
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
نقش تعلقات نفسانی در ایجاد اختلافات و تضادهای انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» میپردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمیگردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات میدانند که در مراتب وجودی معلولها پدیدار میشود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین میشود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیریهای انسانی است. استاد با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، نشان میدهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی میرساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید میگردد.
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوتهای فلسفی میان دو مفهوم «تعیّن» و «تشخّص» میپردازند. ایشان با بیان اینکه تشخّص به اصل وجود و هویت شیء بازمیگردد، تعیّن را امری نسبی و ناشی از حدود و امتیازات میدانند که در مراتب وجودی معلولها پدیدار میشود. در ادامه، این مبحث به عرصۀ اخلاق و عرفان کشیده شده و با استناد به کلام مولانا، تبیین میشود که چگونه «اسیر رنگ شدن» و تعلقات نفسانی، منشأ اصلی اختلافات و درگیریهای انسانی است. استاد با ذکر نمونههای تاریخی از سیره بزرگان، نشان میدهند که چگونه رهایی از این تعلقات و تعیّنات زائد، انسان را به آرامش و آزادی حقیقی میرساند. در پایان، مباحثی پیرامون احکام شرعی و مسائل مبتلابه در مجالس و تعاملات اجتماعی مطرح شده و بر ضرورت نگاه دقیق به مبانی شرعی و پرهیز از تسامح در امور دینی تأکید میگردد.
تبیین تفاوتهای تعیّن و تشخّص در فلسفه
13وجود تسامحات در تعابیر
تلمیذ: ...؟
استاد: نه، یك وجود تبدیل به عدم بشود والاّ عدم چیزى نیست كه تبدیل به وجود بشود، عدم چیزى نیست. فرض كنید الآن اتاق تاریك است براى چه تاریك است؟ بهخاطر اینكه چراغى در آن روشن نیست. شما چراغ را روشن مىكنید یعنی كلید را كه فشار مىدهید چراغ روشن مىشود و تاریكى تبدیل به روشنایى نمىشود بلکه نور مىآید تاریكى را كنار مىزند نهاینكه تاریكى تبدیل شده باشد، اینها همه مسامحه در تعبیر است والاّ تاریكى تاریكی است و هیچ هم جایش را عوض نمىكند دوباره شما این نور را قطع مىكنید و چراغ را خاموش مىکنید، وقتى چراغ خاموش شد نور تبدیل به تاریكى نشد بلکه نور رفت و وقتى نور رفت یعنى تاریكی! از این مسامحات داریم فرض كنید نشستهایم میگویند که یك مقدار دایره را بزرگتر كنید! دایره که بزرگتر نمىشود بلکه دایرۀ جدید ایجاد مىشود. هر شعاعى یك دایرۀ خودش را ایجاد مىكند و آن شعاع كوچك هیچوقت بزرگ نمىشود و همیشه تا ابد كوچك هست بلكه ما شعاع بزرگتری ایجاد مىكنیم! اینها تسامحات است؛ تسامحات در تعبیر است.
تذکر مطلبی راجع به زمان مجالس اعیاد و وفیات که در اول یا آخر ماه قمری واقعاند
تلمیذ: اینکه شهادت امام جواد علیهالسّلام آخر ماه است چه روزی باید مجلس گرفت؟
استاد: مطلبى که شما مىفرمایید در مورد تاریخ شهادت حضرت جواد علیهالسّلام آن كه معروف است آخر ماه است و در بعضىها سىام هست البته بیستونهم هم هست منتها از جهاتى باید به این قضیه نظر بشود؛ مسئلۀ اول این است كه میزان در دخول شهر رؤیت است؛ لا بِالتَّظنّی و لا بِالتّخمین أو إتمام ثلاثین این معیار در این مطلب است. بنابراین اقوالى كه بر شهادت امام جواد هست كه در آخر ماه است و همینطور آنچه كه مربوط به اول ماهها است مثل اول ماه رجب كه تولد امام باقر علیهالسّلام است در اینجا اشكالى كه پیش میآید این است كه اگر انسان بخواهد به تقویم نگاه كند چهبسا تقویم مخالف با رؤیت باشد. چطور اینكه در خیلى از موارد اتفاق افتاد مثل همین سالهاى اخیر كه تقویم طور دیگرى بود و رؤیت چیز دیگرى را اثبات كرد.
