبزى‌قورمه ببرم. فرهنگ، روابط، بینش، بصیرت و اعتقاد مردم در زمان ظهور حضرت به مرتبه‌ای می‌رسد كه در آنجا دادوستدهاى فعلى و متدارج پاسخ‌گوى آن فرهنگ نیست و این را براى خودشان نقص احساس می‌کنند. آن‌موقع حضرت می‌گوید که اشكال ندارد درحالی‌كه الآن باید اجازه بگیری، بدون اجازه نمی‌توانی برداری، الآن طبق حكم امروز باید عمل شود.

    1. . من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص ۳5۲،
    2. . الاختصاص، ج ۱، ص ۲4.
/