اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت

14٬537
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی می‌کنند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» به‌عنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید می‌ورزند. در ادامه، این بحث به حوزه‌های معرفتی و عملی کشیده شده و بیان می‌شود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافی‌الضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقه‌ای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان می‌دارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل می‌شوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی می‌کنند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» به‌عنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید می‌ورزند. در ادامه، این بحث به حوزه‌های معرفتی و عملی کشیده شده و بیان می‌شود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافی‌الضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقه‌ای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان می‌دارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل می‌شوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

22
  • شریعت واقعی!

  • ولی نه، اگر گفتیم که این احکام ظاهر باید در زیر ولایت و تصرف امام باشد و این را قبول کردیم که احکام ظاهری‌ای ممضیٰ است که تحت تصرف امام باشد و از آنجا به ما القاء بشود صَلّوا إذا أمَرتُکُم باشد؛ وقتی امام زمان بگوید: إذا أمَرتُکُم، صَلّوا، و إذا لا نأمُرُکُم لا تُصَلّوا! إذا أمَرتُکُم صوموا إذا لم نأمُرُکُم لا تصوموا، إذا أمَرتُکُم حَجّوا و امثال‌ذلک اگر باشد آن موقع تازه شریعت ما، شریعت خواهد بود. این احکام سرجایش هست ولی این‌ احکام باید تحت ولایت امام شکل بگیرد این می‌شود «وَ لَم یُنادَ بِشَیءٍ کَما نودیَ بِالوَلایَة» نه‌اینکه فرض کنید قبول داریم که امام زمان داریم خب با اهل‌تسنن چه فرقی کردیم؟! آنها می‌گویند: نداریم ما می‌گوییم: داریم، داریم که داریم! از نظر اعتقاد بین ما و آنها فرقی نیست؛ آنها می‌گویند: امام زمان وجود ندارد! البته اهل‌تسنن اعتقاد دارند و می‌گویند: آن مهدی موعود متولّد می‌شود!1 آنها هم ظهور حضرت را قبول دارند منتها می‌گویند: متولّد می‌شود، ما می‌گوییم که نه، او بوده و هست و الآن هم در یک چنین سنینی هست و وضعیتش این‌طور است و در دنیا هم حرکت می‌کند و رفت‌وآمد می‌کند منتها ما خبر نداریم؛ ممکن است در همین مدرسه هم باشد و ندانیم، اطلاع نداریم.

  • لزوم عدم موضوعیت داشتن احکام ظاهر درقبال ولایت

  • از نقطه‌نظر عملی بین ما و آنها چه فرقی هست؟! هیچ فرقی نیست. کجای ما به امام زمان علیه‌السّلام متصل شد؟! ما چه وقتی به امام زمان اتصال پیدا کردیم تا دستور بگیریم؟! اشکال اینجاست! آن‌وقت در چنین طرز تفکری دیگر خود این احکام ظاهر درقبال ولایت موضوعیت پیدا می‌کنند لذا دیگر از پیش خود هرچه بخواهیم انجام می‌دهیم. امام زمان غائب است و خودمان هرچه می‌خواهیم [می‌گوییم]، ولی اگر خود را تحت ولایت قرار دادیم او هم می‌داند چه‌کار کند! او هم می‌داند چطوری تصرف کند! او امام است، مثل من که نیست! او هم می‌داند چطوری تصرف کند! او هم می‌داند چطوری القاء مفاهیم، معانی، فتح طرق و سدّ ابواب کند! از یک طرف راه‌ها را باز کند، از یک طرف بعضی از راه‌ها را ببندد، از یک طرف چه معنایی را القاء کند و چه چیز را القاء نکند. لذا ما از نقطه‌نظر ظاهر خیلی با سنّی‌ها فرق و تفاوتی نداریم.

    1. . شرح نهج البلاغة، ابن أبی‌الحدید، ج 1، ص 281.
/ 613