اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات

14٬354
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

13
  • من فهمیدم مسئله چیست و چرا ایشان این‌طور تغییر كردند، مسئله این نبود كه این شخص‌ یك حكم خلاف شرع داده است بلکه مسئله این بود كه ایشان در آن موقع تمام این جنین‌هایی كه به‌واسطۀ این حكم سقط مى‌شوند را با خودشان مرتبط مى‌دیدند، قضیه این بود! این دیگر یك عالمی است كه ما نمى‌دانیم! التفات مى‌كنید چه عرض مى‌كنم؟! ما اینها را نمى‌فهمیم و این مسائل برای ما قابل هضم نیست ولی ایشان در آن موقع تمام این جنین‌ها را که بعد باید یك انسان بشوند، به دنیا بیایند، زندگى كنند، لا إله إلاّ الله بگویند، عمرشان را سپرى كنند، به آن مراتبشان برسند و چه‌بسا بعضى از اینها مى‌توانستند به مراتب كمالیه راه پیدا كنند [با خودشان مرتبط می‌دیدند]! تمام اینها همه مضمحل، باطل، محو و نابود شدند و این قضیه باعث شد كه ایشان این‌قدر به‌هم بریزند و به‌طوركلى حالشان یك هم‌چنین چیزى بشود. فعلاً كه آن آقا جایش خیلى عالى است و مشخص است كه آقا به وعده‌شان عمل كرده‌اند! از كار اولیاء خیلى باید ترسید! آدم باید حواسش باشد و پا روى دم شیر نگذارد كه خلاصه این شیرها بد شیری هستند و فیل را زمین مى‌اندازند!

  • خلاصه من گاه‌گاهى این جهت قضیه و این ربط با این مسئله را از ایشان در طول حیاتشان در موارد مختلف مشاهده می‌کردم و اصلاً ربطى به قوم‌وخویش هم نداشت و در مورد غریبه‌ها [هم این‌طور بود]. این افراد باید زمامدار و لوادار شریعت باشند. همۀ ما در تخیلات و اعتباراتیم!

  • لذا اتفاقاً اینها از نقطه‌نظر تعلق نفس از ما قوی‌تر هستند؛ هزار بار قوی‌تر و دقیق‌تر هستند و حساسیت بیشتری دارند.

  • تلمیذ: روایتى را مرحوم آقا در نور ملكوت نماز آورده‌اند كه شیطان به فرد ساجد می‌گوید: «أطاعَ و عَصَیتُ و سَجَدَ و أبَیت‌» آیا در اینجا غبطه هم می‌خورد؟! 

  • استاد: البته تا یك احساسى در ما نباشد كه این حرف را نمى‌زند! انتساب این مسئله به خودش حكایت از یك واقعیت درونى مى‌كند چون فرض كنید دارد به خودش مى‌گوید، سَجدتَ این مسئله‌اى است كه به او برمى‌گردد ولى اینكه مى‌گوید: عَصَیت، این یك وضعیتى است كه خودش دارد می‌بیند که بالأخره به‌واسطۀ این استكبار محروم شده است ﴿أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ﴾.1 او به‌واسطۀ این محروم شده است لذا ادراك ـ لفظ «درك» صحیح نیست در لغت ادراك داریم و به غلط درك آمده است ـ و شعور این مسئله براى شیطان یك امر مسلم است منتها وضعیت شیطان یك وضعیتى است كه حتى همین الآن این حیثیت در او هست یعنى اگر حتى همین الآن هم خدا این آدم را دوباره درست كند، دوباره شیطان همین استكبار را مى‌كند و دوباره همین ادراك و شعور را دارد و همین عدم سجده را دوباره انجام مى‌دهد و دوباره همین مهلت را از خدا مى‌خواهد و مى‌گوید كه حالا كه این‌طور شد پس ما شروع به إغواء بقیه مى‌كنیم! یعنى خودمان كه به یك جایى نرسیدیم و به نان نرسیدم، بقیه را هم از نان خوردن مى‌اندازیم! یعنى این جناب شیطان یك هم‌چنین مرضى دارد كه نه خودش مى‌خورد و نه مى‌گذارد بقیه بخورند! منتها یك وقتى شخص نمى‌فهمد مثلاً این [شیء] الآن نمى‌فهمد و جامد است ولى یک وقتى مى‌فهمد و به آن چیزها پى مى‌برد و به مراتب و درجات پى مى‌برد و نظیر این روایات هم زیاد است؛ پیغمبر وقتى كه به دنیا آمدند شیطان همه را جمع كرد و...2 استغفار وقتى آمد شیطان چه كرد و ... امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمودند که من صداى رنین شیطان را مى‌شنیدم كه اظهار یأس مى‌كرد و رنین و رنَّه به معناى همان لهفی است كه از نفس براى یأس می‌آید یعنى آن حالت یأسى كه براى انسان به‌واسطۀ عدم دسترسى به متوقَّع خودش پیدا مى‌شود كه می‌گوید: والهفاه كه یعنى مأیوس از دسترسى به امیال خودش شد. اینها همه حكایت از آن جهتِ دو حیثیت مخالف مى‌كند كه این یكى حیثیت، حیثیت ادراك آن مراتب است و حیثیت دوم حیثیت ذاتى است كه ذات خراب است و آن خلاصه در مقام استكبار خودش باقى مى‌ماند، این دو جهت هست.

    1. . سوره ص (38) آیه 75. معاد شناسى، ج ‌1، ص 226:
      «آیا تكبّر ورزیدى، یا از عالین‌ بودى؟!»‌
    2. . الأمالی، شیخ صدوق، ج 1، ص 285.
/ 222