
تبیین حقیقت تشخص و نقش وجود در تعین اشیاء
تحلیل رابطه جعل الهی با ماهیت و وجود خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «تشخص» و عوامل ایجادکننده آن در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای مختلف حکما پیرامون جزء تحلیلی اشیاء آغاز شده و این پرسش اساسی مطرح میشود که چه عاملی باعث میشود یک حقیقت واحد، در خارج از قابلیت تکثر خارج شده و به یک موجود مشخص تبدیل شود. استاد با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت و جعل، تبیین میکنند که ماهیت به تنهایی فاقد هویت خارجی است و آنچه در مقام جعل و افاضه الهی رخ میدهد، تصرف در وجود بسیط و ظهور بخشیدن به آن است. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، کیفیت ارتباط اشیاء با مبدأ اعلی و نقش وجود در محدود کردن ماهیت و رفع قابلیت کثرت از آن تشریح میشود. این مباحث در نهایت به درک عمیقتری از معنای جعل، اضافات اشراقیه و چگونگی قوام موجودات به فاعل حقیقی منجر میگردد.
تبیین حقیقت تشخص و نقش وجود در تعین اشیاء
9معنای «اللهم اجعلنا» در ادعیه
تلمیذ: پس اینکه در دعاها داریم «اللهم اجعلنا ...» به چه معناست؟
استاد: یعنی ما را متحوّل کن.
تلمیذ: یعنی این وجودی که متعیّن شده را تغییر بده؟
استاد: خود ما که الآن در این وضعیت و موقعیت هستیم از نقطهنظر ارتباط نفسانی، ارتباط ما را به وحدت برگردان، از کثرت این ارتباط را منصرف کن و منسلخ کن و تبدیل به وحدت بکن! این معنای جعل است. هزارتا جعل است؛ جعل بعد از جعل بعد از جعل و ...؛ تمام اینها تطوّراتی که در وجود میآیند تمام اینها جعل است ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾.1 مثلاً اول بچه را خلق میکند بعد اینها را بزرگ میکند بعد صور مختلفی میدهد، همۀ اینها اضافات اشراقیه هستند. فقط که جعل اوّلی نیست بلکه هم در حدوث هست و هم در استمرار!
و کذا ما اختارَه بعضُ المُدقّقینَ مِن أنَّ تَشخّصَ کلَّ شَخصٍ بِجزءٍ تحلیلی لَه یُمکنُ حملُه على الوجودِ فإنَّ الوجودَ لا یَمتازَ عنِ الماهیةِ فی الأعیانِ و ما قیلَ مِن أنَّ تشخَّصَ الشیءِ بِالفاعل فَهو أیضاً صحیحٌ فإنَّ الفاعلَ مفیدُ الوجودِ و الوجودُ عینُ التَّشخِّص فَمُفیدُ الوجود هو مفیدُ التَّشخص و قد عَلِمتَ أیضاً أنَّ کلَّ وجودٍ یَتقوَّمُ بِفاعلِه فَکلُّ تَشخّصٍ یَتَقوَّمُ بِفاعلٍ ذلکَ التشخّص لکن کلامَنا فی السببیةِ القریبةِ لِتشخّصِ الشیءِ المتشخّص.2
بعضی فرمودند ـ منظور از بعضی محقق دوانی است ـ که تشخّص هر شخصی به جزء تحلیلی اوست و جزء تحلیلی هم که عقلی است دیگر پس چرا جزء عقلی میآید و علت برای تشخّص خارجی میشود؟! ایشان میفرمایند که منظور از جزء تحلیلی همان وجود است که ذهن آن شیء خارج را تحلیل به وجود و ماهیت میکند؛ آن تکّۀ وجودش باعث تشخّص آن است و ماهیتش جدای از اوست.
وجود با ماهیت در اعیان یکی است و تفاوتی نمیکند. آنهایی هم که فرمودند که تشخّص شیء بالفاعل است یعنی فاعل است که میآید آن شیء را در خارج محقق میکند که آن فاعل عبارت از ذات باری است [این کلام صحیح است] که فاعل وجود را افاده میکند.
- . سوره الرحمن (55) آیه 29. امام شناسی ج 8 ص 223:
«و خداوند را در هر روز حكم و امرى است.» - . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 12.
- . سوره الرحمن (55) آیه 29. امام شناسی ج 8 ص 223:
