اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(2) في الكلي و الجزئي 10-11-1429

نسخه عربی

جلسه ۶۱۳

6
  •  یك دفعه در یك مجلسی بودیم ـ خدا رحمت كند مرحوم علامه طباطبایی را ـ ما رفته بودیم به اتفاق مرحوم آقا برای دیدن مرحوم علامه طباطبایی كه آمده بودند منزل دامادشان آقای مناقبی، آقای مناقبی منبری بود در زمان سابق جزو منبریهای معروف بود دو تا داماد داشت یكی آقای قدوسی بود یكی هم آقای مناقبی، ایشان آمده بودند و ما با مرحوم والد و یكی از آشنایشان كه الان در تهران است رفتیم برای دیدن مرحوم علامه، آنجا عده‌ای بودند و افراد زیادی بودند از جمله این مرحوم فلسفی هم بود و خیلی از ائمه جماعات شمیرانات آنجا بودند یك جلسه‌ای بود كه بخاطر یك قضیه‌ای كه اصل تشیع را در مجلس، كلمه حقّه را می‌خواستند بردارند حقّه جعفری، حقّه شیعه جعفری را، بالاخره هم برداشتند، خبرگان قانون اساسی بود كه آقای منتظری رئیسش بود آن زمان یادم است و آن جلسه ائمه جماعات شمیران آمده بودند منزل مرحوم آقای مناقبی ما هم خبر نداشتیم رفتیم و می‌خواستیم علامه را ببینیم ائمه جماعات را می‌خواستیم چكار، گفت:

  • هركجا یوسف رخی باشد خوشم***گرچه باشد قعر چاهی منزلم
  • هركجا یوسف رخی باشد چو ماه***هست جنت گرچه باشد قعرچاه
  •  هرجا علامه طباطبایی باشد آنجا جنت است حالا هرجا می‌خواهد باشد ما هم رفتیم ایشان راببینیم و ایشان را زیارت كنیم و ایشان هم مریض حال بودند بعد اینها داشتند صحبت می‌كردند كه این حَقّه را حذف كرده بودند همه جمع شده بودند كه بفرستند برای مجلس خبرگان و امضا و بفرستند كه این حقّه باید باشد و قاعده‌اش هم در آن موقع اینطور بود كه تا سه روز اگر كسی اشكال و ایرادی داشت می‌توانست اصلاح كند اینطور یادم است یعنی آن موقع صحبت این بود كه می‌توانستند اصلاح كنند و اینها می‌خواستند سریع این كار را بكنند چون فردا دیگر مهلت تمام می‌شد دو روز گذشته بود آقای فلسفی هم بود خلاصه اینها خیلی صحبت می‌كردند و چه می‌كردند. آنجا یك دفعه صحبت شد كه خوب بالاخره یكی باید پیدا كنیم برود و با اینها صحبت بكند و با اینها حرف بزند. یكی آنجا بود مرحوم آقا هم می‌شناختنش ایشان یك سیدی بود اهل عراق و ایرانی بود خیلی هم به این شخص احترام می‌گذاشتند مرحوم آقا می‌گفتند این در زمان شاه از رادیوی بغداد سخنرانی داشت بر علیه شاه از همان در زمان حسن البكر یا قبلی‌هایش این سید سخنرانی داشت وسخنرانی می‌كرد مثل بعضی ها كه از اینجا رفته بودند بغداد و بر علیه ایران سخنرانی می‌كردند در زمان جنگ نظر شریف كه هست؟ منتهی او قبلش سخنرانی می‌كرد در زمان جنگ بعد هم گفتند دیوانه است و عقلشان را از دست داده.