
فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی
فراتر از عقل و تدبیر در مراتب وجودی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق «فصل ممیز» انسان از سایر موجودات میپردازند. بحث با نقد تعاریف رایج منطقی که نطق یا عقل را فصل ممیز انسان میدانند آغاز میشود؛ چرا که این ویژگیها در مراتب مختلف در سایر موجودات و ملائکه نیز یافت میشود. در ادامه، با تبیین مراتب هستی و تفاوت میان مقام احدیت، واحدیت و تجلیات ذات، روشن میگردد که فصل حقیقی آدمی نه در عقل و تدبیر، بلکه در مقام «خلافت الهی» و جامعیت اسماء و صفات کلیه نهفته است. استاد با تحلیل کیفیت نزول وحی و نقش نفس رسولالله در استخدام ملائکه، جایگاه رفیع انسان کامل را به عنوان مجلای اتمّ پروردگار ترسیم میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا درک دقیقتری از حقیقت وجودی انسان و تفاوت بنیادین آن با سایر عوالم و مراتب ملکوتی پیدا کند.
فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق «فصل ممیز» انسان از سایر موجودات میپردازند. بحث با نقد تعاریف رایج منطقی که نطق یا عقل را فصل ممیز انسان میدانند آغاز میشود؛ چرا که این ویژگیها در مراتب مختلف در سایر موجودات و ملائکه نیز یافت میشود. در ادامه، با تبیین مراتب هستی و تفاوت میان مقام احدیت، واحدیت و تجلیات ذات، روشن میگردد که فصل حقیقی آدمی نه در عقل و تدبیر، بلکه در مقام «خلافت الهی» و جامعیت اسماء و صفات کلیه نهفته است. استاد با تحلیل کیفیت نزول وحی و نقش نفس رسولالله در استخدام ملائکه، جایگاه رفیع انسان کامل را به عنوان مجلای اتمّ پروردگار ترسیم میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا درک دقیقتری از حقیقت وجودی انسان و تفاوت بنیادین آن با سایر عوالم و مراتب ملکوتی پیدا کند.
فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی
12یا فَتحُ! کَما لا یوصَفُ الجَلیلُ جَلَّ جَلالُهُ وَ الرَّسولُ و الخَلیلُ و وُلدُ البَتولِ فَکذلِکَ لا یوصَفُ المُؤمِنُ المُسَلِّمُ لِأمرِنا.1
بندۀ مؤمن را كسى نمىتواند وصف كند مگر خدا! این یعنى چه؟! او دارد در آنجا احساس مىكند، او چه چیزى را احساس مىكند كه چنین حرفى را مىزند؟! چه مطلبى را دارد مىفهمد؟! علوم جزئى را كه مىداند، سایر مطالبى را كه به آنها رسیده مىداند، عوالمى كه طى كرده را مىداند، همۀ اینها را مىداند، خب مىگوید که همۀ اینها درست است، آمدیم، آمدیم، آمدیم تا اینجا و از اینجا به بعد دیگر كسى نمىتواند بیاید! این یعنى چه؟! یعنى بالاتر است دیگر! یعنى به مقام اطلاقى رسیده است و شكى در آن نیست!
تلمیذ: چطور میشود که این مقام «نُقطَةُ الوَحدَةِ بَینَ قَوسَىِ الأحَدیَّةِ و الواحِدیَّة» که لاحد است میتواند لاقید باشد درعینحال طبق آیۀ قرآن مقام کثرت هست؛ ﴿لِنُرِيَهُۥ مِنۡ ءَايَٰتِنَآ﴾2 و ﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ﴾.
استاد: این ﴿لِنُرِيَهُۥ مِنۡ ءَايَٰتِنَآ﴾ چیست؟! آیات، آیات غیر متعیّن است. آیات كه حتماً نباید آیات جزئى باشد.
تلمیذ: تعیّن کلی کثرت میشود؟
استاد: خود اسماء كلی؛ در خود اسماء كلى تعیّن نیست.
تلمیذ: خود مقام واحدیت مگر همان أسماء كلى نیست؟!
استاد: نه آن نزول اسماء کلیه است. همانطور که عرض كردم اسماء كلی، قبل از واحدیت بوده است؛ واحدیت مقام ارادۀ تجزیه و تقسیم است. در مقام واحدیت است كه جبرائیل مىشود جبرائیل، عزرائیل مىشود عزرائیل؛ درعینحال كه هركدام از اینها ملك مقرب و کلی هستند اما درعینحال محدَّد هستند. کلی یعنى سِعى؛ اطلاقى نه، بلکه سِعی.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
- . كشف الغمة، ج ۲، ص ۳۸6؛ بحار الأنوار، ج 5۰، ص ۱۷۷.
ترجمه: «ای فتح! به همانگونه که خدای بزرگوار ـ که جلالش شکوهمند است ـ و نیز پیامبر و خلیل او، و فرزندان زهرای بتول، در وصف نگنجند، مؤمن تسلیم امر ما نیز در وصف نگنجد!» (محقق) - . سوره اسراء (17) آیه 1:
﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِيٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَيۡلٗا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا ٱلَّذِي بَٰرَكۡنَا حَوۡلَهُۥ لِنُرِيَهُۥ مِنۡ ءَايَٰتِنَآ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ﴾. الله شناسى، ج 1، ص 220:
«پاك و منزّه است آن خدایى كه در شبى بندهاش را سیر داد از مسجدالحرام تا مسجد اقصىٰ، آنجا كه ما اطراف و جوانبش را بركت دادهایم، براى آنكه به آن بنده آیات خودمان را نشان بدهیم. حقّاً و تحقیقاً اوست یگانه شنوا، و یگانه بینا».
- . كشف الغمة، ج ۲، ص ۳۸6؛ بحار الأنوار، ج 5۰، ص ۱۷۷.
