
نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه
تحلیل دیدگاه حکما و آخوند در تمایز و تعیّن اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم تشخص و تمایز در فلسفه میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای حکما پیرامون نحوه امتیاز اشیاء از یکدیگر آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «تشخص» به معنای تعیّن وجودی و «امتیاز» به معنای تفاوت اعتباری ادامه مییابد. استاد با تحلیل دقیق جایگاه مقولاتی نظیر وضع و زمان، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه دو شیء در یک نوع واحد، بدون نیاز به عامل خارجی، از یکدیگر متمایز میشوند. در ادامه، ضمن بررسی دیدگاههای شیخالرئیس و صدرالمتألهین، به تفاوتهای ماهوی میان زمان، عدد و مقولات دیگر پرداخته شده و نقش هر یک در ایجاد تمایز تبیین میگردد. در نهایت، با اشاره به مراتب وجودی، تفاوت میان تشخص به نفس ذات، لوازم ذات و عوارض لاحق بررسی شده و حقیقت نفس و روح در ارتباط با بدن و قوای بدنی تحلیل میشود تا روشن گردد که هر مرتبه از وجود، چگونه هویت خاص خود را مییابد.
نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه
7فَقَد عُلِمَ أنَّ التَمَیُّزِ عَنِ المُشارِکاتِ النوعیّة قَد یَحصُلُ بِنَفسِ الحقیقة وَ ما وُجِدَ فی کَلامِ الشیخ مِن أنَّهُ لَیسَ شَیءٌ مِنَ المَقولاتِ یَتَشَخَّصُ بِذاتِه إلاّ الوضع فَمُرادُهُ الامتیاز عَنِ الغیر مُطلَقاً مَع وحدةِ الزمانِ فَإنَّهُ لا یَحصُل الامتیاز مَعَ وَحدَةِ الزَمان إلاّ بالوضعِ کَما أنَّهُ لا یَحصُل الامتیاز مَع وَحدة الوضع إلاّ بِالزمان وَ أمّا امتیازُ کُلِّ وَضعٍ عَن وَضعٍ کالقعودِ عَنِ القیام فَحاله کَحالِ امتیازِ زمانِ عن زمان و مقدارٍ عن مقدارٍ مِن أنَّهُ مِمّا یَحصُلُ بِنَفسِ حَقائِقِها وَ التَّشَخُّصُ بِالمَعنَی المَذکور قَد یَکونُ بِنَفسِ الذات کَما فی واجِبِ الوجود، و قد یکون بلوازمِ الذات کالشَّمسِ فَإنَّ الوَضعَ هُناکَ مِن لَوازِمِها، وَ قَد یَکونُ بِعارِضٍ لاحِقٍ فی أوَّلِ الوجودِ وَ قَد بُیِّنَ أنَّهُ مِن بابِ الوَضعِ وَ الزمان لا غیر وَ أمّا تشخّص النَّفس فَبِالعلاقةِ التی بینها وَ بَینَ البَدَن وَ تشخّص القُوَی البَدَنیةِ فَبِالبَدَنِ الَّذی هیَ فیه.1
تمیز از آن چیزی که در نوع با همدیگر هستند ـ کمیت باشد کیفیت میخواهد باشد هرچه میخواهد باشد ـ گاهی اوقات به خود حقیقت آن شیء تمیّز حاصل میشود و نیازی به امر دیگر نداریم. اینکه شیخ فرموده است: هیچکدام از مقولات از این مقولات عشره نداریم که تشخّص به ذات خودش بدون نیاز به امر دیگر پیدا کند مگر مقولۀ وضع و هیئت عارضۀ بر شیء، که آن خودش فیحدّنفسه بدون قیام به شیء تشخّص به ذات دارد، منظورشان تشخّص نیست بلکه منظورشان امتیاز است؛ امتیاز از غیر مطلقاً با وحدت زمان؛ یعنی درصورتیکه زمان، زمان واحد باشد والاّ اگر زمان متعدد باشد در اینجا امتیاز به زمان است. امتیاز با وحدت زمان حاصل نمیشود مگر به وضع! فرض کنید در بین دو شیء در وحدت زمان یک وضع وجود دارد و امتیاز این به وضع است درصورتیکه این وضع به دو محل تعلق بگیرد؛ الآن همه در اینجا چهارزانو نشستهاند ظاهراً بعضیها دست زیر چانۀشان گذاشتند بعضی ها دو زانو هستند، الآن در اینجا زمان، زمان واحد است ولی وضعها متعدد است و فرق میکند. در اینجا وضع موجب اختلاف هست ولی برعکس اگر وضع، وضع واحد باشد و زمان در آنجا متعدد باشد، دیگر در آنجا زمان هست فرض کنید خود من از اول بحث که شروع شد تا الآن دارای یک وضع هستم آنچه که باعث افتراق بین وضعهایی است که همه در تحت یک نوع هستند فقط زمان است؛ شما در اینجا زمان را بگیرید دیگر بین اول و آخر و وسط نشستن تفاوتی احساس نمیکنید. مَع وحدة الزمان ...؛ با وحدت وضع مگر به زمان یعنی اگر زمان متحد نباشد و کِش داشته باشد. حالا خود یک وضع از وضع دیگر نشسته با چهارزانو، چهارزانو با سه زانو، سه زانو با دو زانو، قیام، قعود و بقیۀ اوضاع دیگر حالش حال امتیاز است. حالش مثل زمان است خود نفس تربیع با تثلیث تفاوت میکند و دیگر احتیاجی به محل ندارد؛ حالش حال امتیاز است زمان است از یک زمان دیگر، مقدار است از یک مقدار دیگر و امتیاز به خودش بدون احتیاج به شیء دیگر حاصل میشود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 15 و 16.
