
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
12دشمن حقیقی ائمه
این امروز رفیق ما است هیچ چیز نگوییم و آن امروز فلان است هیچ نگوییم، آقاى اشتهاردى مىآید قضیۀ قلم و قرطاس را انكار مىكند هیچکسی حرف نمىزند! دو نفر به خانۀ ایشان مىفرستند و دوتا حرف مىزنند و فلان و ... بعد هم ایشان نامه میدهد و اصلاً هم نمىگوید که این اشتباه است، مىگوید: من دیدم صلاح نیست و دشمن شاد مىشود! دشمن كیست؟! نامۀ ایشان پیش بنده است، شما بر خلاف نصوص تشیع و تسنن گفتى، حتى خود اهلتسنن هم دارند مىگویند اما شما قضیۀ قلم و قرطاس را كه از اصول و پایههاى شیعه است رد كردی! یك فاجعه در تشیع بهوجود آوردى! بعد هم ایشان بگوید: چون ما دیدیم دشمن شاد مىشود گفتیم كارى نكنیم كه .... دشمن كیست؟! دشمن تشیع خود ما هستیم نه ملكعبدالله، ما كه كمر امام زمان را با این حرفهایمان شكستیم، آنها دشمن نیستند ما دشمن هستیم. آنها فقط آدمهای نفهم وهابی هستند. دشمن تشیع آن عمامه به سر سیدى است كه زدن عمر و تكهتكه كردن حضرت زهرا علیهاالسّلام را رد مىكند. این دشمن تشیّع است نه وهابىها و اینها، دشمن تشیع اینهایی هستند كه با انكار حدیث قلم و قرطاس آمدند تمام استدلال شیعه در این هزار و چهارصد سال را به باد دادند، بعد هم چون اینها در حوزه هستند قضیه را ماستمالى مىكنیم و بعد بالاى منبر میرویم و مىگوییم که از این به بعد صحبت كردن، دشمن شاد كردن است! لذا مسئله از نظر ما تمام است.
خود بنده بعداً شنیدم که ایشان به افراد گفته بود: من نظرم همین است و از نظرم هم برنگشتهام! همین آقاى اشتهاردى كه مُرد این حرف را زد. شاهد عینى براى بنده این قضیه را نقل كرده كه او گفته است: من نظرم همین است ولى چون مخالفت كردند من نظرم را پس گرفتم. دشمن شیعه ما هستیم، دشمن امام زمان ما هستیم این حرفها چیست؟ امام جماعت كویت كتاب را آورد و به همه نشان داد و گفت: ببینید شیعه بعد از هزار و چهارصد سال تهمتهایى كه به خلفاى ما مىزد را پس گرفته است. دست شما درد نكند آقاى شیخ نودسالۀ حوزه! وقتى كه ایشان مُرد تابهحال یك فاتحه هم برایش نخواندهام! بعد از اینكه آن حرف را زد وقتى از جلویش رد مىشدم سلام هم نمىكردم بااینكه مرا مىشناخت. سلام نكردم و تا به الآن هم برایش فاتحه نخواندهام مطلقاً. ما در مبانى خودمان شوخى نداریم، مبانى مكتب اهلبیت چیزى نیست كه دادوستد و خریدوفروش بشود. در همه چیز بخواهیم مسامحه بكنیم! این یكى از آنطرف آن یكى از طرف دیگر!
