اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه

تحلیل دیدگاه حکما و آخوند در تمایز و تعیّن اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم تشخص و تمایز در فلسفه می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های حکما پیرامون نحوه امتیاز اشیاء از یکدیگر آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «تشخص» به معنای تعیّن وجودی و «امتیاز» به معنای تفاوت اعتباری ادامه می‌یابد. استاد با تحلیل دقیق جایگاه مقولاتی نظیر وضع و زمان، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چگونه دو شیء در یک نوع واحد، بدون نیاز به عامل خارجی، از یکدیگر متمایز می‌شوند. در ادامه، ضمن بررسی دیدگاه‌های شیخ‌الرئیس و صدرالمتألهین، به تفاوت‌های ماهوی میان زمان، عدد و مقولات دیگر پرداخته شده و نقش هر یک در ایجاد تمایز تبیین می‌گردد. در نهایت، با اشاره به مراتب وجودی، تفاوت میان تشخص به نفس ذات، لوازم ذات و عوارض لاحق بررسی شده و حقیقت نفس و روح در ارتباط با بدن و قوای بدنی تحلیل می‌شود تا روشن گردد که هر مرتبه از وجود، چگونه هویت خاص خود را می‌یابد.

نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه

6
  • پاسخی که دادند خیلی روشن است فرمودند:

  • و الجواب: إنُّ التَّمَیُّزَ بَینَ أجزاءِ الزَّمان بِنفسِ ذاتِها فَإنَّ المُسَمّیٰ بِالزَّمانِ حَقیقَةٌ مُتِجَدِّدَةٌ مُتِصَرِّمَةٌ وَ لَیسَت لَهُ ماهیةٌ غَیرَ اتِّصالِ الانقِضاءِ وَ التَّجَدُّدِ فالسُّؤالُ بِأنَّهُ لِمَ اختَص یَومُ کَذا بِالتَّقَدُّمِ عَلی یَومٍ کَذا وَ بِمَ امتازَ أحَدُهُما عَنِ الآخَر مَعَ تَشابُههِما وَ تَساویهِما فی الحقیقةِ یَرجِعُ إلی مِثلِ أن یُقال، لِمَ صارَ الفَلَکُ فَلَکاً فَإنَّ یَومَ کَذا لا هُویَّةَ لَه سِویٰ کونِه مُتِقَدِّماً عَلیٰ یَومٍ کَذا وَ مُتِمَیِّزاً عنه کَما أنَّ تَقَدُّمَ الاثنَین عَلی الثلاثَةِ طَبعاً وَ امتیازُه عَنها لَیسَ إلاّ بِنَفسِ کونِه اثنَین وَ یَتَّضِحُ ذلِکَ اتِّضاحاً شدیداً بِأنَّ امتیازَ ذِراعٍ مِنَ الخَطِّ عَن نِصفِه لَیسَ بِشَیءٍ خارِجٍ عَن نَفسُ هُویَّتِه لِأنَّها مَعَ قَطعِ النَّظَرِ عَنِ الأمورِ الخارِجةِ مِنَ المَحَلِ و الزمانِ یَمتازُ عَنه.1

  • حقیقت زمان!

  • تمیّز بین اجزاء زمان به خود زمان است کاری نداریم که آیا این زمان به جسمیت فلک یا به جسمیت‌ کرۀ ارض یا شمس یا چیز دیگر تعلق می‌گیرد، نه! این اجزاء زمان فی‌حدّنفسه باهم اختلاف دارند حالا این جسمشان هرچه می‌خواهد باشد آنچه که زمان به آن تعلق گرفته هرچه می‌خواهد باشد فرقی ندارد. یک حقیقتی است که همیشه در حال تجدد و در حال گذشت است. ماهیتش غیر از اتصالِ انقضاء و تجدد چیز دیگری نیست؛ یعنی حقیقت زمان حقیقت منقضی شدن یک مرتبه و تجدد مرتبۀ دیگر است. این حقیقت زمان است! چگونه است که روز یک‌شنبه جلوتر از دوشنبه است؟ چه چیزی باعث امتیاز یک‌شنبه از دوشنبه شده است؟ اینها در حقیقت نوعیۀ یک شی‌ء هستند، برگشت این سؤال به چیست؟ مثل اینکه گفته بشود: چرا فَلَک، فلک شد؟ خُب به‌خاطر اینکه خدا آن را فلک کرده است. ما جَعَلَ اللهُ مِشمِشَةً2 مِشمِشَةً بَل أوجَدَها این‌هم همین‌طور است چرا آب، آب شده است؟ چرا نان، نان شده است؟! خُب آب، آب است و خصوصیت آب همان چیزی است که جعل به آن تعلق گرفته است؛ یعنی در اینجا خود ذاتیت شی‌ء دلیل بر وجود شی‌ء بر ذاتیت آن است دیگر «لِمَ» نمی‌خواهد، علیت نمی‌خواهد. یوم کذا هیچ هویتی ندارد، سواء اینکه این متقدم بر این روز و متأخر از آن روز است و از او متمیّز است. همان‌طور که تقدم اِثنین بر ثلاثه طبعاً و امتیازش از ثلاثه به خود این اِثنینیّت است. این مطلب با این مثالی که می‌زنیم کاملاً روشن می‌شود؛ امتیاز یک ذراعِ خط از نصفش به‌واسطۀ چیزی خارج از ذات خودش نیست چون با قطع نظر از امور خارجۀ از این خط، آن اموری که از آن خط خارج هستند، آن محلی که این خط بر او عارض شده است مثل کتاب یا زمانی که مدت امتداد این خط از اول تا آخر است، الآن من دستم را از اینجا تا اینجا با این سرعت محدود می‌آورم چهار ثانیه طول می‌کشد ولی با همین سرعت دستم را تا وسط بیاورم دو ثانیه طول می‌کشد الآن فرق بین این نصف و بین این به‌واسطۀ چیست؟ این زمان در اینجا نصف شده است و ما در اینجا نصف می‌بینیم یااینکه محل را در اینجا بزرگ‌تر می‌بینیم، فرض کنید در اینجا می‌بینیم بین دو نقطه این محل استیعاب بیشتری از این جلدتا نصف این کرده است. ایشان می‌گویند که اینها همه معروضات خط است و معروضات خط ارتباطی به خط ندارد. خود خط در هویت ذات خودش با نصف خودش تفاوت دارد. حالا این محلش هرچه می‌خواهد باشد. این مطلب را فوراً در ذهن ببریم اصلاً کاری به کتاب نداشته باشیم مثلاً شما یک خط بیست سانتی را در ذهنتان درنظر بگیرید بعد آن را نصفش کنید آیا نصف احساس می‌کنید یا نمی‌کنید؟ بااینکه اصلاً کتابی نیست دفتری نیست دری نیست هیچ چیزی وجود ندارد؛ یعنی نفس خود تصور هویت شی‌ء و این مقوله، اقتضا می‌کند که آن فرق و اختلاف را ادراک کنید بدون اینکه محل و زمان نقشی در این امتیاز داشته باشد.

    1. همان.
    2. . مشمشة: زردآلو. (محقق)