اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه

تحلیل دیدگاه حکما و آخوند در تمایز و تعیّن اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مفهوم تشخص و تمایز در فلسفه می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های حکما پیرامون نحوه امتیاز اشیاء از یکدیگر آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «تشخص» به معنای تعیّن وجودی و «امتیاز» به معنای تفاوت اعتباری ادامه می‌یابد. استاد با تحلیل دقیق جایگاه مقولاتی نظیر وضع و زمان، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چگونه دو شیء در یک نوع واحد، بدون نیاز به عامل خارجی، از یکدیگر متمایز می‌شوند. در ادامه، ضمن بررسی دیدگاه‌های شیخ‌الرئیس و صدرالمتألهین، به تفاوت‌های ماهوی میان زمان، عدد و مقولات دیگر پرداخته شده و نقش هر یک در ایجاد تمایز تبیین می‌گردد. در نهایت، با اشاره به مراتب وجودی، تفاوت میان تشخص به نفس ذات، لوازم ذات و عوارض لاحق بررسی شده و حقیقت نفس و روح در ارتباط با بدن و قوای بدنی تحلیل می‌شود تا روشن گردد که هر مرتبه از وجود، چگونه هویت خاص خود را می‌یابد.

نقد و بررسی مفهوم تشخص در فلسفه

8
  • محالیّت قرار گرفتن در کنار واجب الوجود

  • مرحوم آخوند می‌فرمایند: تشخّص با این معنایی که شد که امتناع اشتراک سایرین در این حقیقت و هویت شخصیه است، با این بیانی که تشخّص را گفتیم، نه آن تشخّصی که به معنای امتیاز است خب آن به معنای عرضی است. این تشخّص که حدود وجودیۀ یک شی‌ء از دخالت سایر تعیّن‌ها و سایر اشیاء و سایر موجودها به حریم خود ممانعت می‌کند، این تشخّص گاهی به نفس ذات است مثل خود ذات واجب‌الوجود که فی‌حدّنفسه هر وجود دیگری را از خود دفع می‌کند؛ می‌گوید: من وجود هستم و برای همه کفایت می‌کند و نیاز به وجود دیگر نداریم؛ وقتی وجود واجب‌الوجود هست دیگر وجودی در کنار او قرار نمی‌گیرد و داخل در وجود او نمی‌شود و از وجود او کم و تکّه نمی‌کند که او را در کنارش ‌بگذارد بلکه خود وجود واجب‌الوجود که وجود اطلاقی است نفس خود اطلاق اقتضاء مانعیت از سریان وجودی دیگر به این وجود می‌کند و هم‌چنین از ورود آن وجود دیگر به حریم آن وجود مانع می‌شود لذا آنچه که در عالم وجود، از تعیّنات و تجردات و ماده و امثال‌ذلک هست هیچ‌کدام از اینها در کنار وجود واجب‌الوجود نمی‌تواند قرار بگیرد و محال است! این همان مطلبی است که بین عرفاء و حکماء در این قضیه اختلاف هست.

  • فرق نفس با روح در مرتبه و اتحاد آنها در حقیقت

  • گاهی اوقات این تشخّص به لوازم ذات است و مثل شمس می‌ماند، وضع در مورد شمس از لوازم‌ آن شمس است. گاهی هم به‌واسطۀ عارضی است که به اول وجود ملحق می‌شود و این از باب وضع و زمان است که مرحوم شیخ همین‌طور فرمودند. چطور نفس تشخّص و حقیقت پیدا می‌کند؟ آیا نفس همان روح است که به شکل دیگری است یااینکه با روح تفاوت می‌کند و جدای از اوست؟ این تشخّص نفس و تعیّن نفس و تحقق نفس ـ آنچه که داریم می‌بینیم بدن است، نفس را که نمی‌بینیم! ـ به‌واسطۀ علاقه و ارتباطی است که بین آن روح با بدن پیدا می‌شود و این ارتباط او را مضیّق و محدود می‌کند و از آن مرتبۀ أعلیٰ پایین می‌کشد و در این بدن محصور می‌کند، علقه‌ای که او با بدن ایجاد می‌کند و محدودیتی را که برای او می‌آورد، در آن رتبه اسمش را نفس می‌گذاریم. حالا اگر این محدوده را اگر از خودش بگیرد دارای یک وجود سِعی می‌شود که با این نفس تفاوت می‌کند لذا نفس و روح و اینها همه یک حقیقت واحده است و تفاوت نمی‌کند منتها هر مرتبه‌ای دارای اسم خاصی است و در مرتبۀ تعلقش به بدن است که به او نفس می‌گویند. در آنجا داریم ﴿ونَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي1 نگفته است: نَفَختُ فیه مِن نَفسی، ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾ داریم روحُهُ یَصعَدُ إلَیه لا نَفسُهُ یَصعَدُ إلَیه، آنچه که جنبۀ تجردی پیدا می‌کند و با آن مبدأ اتصال پیدا می‌کند نفس نیست آن عبارت از روح است منتها آن که تدبیر بدن را می‌کند آن عبارت از نفس است.

    1. . سوره ص (38) آیه 72. افق وحی، ص 157:
      «از روح و ذات خود در آن دمیدم.»