
تبیین حقیقت تشخص و تمایز در فلسفه
نقد دیدگاههای مادی در تبیین هویت و تمایز اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم تشخص و تمایز در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که ماده یا عوارض مادی را عامل اصلی تشخص میدانند. ایشان با تفکیک دقیق میان «تشخص» به معنای حقیقت وجودی یک شیء و «تمایز» به معنای تفاوتهای ظاهری و اعتباری، نشان میدهند که عوارض مادی همچون زمان، مکان، وضع و لوازم، تنها ممیزات هستند و نه خودِ تشخص. در ادامه، با استناد به مبانی حکمی، این نکته تبیین میشود که تشخص، امری ذاتی است که حتی بدون وجود ممیزات خارجی نیز برقرار است. در پایان، ایشان با نقد سطحینگری در استدلالهای روزمره و خلط میان علت و حکمت، بر ضرورت دقت عقلی در شناخت حقایق و پرهیز از قضاوتهای خیالی تأکید میورزند تا مخاطب بتواند در مسائل فقهی و اعتقادی، میان ملاکات واقعی و آثار ظاهری تفاوت قائل شود.
تبیین حقیقت تشخص و تمایز در فلسفه
7تلمیذ: الإنسانُ ضاحِکٌ.
استاد: «باکی» هم داریم؛ ﴿فَلۡيَضۡحَكُواْ قَلِيلٗا وَلۡيَبۡكُواْ كَثِيرٗا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ﴾1 خب البته این را برای ما که نگفتهاند!
وَ هکَذا القول فی حَملِ ما ذَهَبَ إلَیهِ بَهمَنیار مِن أنَّ التَّشَخُّصَ بِسَبَبِ أحوالِ المادَّةِ مِنَ الوَضعِ وَ الحَیِّز مَعَ اتِّحادِ الزَّمان فَإنَّ المَقصودَ مِنه المُمَیِّزِ المُفارِقِ بَینَ الشّیئَین لا ما یَجعَلُ الطَّبیعَةَ شَخصیةً وَ لهذا حَکَمَ حَیثُ رَأیٰ الوَضعَ مَع الزَّمانِ مُتِبَدِّلاً مَعَ بَقاءِ الشَّخصِ بِأنَّ المُشَخِّصَ هوَ وَضعٌ ما مِنَ الأوضاعِ الوارِدَة عَلَی الشَّخص فی زمانِ وجوده وَ لَولا أنَّ مُرادَهُ مِنَ المُشَخِّص عَلامَةُ الشَّخصِ و لازمُ وجودِه کَیفَ یَصِحُّ مِنه هذا الحُکمُ فَإنَّ الشَّخصَ المادّی کَزیدٍ مانِعٌ مِن فَرضِ الشِّرکَة فیه بدونِ اعتبارِ وضعِه.2
مقصود از کلام بهمنیار، مقصود از تشخّص ممیزی است که بین دو شیء بین دو تعیّن میآید و بین آنها فاصله میاندازد منظور این نیست که بیاید طبیعه را شخصیاش کند، عینیاش کند، در خارج نشان بدهد منظور آن نیست آنکه وجود است و لذا همین ایشان در اینجا فرمودند: دیدند وضع با زمان تبدیل میکند شخص باقی است ولکن وضعش فرق میکند چه فرمودند؟ آنچه که مشخص است کیفیت شخص است، وضع و آن هیئت شخص است، وضع؛ یعنی همان هیئت، هیئت شخص است از هر هیئتی که میخواهد بر شخص در زمان وجودش به او وارد بشود؛ یعنی در آن زمان وجودش آن هیئتی که دارد، او را از بقیه ممتاز میکند؛ الآن ما در اینجا وجود داریم؛ خب شما که وجود من را نمیفهمید از کجا میفهمید؟! از هیئت من میفهمید؛ نگاه به هیئت من میکنید؛ این چرندوپرندها چیست که میگوید! این هیئت مرا که نگاه میکنید با خودتان به عقل و کمال و درایت مقایسه میکنید، آن چیست؟ میگویید: دوتاست، این یکی است و آن یکی دیگر است؛ این یک وجود است و آن وجود دیگر است اگر منظور ایشان از مشخِّص آثار تمیّز نبود، آثار تشخّص نبود و لازمۀ وجود او نبود چگونه یک همچنین حرفی را میزدند؟ اینکه ایشان میفرماید: وضع ما در وقت وجود؛ یعنی آن اثری که از وجود الآن دیده میشود. آن اثر چیست؟ آن هیئت، آن اثر است که مشخصِ از اوست پس خود مشخِّص چیز دیگر است. اسم مؤثر را آوردند روی اثر گذاشتند و اسم محکی را روی حاکی آورده قرار داده است. این خودش بدون اعتبار وضعه، منع از فرض شرکت میکند. اصلاً کاری به هیئتش نداریم، اصلاً هیئتش را ندیدیم و قیافهاش را ندیدیم. آیا خودش وجود دارد یا ندارد؟ همینکه خودش وجود دارد چه ببینیم چه نبینیم در هر وضعی میخواهد باشد در هر هیئتی میخواهد باشد اصلاً به هیئتش کاری نداریم به هیچکدام از اینها کار نداریم ولی این زید فیحدّنفسه منع شرکت میکند و به وضع کاری ندارد. این وضع، آثار تشخّص است.
- . سوره توبه (9) آیه 82. امام شناسی، ج 10، ص 211:
«و باید آنها كم بخندند و بسیار گریه كنند به پاداش أعمالى كه از آنها سر زده است.» - . همان.
- . سوره توبه (9) آیه 82. امام شناسی، ج 10، ص 211:
