اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

نقش وجود در تمایز ماهوی و استقلال اشیاء خارجی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث «جزئیت» و «تشخص» در فلسفه می‌پردازند. بحث با تحلیل این نکته آغاز می‌شود که چگونه ذهن با سلب استناد صورت ماهوی از وجود، آن را برای انطباق بر اشیاء خارجی آماده می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نظریه امکان تکثر ماهیت واحده، به این حقیقت مبنایی اشاره می‌کنند که عامل اصلی تشخص و استقلال هر شیء، تنها «وجود» است و ماهیت به‌تنهایی فاقد چنین قابلیتی است. در این مسیر، تفاوت میان «امتیاز» و «تشخص» بررسی شده و با مثال‌هایی از عالم ماده و مجردات، روشن می‌شود که چگونه وجود برای ظهور و ابراز خود در مرأی و منظر، ناگزیر از تلبس به حدود ماهوی است. این جلسه با تأکید بر مراتب ادراک و لزوم ارتقای وجودی برای درک حقایق، به تبیین این نکته ختم می‌شود که تشخص، امری ذاتی برای وجود است که اشتراک را برنمی‌تابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت تشخص و جزئیت در وجود

13
  • فرق امتیاز با تشخّص

  • فإنَّ الامتیازَ فی الواقعِ غیرَ التشخُّص إذِ الأولُ لِلشیءِ بِالقیاسِ إلی المُشارکاتِ فی أمرٍ عامٍ و الثانی بِاعتبارهِ فی نفسِه حتی أنَّه لو لَم یکن لَه مشارِکٌ لا یحتاجُ إلی مُمیزٍ زائدٍ معَ أنّ لَه تشخُّصاً فی نَفسِه.1

  • امتیاز با تشخّص فرق می‌کند؛ امتیاز یعنی مِیز بین دو شی‌ء خارجی، ماهیت و تشخّص یعنی استقلال در وجود. امتیاز به شی‌ء برمی‌گردد و عارض به شی‌ء در قیاس با سایر آن مشارکات در امر عام است. فرض کنید این در مکان شرکت دارد ولی امتیازش به این است که جای آن فرق می‌کند، این به وزن شرکت دارد ولی امتیازش به این است که وزن تفاوت می‌کند، اینها در لون شرکت دارند ولی امتیازش به این است که لونش فرق می‌کند و در کم شرکت دارند ولی امتیازش به این است که کم، کم‌وزیاد می‌شود، امتیاز به چیزی برمی‌گردد که در شرکت یک امر عامی بین دو چیز باهم متشارکین وجود دارند و امتیاز در همان شرکت بین آنها فرق قائل می‌شود ولی تشخّص به این برنمی‌گردد و به خود وجود او برمی‌گردد.

  • دومی که تشخّص باشد به اعتبار نفس شی‌ء است نه به اعتبار قیاس او با شی‌ء دیگر، حتی اگر مثل وجود باری تعالی برای شی‌ء مشارکی نباشد احتیاجی به ممیز زائد ندارد ولی تشخّصش را دارد! مشارک ندارد چون اصلاً وجود و جوهرۀ او فرق می‌کند ولکن تشخّص دارد پس تشخّص به ذات شی‌ء برمی‌گردد و امتیاز به فرق بین او و بقیه برمی‌گردد در اموری که باهم متشارک هستند.

  • و لا یَبعُد أن یکونَ التَمیُّزُ یوجِبُ لِلشیءِ إستعدادَ التشخُّصِ فإنّ النوعَ المادّی المُنتَشَر ما لَم یَکن المادةَ متخصِّصةَ الاستعداد لِواحدٍ مِنه لا یفیضُ وجودُه عنِ المبدأ الأعلیٰ.2

  • بعید نیست که این‌طوری بگوییم که تمیّز از نقطه‌نظر استجلاب فیض از ناحیۀ پروردگار موجب استعداد تشخّص می‌شود یعنی وقتی که تمیّز برای شی‌ء پیدا بشود آن موقع قابلیت پیدا می‌کند که از ناحیۀ پروردگار به او افاضه بشود. قبل از تمیّز که آن ماهیت در مرتبۀ یک ماهیت مبهمه است هیچ‌وقت استجلاب فیض نمی‌کند، فیض می‌خواهد به چه بخورد؟ افاضۀ اشراقیه می‌خواهد به چه بخورد؟! به امر مبهم؟! به امر مبهم که نمی‌خورد! بنابراین وقتی که ماهیت در وعاء خودش نه در وعاء خارج دارای تمیّز شد ـ صحبت در این است که هنوز فیض وجود به او افاضه نشده است ـ اگر این افاضه بخواهد صورت خارجی پیدا کند باید این صورت خارجی شی‌ء متمیز باشد گرچه همین تمیّز هم از ناحیۀ آن افاضه پیدا می‌شود ولی اینها از نظر رتبه فرق می‌کنند.

    1. . همان.
    2. .همان.
/ 260