اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات

14٬354
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

14
  • این دوجهت در ما هم هست؛ همین دو جهت در ما هم هست، اینهایی كه چشم نداشتند ببینند اصحاب امیرالمؤمنین علیه‌السّلام دور امیرالمؤمنین هستند ...، مگر اصحاب چند نفر بودند؟! ده نفر پانزده نفر بیست نفر را هم نمى‌توانستند ببینند. بابا شما یك لشگرید! حالا ده‌تا هم دور على باشند ده‌تا را هم نمى‌توانستند ببیند و مدام مسخره مى‌كردند و... از یك طرف مى‌فهمد كه خبر اینجاست ـ این را مى‌فهمد چون اگر بفهمد خبرى نیست دیگر مسخره نمى‌كند ـ مى‌فهمد كه اگر خبرى هست اینجا پیش على این خبر هست و آن‌طرف امثال ابوبكر و اینها همه طبل توخالى هستند و ارزشى ندارند، این را می‌فهمد ولی از یك طرف به‌خاطر نفسانیات نزد علی نمی‌رود! می‌گویند: تو هم بلند شو برو! مى‌گوید: نمی‌روم! یعنى این دو جنبه را خود ما هم داریم همۀ ما داریم مگر اینکه بالأخره انسان از این مسائل بیرون بیاید و بالكل كارش یك‌طرفه بشود والاّ همه داریم.

  • در همین جریاناتى كه پیش آمده بود و مرحوم آقا در كتابشان نوشته‌اند که یك عده‌اى براى خودشان رفتند و تشکیلاتی به‌هم زدند ...، خب دیگر به این‌طرف چه‌كار دارید؟! رفتید دیگر چه‌كار به این‌طرف دارید؟! نه، یكى‌یكى به خانۀ او بروید و او را بِكشید. خودش دارد مى‌فهمد، او یا می‌آید یا نمى‌آید، تو چرا بلند مى‌شوى به خانۀ او می‌روی و مدام زنگش را فشار مى‌دهى كه آقا چرا دنبال آقا سید محمدحسین مى‌روی؟! چرا فلان مى‌كنی؟! [می‌گفتند] اینها سنّى هستند، اینها روضه در خانه‌هایشان نمى‌خوانند، اینها قبر ابوحنیفه و شیخ عبدالقادر را زیارت می‌کنند و دیگر تهمت‌های غیر واقعی ... به آقاى حداد چه تهمت‌هایی مى‌زدند، بابا اقلاً یك چیزى بگویید كه بشود توجیه كرد! آقاى حداد سر قبر ابوحنیفه رفت؟! او كه از كربلا به زور بیرون مى‌آید، آن‌وقت بلند شود برود قبر ابوحنیفه را زیارت کند؟! واقعاً آدم وقتى چیزهاى بعد از ایشان را دید باید گفت: صد رحمت به آنها! نشستند مدام تهمت زدند! براى چه؟! به چه خواستى مى‌رسید؟! به چه توقعى مى‌رسید؟! تو راهش را پیدا كردى و نیاز به استاد ندارى و به توحید رسیدى و به همۀ مراتب رسیدى، نوش‌جانت مبارك باشد، ما به كار شما كار داریم؟! بفرما برو، چرا بلند مى‌شوى مى‌روى یكی‌یكى زیر پاى این زیر پاى آن می‌نشینی؟! افرادى بودند در آن موقع می‌رفتند و حرف می‌زدند و بار این‌طرف را زیاد می‌کردند، می‌گفتند: فلانى این را مى‌گوید و ... بابا به خدا دروغ و تهمت است!

/ 260