اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد نفسانی در علم حضوری

تجلی وحدت وجود در ارتباط اولیاء الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکمی پیرامون حقیقت تشخص و علم حضوری می‌پردازند. بحث با نقد وابستگی‌های افراطی به اطرافیان و تأثیرات سوء آن بر نفس آغاز شده و سپس به تحلیل فلسفیِ علم حضوری و اتحاد نفسانی میان مدرِک و مدرَک منتقل می‌شود. ایشان با بهره‌گیری از شواهد عرفانی، تفاوت میان علم حصولی و حضوری را تشریح کرده و با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون اتحاد اویس قرنی با پیامبر اکرم (ص) و کیفیت احرام امیرالمؤمنین (ع)، حقیقتِ وحدت وجود را در مراتب سلوکی تبیین می‌کنند. در نهایت، این مباحث به‌عنوان اسرار ولایت معرفی شده و بر ضرورت پرهیز از ظن و گمان‌های شخصی در انتساب آراء به بزرگان تأکید می‌گردد تا حقیقتِ ولایت از تحریفات مصون بماند.

اتحاد نفسانی در علم حضوری

7
  • یک امر هلاکت چطور بر قوم عاد می‌آید؟ سه‌تا هلاکت که نیست، یک تقدیر است که بر همه باید نقش پیدا کند منتها این هلاکت که پایین می‌آید هم به این می‌خورد و هم به آن! ده‌تا نیست، یکی است و یک مشیّت است که باید بیاید و همۀ این جمع را بگیرد. در جریان اویس و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم هم که این قضیه اتفاق افتاد مسئله همین بود؛ یعنی تقدیر این است که دندان رسول خدا در روز [جنگ] اُحد بشکند و از آنجایی که اویس با پیامبر اتحاد دارد [دندان او هم می‌شکند]!

  • حالا نگویید که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام که با پیغمبر متحدتر بود چرا برای او این اتفاق نیفتاد! مشیّت بر این است که الآن در این وضعیت او دچار این بلیه بشود، حالا چه حالت خاصی در آن موقع بوده است که آن حالت خاص با اویس در آن زمان منطبق شده است و در زمان دیگر با امیرالمؤمنین منطبق می‌شود و در زمان دیگر با سلمان منطبق می‌شود و در هر زمانی با یکی [منطبق می‌شود را نمی‌دانیم]! چه‌بسا اینکه در خیلی از موارد ممکن است که این قضیه مصلحت خدا نباشد که برای امیرالمؤمنین باشد! بالأخره یک اسراری هم در اینجا هست که اگر قرار باشد هر چیزی برای پیغمبر بیاید همان برای امیرالمؤمنین نازل‌ بشود آن‌وقت دیگر در اینجا امتحان نمی‌شود! آن‌وقت برداشت‌های مردم نسبت به این مسئله چطور خواهد بود؟! این‌طور نیست که این مسئله همین‌طوری بدون حساب‌وکتاب و برنامه باشد!

  • ما هم در دوران حیات خودمان از بزرگان و از افراد و اینها نظایر این مسائل را دیدیم. یکی از قضایایی که پیغمبر می‌فرماید: یا علی أنت منّی قضیه‌ای است که حضرت رسول، امیرالمؤمنین علیهما‌السّلام را برای جنگ به یمن و جبهه‌های اینجا فرستاده بود، وقتی حضرت به مکه برگشتند قرار بود احرام ببندند و چون نمی‌دانستند چه احرامی ببندند، نیت کردند که احرام را به احرام رسول خدا ببندند.1 این یکی از آن مواردی است که حضرت در آنجا بین خود و پیغمبر احساس وحدت می‌کرد! همین‌طوری نبود که بگوید: [من به نیت] رسول خدا احرام می‌بندم! اگر ما بگوییم: [به نیت] رسول خدا احرام می‌بندیم خدا می‌گوید: ارواح عمه‌تان! بلند شوید بروید احرامتان را ببندید و خیلی هم از این زیاده‌روی‌ها نکنید! آن امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است که می‌گوید: احرام من احرام رسول خداست، حالا هرچه هست! آیا در آن موقعیت امیرالمؤمنین می‌دانست که رسول خدا چه احرامی بسته است یا نه؟! نه، فقط نفس آن حضرت در همان احرامی قرار گرفت که پیغمبر در آن موقع نیت کرده بود. پیغمبر نیت چه احرامی کرده بود؟!

    1. علل الشرائع، ج 2، ص 412.