اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

نقش ادراک صحیح در شناخت حقایق و اولیاء الهی

14٬457
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه می‌پردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان صورت‌های کلی را به صورت‌های ذهنی مبهم تبدیل می‌کند و چرا این صورت‌های ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیب‌شناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده می‌شود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان می‌کنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورت‌های ذهنی و حب و بغض‌های نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه می‌دهد.

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «تشخص» در فلسفه متعالیه می‌پردازند. ایشان با بررسی تفاوت میان اعتبار و انتزاع، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان صورت‌های کلی را به صورت‌های ذهنی مبهم تبدیل می‌کند و چرا این صورت‌های ذهنی، برخلاف تصورات اعتباری، ریشه در واقعیت دارند. در ادامه، بحث به آسیب‌شناسی ادراک ناقص انسان از اولیاء الهی و حقایق عالم ملکوت کشیده می‌شود. استاد با نقد رویکردهای سطحی و گزینشی در فهم دین، بر اهمیت جرئت در مواجهه با حقیقت تأکید کرده و بیان می‌کنند که بسیاری از اختلافات کلامی و انحرافات فکری، ناشی از عدم انتزاع صحیح صورت‌های ذهنی و حب و بغض‌های نفسانی است. این جلسه با تأکید بر لزوم بازگشت به سنت اصیل نبوی و پرهیز از تعصبات کورکورانه، راهکارهایی برای دستیابی به فهمی عمیق و غیرمغرضانه از معارف وحیانی ارائه می‌دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مفهوم تشخص و حقیقت صورت ذهنی

15
  • در آخر به آنها رو کردم و همین حرف را زدم؛ گفتم: یک سؤال از شما می‌کنم آیا شما عاقل هستید یا نه؟! خیلی به آنها برخورد! اتفاقاً چندتا از آن افسرهای سعودی هم بودند و خوب هم گوش می‌دادند معلوم بود که می‌خواهند بفهمند، فقط در آنجا یک نفر بود که از آن چفیه‌های قرمز بر سر داشت که خیلی نگران بود و دو سه دفعه آمد و رفت و می‌گفت: اینها رافضی هستند! به او گفتم: چرا می‌‌گویی که رافضی‌اند؟! بیا بنشین! مگر اینها ننشسته‌اند؟! گفتم: خیال کردی فقط تو آدمی؟! مگر اینها نیستند؟! خب تو هم بیا بنشین! منتها رفت و دیگر نیامد! به آنها این حرف را زدم، گفتم: شما عاقل هستید یا نه؟! همه سرشان را پایین انداخته بودند، گفتم: همین الآن امشب در کنار کعبه ما یک قراری باهم می‌گذاریم؛ نه شما سنّی باشید و نه من شیعه، خوب است؟! اصلاً ما همه مسیحی! نه شما سنّی و نه من شیعه! شما از سنّی‌گری دست بردارید و من هم از شیعه‌گری دست برمی‌دارم! همه امشب مسیحی هستیم و امشب می‌خواهیم مسلمان بشویم، قبول است؟! گفتم: بلند می‌شویم سراغ کتب می‌رویم، آن‌هم از کتب خودتان نه از کتب شیعه! کتب اهل‌تسنن، کتب شیعه را دست نمی‌زنیم این‌هم یک ارفاق برای شما! امشب مایی که الآن مسیحی هستیم ـ پانزده نفر یا بیشتر بودیم ـ از کتب اهل‌تسنن می‌خواهیم برویم مسلمان بشویم نه ابوبکر را می‌شناسیم نه علی را نه عمر و نه حسن را می‌شناسیم هیچ‌کدام را نمی‌شناسیم فقط می‌دانیم پیغمبری به این نام آمده و بعد از او امت دچار اختلاف شده‌اند و یک عده به‌سمت ابوبکر رفتند و یک عدۀ قلیلی هم به‌سمت علی رفتند. فقط همین، اختلاف شده است و ما بعد از این پیغمبر و بعد از اینکه مسلمان شدیم می‌خواهیم ببینیم چه راهی را انتخاب کنیم؛ آن‌طرف حق است یا این‌طرف؟! سراغ کتب خود شما می‌رویم؛ آنچه که در کتاب‌هایتان هست، هرکدام از علی و ابوبکر بر دیگری ترجیح داشتند به‌دنبال او و مکتب او می‌رویم، قبول است؟!

/ 222