اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اتحاد نفسانی در علم حضوری

تجلی وحدت وجود در ارتباط اولیاء الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی حکمی پیرامون حقیقت تشخص و علم حضوری می‌پردازند. بحث با نقد وابستگی‌های افراطی به اطرافیان و تأثیرات سوء آن بر نفس آغاز شده و سپس به تحلیل فلسفیِ علم حضوری و اتحاد نفسانی میان مدرِک و مدرَک منتقل می‌شود. ایشان با بهره‌گیری از شواهد عرفانی، تفاوت میان علم حصولی و حضوری را تشریح کرده و با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون اتحاد اویس قرنی با پیامبر اکرم (ص) و کیفیت احرام امیرالمؤمنین (ع)، حقیقتِ وحدت وجود را در مراتب سلوکی تبیین می‌کنند. در نهایت، این مباحث به‌عنوان اسرار ولایت معرفی شده و بر ضرورت پرهیز از ظن و گمان‌های شخصی در انتساب آراء به بزرگان تأکید می‌گردد تا حقیقتِ ولایت از تحریفات مصون بماند.

اتحاد نفسانی در علم حضوری

9
  • تلمیذ: خود نفس عمل نیت است دیگر، بروز خارجی که همه ببینند نداشت.

  • استاد: بالأخره نیت احرام با نیت خوردن و خوابیدن فرق می‌کند.

  • تلمیذ: آیا این‌طور بوده مثلاً چند نفر وقتی جایی هستند و نظرشان پرسیده شود، می‌گویند که هرچه آقا گفتند، نظر ما همان است. آیا این‌طور نبود که حضرت در آن لحظه خودشان را نمی‌خواستند لحاظ کنند.

  • استاد: من می‌خواهم بگویم که بالأخره احکام تکلیفی همه براساس همان ضوابطِ تعیین شده است. آیا وقتی که می‌خواهید نماز ظهر بخوانید می‌توانید نیت نماز مغرب کنید؟! باید نیت نماز ظهر کنید. حالا می‌توانید به‌جای واجب نیت مستحب کنید؟! نمی‌توانید. حالا نیت چهار رکعتی و دو رکعتی را می‌گویند: لازم نیست که قصر یا تمام باشد ولی بالأخره نیت واجب یا مستحب را که باید کرد. لازم نیست حتماً بگویید که [نماز می‌خوانم] واجب قربةً إلی الله! و لازم نیست که صدایتان به سقف برسد، نه! همین‌که در ذهنتان هست که برای نماز ظهر وضو گرفتید خودش نیت ظهر و نیت وجوب است و از استحباب خارج می‌کند مگر اینکه بخواهید نافلۀ ظهر بخوانید لذا نیت وجوب، شرط است. نیت تقرب جدا هم لازم نیست و همین‌که شما إمتثالاً لِأمرِ مولا وضو گرفتید یعنی تقرب، لذا هیچ‌کدام از اینها شرط نیست. فقط همان نیت وجوب [شرط] است که آن نیت وجوب هم متولد از همان جَریْ فعل است. همان که فعل الآن بر این اساس جَریْ دارد، این خودش نیت نماز ظهر است.

  • در مورد احرام هم انسان باید بداند که می‌خواهد چه احرامی ببندد، اگر می‌خواهد شتر همراه خودش ببرد باید نیت قِران کند و اگر می‌خواهد عمرۀ مفرده به‌جا بیاورد باید نیت اِفراد کند و اگر می‌خواهد تمتع انجام بدهد و بعدش حج انجام بدهد بالأخره در موقع لبیک گفتن نیت تمتع لازم است! بالأخره می‌خواهی چه‌کار کنی؟! آیا با این احرامی که الآن داری می‌بندی می‌خواهی طواف نساء و صلاة طواف نساء انجام بدهی یا نه؟ اگر می‌خواهی عمرۀ مفرده باشد اصلاً نمی‌توانی نیت تمتع انجام بدهی! مثل اینکه شما بخواهید عمرۀ مفرده بروید و بگویید که می‌خواهم تمتع انجام بدهم، خب نمی‌شود! شما که می‌خواهید تمتع انجام بدهید دیگر آن را ندارد لذا اصلاً باطل می‌شود و به‌طورکلی احرام باطل است. لذا این مسئله در اینجاست که امیرالمؤمنین در آن موقع برای‌ عقد احرام چه نیتی از این نیت‌های ثلاثه را در ذهن خود خطور داد؟! اِفراد بود یا تمتع بود یا قِران، کدام از اینها بود؟! البته قِران که برای اهل مکه است و عمره ندارد و عمره‌اش مفرده است و بعد است و به‌سمت عرفات است. بالأخره یا مفرده بود یا تمتع بود درحالی‌که حضرت می‌گوید که هیچ‌کدام، نیت من همان نیت شما بود! خدا این نیت را از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بدون اینکه نیت اِفراد داشته باشد یا نیت تمتع قبول کرد. چرا؟ چرا از ما قبول نمی‌کند و از او قبول می‌کند؟! چون نفسش با پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم یکی بود و پیغمبر وقتی که آن نیت را بست به‌خاطر اتحاد در نفس همان نیت به حساب امیرالمؤمنین گذاشته شد. خب لازم هم نیست که بداند چیست. می‌آید می‌آید تا به پیغمبر می‌رسد، می‌گوید: یا رسول‌الله! الآن بنده چه‌کار کنم؟ بالأخره به حساب تمتع بگذارم یا اِفراد؟! مثلاً حضرت می‌فرمایند که نیت تمتع یا اِفراد کردم. [امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌گوید:] خب حالا از این به بعد تکلیفمان را فهمیدیم. یا اگر از پیغمبر سؤال نمی‌کرد باز خود آن اتحاد او را به همان حرکتی که رسول خدا می‌کند سوق می‌داد، به همان سمت‌وسو سوق می‌داد! لازم نبود برود از پیغمبر سؤال کند که مثلاً حالا چه‌کار کنم. می‌دید که الآن باید این کار را انجام بدهد پس می‌فهمید که رسول‌الله هم این کار را انجام داده است! می‌دید الآن نباید این کار را انجام بدهد [پس متوجه می‌شد که حضرت هم این کار را انجام نداده است]!