
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید میکنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی میدانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاههای اعتباری و نفسانی را تشریح میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا با شناخت دقیقتر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دامهای نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید میکنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی میدانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاههای اعتباری و نفسانی را تشریح میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا با شناخت دقیقتر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دامهای نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
16گفت که همین یك كار شما دلیل بر بطلانتان است که شما در طول بیست سال كجا بودید؟! شما در این بیست سال سراغ من آمدید؟! چرا الآن پیدایتان شد؟! آدم باید فهم داشته باشد، فكر داشته باشد، تو كه الآن مىگویى که ما الآن نیاز نداریم، ما آقاى انصارى را دیدیم و همه چیز را ایشان براى ما تمام كرده بسیار خوب برو جلساتت را تشكیل بده، دیگر مدام سراغ اینوآن رفتن به چه انگیزهاى است؟! این همین است چون میداند که در اینجا یك خبرى هست والاّ اگر خبرى نبود رها مىكرد و مىگفت که بگذار برود ولی چون مىبیند که یك خبرى هست و او هم از نظر نفسانى نمىتواند خودش را رها كند و از نفسانیت بیرون بیاورد، این نفس شروع به بههم ریختن مىكند و میگوید که حالا برویم ضربه بزنیم!
او دنبال انتقام گرفتن از جهل خودش است! دارد الآن از جهل خودش انتقام مىگیرد؛ جهل نسبت به راه، علم دارد كه حقیقت اینجاست او هم مىگوید که در باز است و بلند شو بیا، او كه نمىگوید: در بسته است. آقاى مطهرى رفت پیش آقاى حداد و برگشت و گفت که این سید مُحیى است آقاى ... رفت گفت: ما هرچه سؤال مىكنیم دارد جواب مىدهد. هركسى پیش او رفت مىگوید که او یك فرد غیرعادى است، در را هم كه نبستهایم، در باز است، بفرمایید بیاید صحبت كنید بحث كنید اگر ما محكوم شدیم بلند شوید بروید! این حرف ما است. تو كه یك همچنین وضعى را مىبینى بهجاى اینكه بروى زیرآب اینوآن را بزنی، بهجاى آن بلندشو برو جلوى بقیه زیرآب او را بزن، یك دفعه همه را راحت كن! یك مناظره راه بینداز زیرابش را بزن، همه هم میبینند بیست نفر نشستند و دیگر نمىتواند حرف بزند، اما آنجا دیگر این حرفها نیست یكدفعه همه چیزشان میرود ﴿هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾1 میشوند. لذا از این پشت میآید و میگوید که برویم آن یكى را ببینیم آن یكى را از آنطرف رد كنیم این یكى كه از این در آمد خب فلانى هم آمد و یكى كم شد، دلمان خنك شد یك نفر كم شد، ولى امیرالمؤمنین در خانهاش مىنشیند و میگوید که همه رفتید، بروید! احمقها اگر دلم میسوزد بهخاطر دین خود شما دلم میسوزد و بهخاطر عاقبت خودتان دلم مىسوزد. همه دنبال ابوبكر بروید! من هم مىروم در خانه مىنشینم، یك بیل دست مىگیرم فردا میروم بیل مىزنم و قنات مىكنم، كارهاى زراعتى میکنم، بهدنبال كارها و اشتغالات علمى مىروم؛ قرآن را جمع مىكنم و به قرآن حاشیه مىزنم و شرح مىكنم و كارهاى علمى را اینطور انجام مىدهم.
- . سوره فرقان (25) آیه 23.
﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواْ مِنۡ عَمَلٖ فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا﴾.
ترجمه: «و ما توجه به اعمال (فاسد بیخلوص و حقیقت) آنها کرده و همه را (باطل و نابود چون) غباری پراکنده میگردانیم.» (محقق)
- . سوره فرقان (25) آیه 23.
