جلسه ۶۱۳
7به این خیلی هم احترام میگذاشتند آقا اسمش را میدانستند همین كه اینها یعنی جمعیت زیادی هم بود حدود پنجاه نفر نشسته بودند همین كه اینها داشتند حرف میزدند یك دفعه گفت: آقا ما یك بطل داریم كجائید؟ آقاسیدمحمدحسین ما ... رو كرد به همه و گفت: این آقا سید محمد حسین ما بطل ماست! میفرستیم به جان آنها، خب البته همه میدانستند. آن وقت این آقا در كتابش ایشان را جزو عرفای كذابین می گوید همین سیدكاظم حائری مرجع تقلید فعلی، این كسی كه تمام ائمه جماعات اقرار داشتند به اینكه بطل ماست این میشود جزو عرفای كذابین!! بروید در كتابش نگاه كنید ماشاءاللَه به این جسارت و بیادبی و بیتربیتی، نه ادب دارند نه فرهنگ دارند نه حرف دهنشان را می فهمند! فقط همین، مصالح خود و در حیطه خود والسلام درست شد.
گفت ما آقا سیدمحمدحسین را داریم بطل ماست می فرستیم آقا سیدمحمدحسین را به جان آنها و ثابت كند و بعد هم نشد و بعد این را امضا گرفتند یك امضا هم گرفتند بعد دادند به مرحوم آقا و گفتند باید امضا كنید و ایشان گفتند كه من ائمه شمیرانات نیستم هم مرحوم علامه و بعد هم ایشان امضا كردند. ـ خلاصه امیرالمومنین آمد آنجا بعد آن هم دیگر تشریف آورده بود پائین از منبر، دیگر، یهودی یك نگاه به امیرالمومنین كرد و گفت به این میآید كه این خلیفه باشد این به قیافهاش میخورد گفت، گفت انی أری فیك رائحی الولایی والخلافی والوصایی یك همچنین چیزی را گفت بعد حضرت فرمودند سوال كن و سوال كردند و حضرت فرمودند هو اللَه فی السماء إله و فی الارض إله آن میگوید الرحمن العرش استوی، حضرت میفرمایند هو اللَه فی السماء إله و فی الارض إله یا ﴿فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَه﴾1 و دیگر شروع كرد یكییكی گفتن و حضرت هم جواب دادن و اشهد را گفت و بعد گفت اشهد انك خلیفه رسول اللَه این به خاطر آن كتكهایی كه بهم زدی حالا این را هم بخورید البته الان كه همه چیز عوض شده است الان كه میگویند عمر اینها همه اشكال نداشتند كاری نكردند بله امروزه این را میگویند انكار میكنند حدیث قلم و قرطاس را انكار میكنند میگویندمگر می شود عمر یك همچین كار خلافی را بكند جلوی رسول خدا. تكهتكه كردن بدن دختر پیغمبر را نگاه نمیكنند میگویند مگر میشود آقا یك كسی بیاید دختر پیغمبر را اینطوری بزند له بشود احتمال دارد اشتباه شده باشد حضرت كسالتی داشته بچهاش سقط شده است! این هم ثمرات نود سال درس خواندن ما!
- سورة البقره (٢) ذيل آيه (١١٥)

