جلسه ۶۱۳
8جدا ما وقتی تاریخ ائمه را میبینیم امیرالمؤمنین خوب آنی كه حكومت به او رسید این امیرالمؤمنین بود دیگر، این به حكومت رسید ارتباطش با مردم چطور بود انتقادهایی كه مردم از او میكردند داشت حرف میزد صاف یارو بلند میشد میگفت اشتباه كردی یا علی در این قضیه، چكارش كردند بگذار حرفش را بزند چقدر اینها مظلوم بودند و چقدر! شما نگاه كنید اصلا خدا را از وجنات و آثار امیرالمومنین شما پیدا میكنید خدا را پیدا میكنید حضرت آمد آنجا به این سوالات یهودی همه جواب داد خوب میتوانست اینجا بگوید مگر تو خلیفه نیستی بیا پائین دیگر مگر تو نیستی بیا جواب بده آی مردم آی مردمی كه این را انتخاب كردید حالا بیائید نگاه كنید اصلا، سرش را حضرت میاندازد پائین میآید كنار مسجد مینشیند سوال داری سوالت را بكن جواب میدهد و بلند میشود میرود بلند میشود میآید در نماز جماعت همین واقعا از خدا بیخبرها میایستد نماز جماعت را میخواند اگر نخواند حرف درمیآید میگویند علی نیامده چند روز است كه نیامده خبری شده یار جمع كرد آروم كه نمینشینند نمیگویند این كه با ما كاری ندارد ما هم كاریش نداشته باشیم نه یك چیزی میشود چه شد كه نیامد؟ خوب حضرت چكار باید بكند؟ حضرت برای خودش كه مسالهای نیست حضرت برای اینكه برای اطرافیانش دردسر درست نشود بلند میشود میآید نماز جماعت میخواند برای این برای خودش كه نه خودش كه با دو انگشت گردن خالدبنولید را میگیرد و با دو انگشت خفهاش میكند و میاندازد پائین تو میخواهی فلان كنی برو گمشو. خوب كی میتواند با این كاری داشته باشد هیچكس برای اطرافیان بخاطر اینكه دردسر برای آنها درست نكنند بخاطر اینكه آشوب بپا نكنند بخاطر اینكه جلوی نفوذ شیطان را بگیرد بلند میشود میآید نماز میخواند ا علی هم آمد خوب كاریش نداشته باشید بالاخره تسلیم شده با ما كاری ندارد این چیزهایی است كه انسان باید اینها را یاد بگیرد، یاد بگیرد!

