اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات

14٬354
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

15
  • این برای چیست؟! به‌خاطر این است كه خودش مى‌فهمد دروغ است منتها این دروغ را بر خودش هم مى‌خواهد مخفى كند! اگر نفهمد دروغ است سرش را پایین مى‌اندازد و مى‌رود، اینكه سراغ این‌وآن می‌روی برای چیست؟!

  • یك بنده خدایى بود با ما مدت‌ها بود ارتباط نداشت ـ البته سابق ارتباط داشت ولى تا حدود هفده یا هجده سال ما دیگر ایشان را اصلاً ندیدیم ـ تااینكه یكى دوسال اخیر ارتباطى پیدا شد و بنده خدا به ما اظهار محبت و اینها مى‌كند. اخیراً به من تلفن زد و گفت: آقا یك چند نفرى به خانۀ ما آمدند تا ما را هدایت كنند! گفتم که چطورى هدایتت كردند؟! گفت: اول شروع كردند به شما فحش دادن، به آنها گفتم: احمق‌ها اگر مى‌خواهید هدایت كنید، این رسم هدایت است؟! بلند شوید بروید گم شوید! حالا من مى‌خندیدم و او مى‌گفت: چرا مى‌خندی؟! بگذار بگویم، گفتم: نمی‌خواهد بگویی! این شخص را من هجده سال بود كه ندیدم و من هم كه سراغش نرفتم بلکه خودش سراغ من آمد نه‌اینكه من سراغش بروم. او این حرف را به آنها زده که شما در این بیست سال كجا بودید؟! چرا الآن پیدایتان شد؟! خودش اتفاقاً آدم اهل بحث است و همه را چنان مقهور کرد که دست از پا درازتر از خانه‌اش بیرون رفتند! ایشان هم پزشك خبره‌اى است و هم اینكه از نظر سواد اهل درس و مطالعه است و در دانشكده هم درس معارف مى‌دهد. گفته بود او كه سراغ من نیامد، من سراغش رفتم، تازه شما خیال مى‌كنید رفتن من همین‌طورى بود؟! من وقتى كتابش را مطالعه كردم؛ جلد اول و دوم [اسرار ملکوت] را مطالعه كردم دیدم ایشان یك مطالبى را گفته است که ... او ادعایى ندارد، به آنها گفت که ایشان در مدت دو ساعت یك كلمه به من نگفته است، فقط رفتیم سلام‌ علیكم حالتان خوب است؟ همین! شما دنبال چه مى‌گردید؟! ایشان كه این حرف‌ها را به من نزد، شما آمدید دارید این حرف‌ها را به من مى‌زنید، شما خیال مى‌كنید من گاوم! من خودم سیصد دفعه آقا را تست كردم، شما خیال مى‌كنید همین‌طورى بود؟! بله، ما حرفى نداریم مى‌آییم آنجا جلوى شما صحبت مى‌كنیم و بحث مى‌كنیم، اگر [حرف شما] ثابت شد ما مى‌پذیریم. دیدیم سرشان را پایین انداختند! آقایى كه وضعیتش آن‌طور است كه شصت سال سن دارد، وقتی او را به سینۀ دیوار چسبانده آن‌وقت دیگر بقیۀ افراد كه جاى خود دارند!

/ 613