اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد نفسانی در علم حضوری

تجلی وحدت وجود در ارتباط اولیاء الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکمی پیرامون حقیقت تشخص و علم حضوری می‌پردازند. بحث با نقد وابستگی‌های افراطی به اطرافیان و تأثیرات سوء آن بر نفس آغاز شده و سپس به تحلیل فلسفیِ علم حضوری و اتحاد نفسانی میان مدرِک و مدرَک منتقل می‌شود. ایشان با بهره‌گیری از شواهد عرفانی، تفاوت میان علم حصولی و حضوری را تشریح کرده و با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون اتحاد اویس قرنی با پیامبر اکرم (ص) و کیفیت احرام امیرالمؤمنین (ع)، حقیقتِ وحدت وجود را در مراتب سلوکی تبیین می‌کنند. در نهایت، این مباحث به‌عنوان اسرار ولایت معرفی شده و بر ضرورت پرهیز از ظن و گمان‌های شخصی در انتساب آراء به بزرگان تأکید می‌گردد تا حقیقتِ ولایت از تحریفات مصون بماند.

اتحاد نفسانی در علم حضوری

8
  • آثار منحصر به فرد انواع حج

  • انسان نیت هر احرامی کند یک اثر خاصی دارد؛ احرام به عمرۀ مفرده ببندد یک اثری دارد، عمرۀ تمتع ببندد یک اثر دارد، قِران باشد یک‌طور است و اِفراد باشد یک‌طور است، اینها هرکدام اثر خاصّ خودشان را دارند و به مقتضای آن اثر، آثار و افعالش هم فرق می‌کند؛ در عمرۀ مفرده انسان یک افعالی دارد و در عمرۀ تمتع یک افعال دیگر دارد؛ فرض کنید که در آنجا طواف نساء ندارد و در این یکی دارد، در آنجا اشعار برای شتر و حذاء بر گردن گوسفند انداختن ندارد، در اینها این مسائل را دارد. خود کیفیت عمرۀ قران اثر خاصّ خودش را دارد و با عمرۀ تمتع فرق می‌کند لذا شما می‌بینید در بعضی از آن تکالیفی که متوجه‌ انسان است، تکالیف و افعال هم مختلف می‌شود.

  • حالا امیرالمؤمنین نمی‌داند که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم چه [احرامی] بسته است، اگر می‌دانست که می‌گفت: قِران یا عمره. پیغمبر سؤال کردند که یا علی به چه نیت احرام بستی؟ حضرت فرمود: من به همان نیتی که شما کردی [احرام بستم]. یعنی چه؟ فرض کنید حضرت در آن‌وقت متوجه بود و نخواست جلوی افراد بگوید ولی خواست این را به پیغمبر بگوید، ما دیگر این را نمی‌دانیم و آن مقداری که ما اینجا می‌دانیم این است که امیرالمؤمنین در آن موقع نیت کرده است به آن نیتی که پیغمبر کرده [احرام ببندد]. چرا؟! مگر دو نفر نیستند؟! مگر دوتا تکلیف ندارند؟! بالأخره دو نفر هستند و دوتا مکلف هستند پس دوتا تکلیف دارند، اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بیاید و در موقع احرام بگوید: خدایا من احرام می‌بندم به همان نیتی که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بسته است، خدا می‌گوید که چرا این کار را کردی؟ تو باید ببینی تکلیف خودت چیست! شاید پیغمبر خواسته است که نیت قِران یا تمتع یا اِفراد بکند، شما چرا خواستی [به نیت احرام او] احرام ببندی؟! این در اینجا همان وحدت است. چون امیرالمؤمنین در موقع احرام، خود را با پیغمبر یک وجود دید! خب همان‌که او [نیت] کرده برای من هم [نیت] کرده است و ما هم یک لبیک می‌گوییم؛ او چند روز پیش نیت کرده و ما فقط لبیک آن را می‌گوییم! لبیکش را گفت و آمد و احرام هم درست است درحالی‌که علما و فقها می‌فرمایند که انسان باید نیت کند که به نیت اِفراد یا قِران است. امیرالمؤمنین چه نیتی کرد؟ ما نداریم که حضرت نیت کرده باشد، فقط اینکه راجع به حضرت آمده این است که به آن نیتی که رسول خدا به آن نیت احرام بست، [احرام بسته است].