
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید میکنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی میدانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاههای اعتباری و نفسانی را تشریح میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا با شناخت دقیقتر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دامهای نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید میکنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی میدانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاههای اعتباری و نفسانی را تشریح میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا با شناخت دقیقتر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دامهای نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
11تأثیر عجیب دروس فلسفه در تحولات ذهنیات
واقعاً این دروس فلسفه و عرفان و بهخصوص فلسفه عجیب تحولاتى در ذهنیات انسان بهوجود مىآورند و واقعاً اگر كسى بخواهد به این فلسفه جامۀ عمل بپوشاند چنان انسان را در چهارچوب و نظام درمىآورد كه بر همۀ آرائش تأثیرگذار خواهد بود؛ بر فقه، مسائل، اداره، مدیریت، تدبیر، بر همۀ امور و كیفیت نظراتش تأثیرگذار خواهد بود مگر اینكه یكى بخواهد همینطور سطحى بخواند و بعد هم فقط همین نفسِ ممارست با این مطالب مدّنظرش باشد که این شخص نمىتواند چندان بهرهای ببرد.
وجود تعلّق ظاهری در اولیاء بهنحو لطیفتر و قویتر
تلمیذ: در مسئلۀ زیارت امام علیهالسّلام كه فرمودید ظاهروباطن و قربوبعد ندارد، پس زیارت براى چیست؟
استاد: مسئلۀ نفس و تعلقات نفس سرجایش هست، تعلق نفس یك تعلق الهى است كه خدا قرار داده است همانطوری که آن حضور معنوى در اینجا هست خود ظاهر هم خودش قسطٌ مِن الثمن! امام رضا علیهالسّلام همینجا هم هست چرا به زیارت امام رضا میروید؟! رفتن خدمت حضرت و قبر حضرت را زیارت كردن و بدن حضرت را از نزدیك زیارت كردن، خود همین توجه موجب انقلاب و تحول انسان مىشود همینكه آدم مىرود و خودش را در كنار او احساس مىكند در واقع بدن که نیست، آن ظاهر از آنجایى كه خودش مرتبهاى از مراتب حضور است، ـ از آن نظر، نه جنبۀ خاكى و جسمیت ـ تعلق آن روح به شخص در كنار حضور ظاهر بیشتر است.
سیدالشهدا كه در شهادت حضرت علىاكبر علیهماالسّلام مىگوید: «علَى الدُنیا بَعدَکَ العَفاءُ»1 براى چیست؟! مگر حضرت نمىدانند كه خودشان یك ساعت یا دو ساعت دیگر مىروند؟! مگر خودشان نمىدانند كه او با این وضعیت الآن دارد به چه جاها و مقاماتى مىرسد؟! حضرت همه را مىداند و یك سر سوزنى هم از ایشان مخفى نیست ولى یک تعلق ظاهر هست یا نه؟! بالأخره شما بچهتان را در یک همچنین وضعیتی ببینید ناراحت نمىشوید؟! بالأخره این تعلق ظاهر لازمۀ ارتباط نفس با این دنیا و این بدن است و در آنها هم هست و بیشتر هم هست و اتفاقاً در این تعلق، اولیاء الهى قویتر و لطیفتر هستند مثلاً در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ وقتی بچههاى ما زمین مىخوردند ما آنقدر ناراحت نمىشدیم كه ایشان ناراحت مىشدند! یا یك اتفاقى که مىافتاد براى ما عادى بود ولى ایشان تحت تأثیر قرار میگرفتند که چرا اینطور شد و چرا فلان شد! مثلاً بچه که كوچك بود و یك چیزى از ما مىخواست تا مىدیدند از ما بخارى بلند نمىشود و کاری برایشان نمیکنیم ـ آنها هم راهش را خوب یاد گرفته بودند! ـ سراغ بابابزرگشان مىرفتند و بستنى و آبنبات میخواستند! خب ایشان هم مىگفتند که بروید برایشان بخرید. این جنبه، جنبۀ پدربزرگى نیست بلکه آن جنبۀ رأفت و... است!
- . اللهوف، ص 114.
