جلسه ۶۰۷
10و بخاطر همین مظلومیت است كه ظهورش در میان مردم به نحوی است كه اگر میآمد خود مردم اعتراض میكردنند. یكی از آقایان میگفت اتفاقا الان در قم است میگفت من نجف كه بودم در مجلسی فردی از ایران آمده بود در آنجا و در آن مجلسی كه علما و اینها بودند اصلا اعتراض می كرد و میگفت من در این كار امام حسن اشكال دارم صریحا میگفت، میگفت ایشان حق نداشتند با معاویه صلح كنند، با این جسارت صحبت میكرد میگفت این جریان بود تا اینكه جریان آقای حكیم پیش آمد ـ حالا خدا خواست متنبهاش كند ـ در زمان عبدالسلام عارف كه جریان آقای حكیم پیش آمد آقای حكیم در یك وضعیتی قرار گرفته بود از نظر، تبلیغات حزب بعث و از نظر سیطره بر افكار عمومی و از نظر بروز و ظهور بعضی از مواضع منفی كه مورد من حیث المجموع قبول مردم نبود وضعیتی پیش آمد كه اگر آقای حكیم را میكشتند آب از آب تكان نمیخورد هیچ قضیهای اتفاق نمیافتد میگفت رفتیم پیش آقای حكیم، گفتیم شما چرا راجع به آقای عبدالسلام اقدام نمیكنید؟ ایشان گفتند اگر الان انجام بدهم به صلاح است؟ خودشان گفتند كه آقا دست نزنید الان هیچ فایدهای ندارد غیراز اینكه یك سیدی كشته میشود ودیگر هیچ، بعد هم یعنی جریانات و تبلیغات و اذهان افراد به نحوی بودو آنچنان آماده شده بود برای اینكه آقای حكیم را بكشند و بروند پی كارش. میگفت آنجا همان شخصی كه به امام حسن گیر می داد، آمد توبه كرد آن شب گفت الان فهمیدم كه چرا امام حسن هم صلح كردند، آن وقت خدا میخواست این را متوجه بكند این هم در یك همچین شرایطی قرار گرفته بود واقعا اگر معاویه امام حسن را میكشت هیچ اتفاقی نمیافتاد حالا مردم یك مقدار گریه میكردند و تمام میشد. در جلد سوم احتمالا توضیح میدهم و قضیه میرسد كه خیلی فرق است. مشكل ما این است كه ما احكام شرع را جدای از احاطه و استیلاء ولایت پذیرفتیم یعنی در مساله شرع دوچیز در اینجا مورد توجه باید قرار بگیرد یكی مساله ولایت، ولایت امام علیهالسلام كه ولایت معصوم است كه ﴿ما نودی بشیء مثل ما نودی بالولایه﴾ این یك مساله، مساله دیگر احكام ظاهری است صلاه و صوم و زكات و حج و امر به معروف و نهی از منكر و سایر مسائل اینها احكام ظاهر، ما آمدیم احكام ظاهر را گرفتیم وولایت را در جنب آن به عنوان یك نحوه فقط تعلق و ربط قبول كردیم نه بیشتر و در اینجا گیر افتادیم یعنی فرق بین خود و بین اهل تسنن را ما در این میدانیم در حالیكه اهل تسنن همین احكام را دارند آنها هم امر به معروف دارند آن هم نهی از منكر دارند حالا اهل تسنن سازمانهای امر به معروف و نهی از منكر ندارند؟ این طرف و آن طرف دارند دیگر، مامورین نهی ازمنكر دارند امر به معروف دارند حج هم دارند خوب البته بعضی از مسائل را با هم اختلاف داریم فرض كنید ما رمی جمرات را بعد از زوال انجام میدهیم و اهل تسنن صبح تا ظهر انجام میدهند حالا خوب آنها انجام میدهند ساعتش با ما فرق میكند تفاوتی كه ندارد ساعتش فرق میكند آنها هم نمازشان روبه قبله است ما هم نمازمان روبه قبله است حالا ما دست را روی پا میگذاریم و آنها دست را روی شكمشان میگذارند بالاخره همه چیز آنها شكمشان است این را عمر درآورد. از نظر احكام ظاهر فرق چندانی ندارد منتهی آنها مساله ولایت را اصلا قبول ندارند ومی گویند این یك چیزهایی است كه شیعه درآورده است ما ولایت نداریم و فقط حاكم داریم خلیفه بعد از رسول خدا این خلفای راشدین است و بعد از آنها هم این خلفا بودند و الان هم كه حاكمشان همان امیر و متولی است ولی ما نه، ما فقط تنها هنرمان این بود كه آمدیم یك امام زمان را در كنار این قرار دادیم یك امام زمانی كه هیچ كار هم ازاو برنمیآید رفته در یك جایی كه اصلا نه ازاو خبری هست این فقط اعتقاد وعقد قلبی، فقط عقد قلبی برای اینكه این امام، امام دوازدهم است و موجود است و بعد هم ظهور پیدا میكند به همین مقدار مصحح اعمال و احكام ظاهری است و نه بیشتر آنوقت در اینجا گیر میكنیم یعنی وقتی كه ما ولایت را متصرف در امور خود ندانیم و او را صاحب اختیار ندانیم و او را ولی و صاحب اراده خود و اقرب الینا من حبل الورید ندانیم آن وقت در اینجا گیر میكنیم شروع میكنیم طبق احكام ظاهری وطبق مدركات خودمانمیرویم امام زمان را هم در اینها در كنار مساله قرار میدهیم و هست و دارد ما را هم میبیند و دارد زندگی خودش را میكند و ما هم داریم زندگی خودمان را میكنیم.

