
اتحاد نفسانی در علم حضوری
تجلی وحدت وجود در ارتباط اولیاء الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکمی پیرامون حقیقت تشخص و علم حضوری میپردازند. بحث با نقد وابستگیهای افراطی به اطرافیان و تأثیرات سوء آن بر نفس آغاز شده و سپس به تحلیل فلسفیِ علم حضوری و اتحاد نفسانی میان مدرِک و مدرَک منتقل میشود. ایشان با بهرهگیری از شواهد عرفانی، تفاوت میان علم حصولی و حضوری را تشریح کرده و با ذکر نمونههای تاریخی همچون اتحاد اویس قرنی با پیامبر اکرم (ص) و کیفیت احرام امیرالمؤمنین (ع)، حقیقتِ وحدت وجود را در مراتب سلوکی تبیین میکنند. در نهایت، این مباحث بهعنوان اسرار ولایت معرفی شده و بر ضرورت پرهیز از ظن و گمانهای شخصی در انتساب آراء به بزرگان تأکید میگردد تا حقیقتِ ولایت از تحریفات مصون بماند.
اتحاد نفسانی در علم حضوری
6کیفیت اتحاد اویس قرنی با پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم
تلمیذ: آیا در قضیۀ مجنون و اویس اتحاد نفسانی است که تأثیر میگذارد یا چیز دیگری است؟
استاد: اویس واقعاً خودش را با پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم یکی میدید نهاینکه این اثر را احساس کند و بعد روی او هم اثر بگذارد! [اینطور نیست که] حالا که بر او اثر گذاشته و دردش آمده است به او هم منتقل شود، نه! یک واقعیت و حقیقت میآید، یک سنگ میآید و با این وضعیت و تشخّص اصابت میکند منتها چون پیغمبر در اُحد هست، به پیغمبر میخورد و چون اویس در یمن هست، در یمن به او میخورد! یکی است و دو صورت دارد؛ این صورتش بهواسطۀ زید بن کذا به پیغمبر میخورد و او بهواسطۀ سنگ کسی که از یک جایی پرت میکرد و فرض کنید میخواست به کلاغ بزند یا به خرمایی یا چیزی بزند تا بیفتد، اویس هم داشته از آنجا میرفته و اتفاقاً به او خورده است. یک واقعیت به دو مصداق و دو صورت و دو شکل میآید درحالیکه اصل یکی است و به هردو میخورد، این مسئلۀ اتحاد است.
تلمیذ: در واقع سنگی که اصابت کرد دوتاست و به دو ماده برخورد کرد؟
استاد: ببینید این اتحادی که وجود دارد باعث میشود آن تقدیر و مشیّت خدا هم نسبت به اینهم واحد بشود و از آنجایی که این افراد خودشان دو ماده دارند که یک ماده در اُحد هست و یک ماده در یمن هست، این تقدیر واحد چگونه در خارج شکل پیدا میکند؟! آن تقدیر توسط یک نفر از مشرکین تحقق پیدا میکند و همان تقدیر فرض کنید توسط یک نفر حتی یک بچه در یمن تحقق پیدا میکند! یک واقعیت است منتها از باب اینکه ماده دوتاست، به دو ماده و به دو ظهور تبدیل میشود، یک امر است و آن یک امر [به دو ماده تبدیل میشود].
