اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

فراتر از عقل و تدبیر در مراتب وجودی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق «فصل ممیز» انسان از سایر موجودات می‌پردازند. بحث با نقد تعاریف رایج منطقی که نطق یا عقل را فصل ممیز انسان می‌دانند آغاز می‌شود؛ چرا که این ویژگی‌ها در مراتب مختلف در سایر موجودات و ملائکه نیز یافت می‌شود. در ادامه، با تبیین مراتب هستی و تفاوت میان مقام احدیت، واحدیت و تجلیات ذات، روشن می‌گردد که فصل حقیقی آدمی نه در عقل و تدبیر، بلکه در مقام «خلافت الهی» و جامعیت اسماء و صفات کلیه نهفته است. استاد با تحلیل کیفیت نزول وحی و نقش نفس رسول‌الله در استخدام ملائکه، جایگاه رفیع انسان کامل را به عنوان مجلای اتمّ پروردگار ترسیم می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا درک دقیق‌تری از حقیقت وجودی انسان و تفاوت بنیادین آن با سایر عوالم و مراتب ملکوتی پیدا کند.

فصل حقیقی انسان و مقام خلافت الهی

8
  • انسان مجلیٰ و ظهور اتمّ پروردگار و لایق مقام خلافة ‌اللهى

  • بعضى‌ها این شعر را این‌طور معنا كردند که بالأخره خداى متعال در مرتبۀ ظهور احتیاج به یك ظهورى دارد حالا هركسى مى‌خواهد باشد؛ این كه شاعر مى‌گوید: «من»، سمبل مسئله است نه‌اینكه منظور شخصى باشد! بلکه ایشان در اینجا منظورش این است كه منى كه جامع صفات و اسماء كلیۀ تو هستم، تو باید در من تجلّى كنى تااینكه ظهور پیدا كنى! والاّ اگر بخواهى در شجر و در مدر و در غیر اینها ظهور پیدا كنى، این ظهور، ظهور تام نیست. آن مجلاى اتمّ و ظهور اتمّ باید در انسان باشد و او لیاقت مقام خلافة ‌اللهى دارد. پس اگر قرار باشد كه ذات بارى بتواند ظهور اتمّ داشته باشد این تجلّى أعظم او باید در وجود رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم باشد. لذا او ظهور پروردگار مى‌شود.

  • بنابراین آیا حضور و وجود ما در آن مرتبه‌ای که اسماء و صفات وجود داشتند شرط است؟! شرط نیست؛ همان‌طوری‌كه در نفس ذات پروردگار وجود ما شرط نیست، شرط وجود ما، سبق رُتبى و عِلّی ذاتِ پروردگار است ولى شرط وجود خود ذات پروردگار تجلّى و ظهور نیست؛ حالا ما باشیم یا نباشیم ذات‌ پروردگار به جاى خودش هست! همین‌طور اسماء و صفات هم به جاى خودشان هستند؛ یعنى اسماء و صفات پروردگار حقایقى هستند كه لازمۀ صرف‌الوجود هستند و لا تَنفَکُّ عنه طَرفَةُ عینٍ أبدا؛ لا أبداً و لا أزلًا.

  • سبق علّى ذات بر مقام واحدیت

  • پس این ذات همراه با اسماء و صفات، سبق علّى بر مقام واحدیت دارد. حالا مقام واحدیت مى‌شود مقام اراده براى تنزیل یا انزالِ آن اسماء و صفات کلیه در مظاهر جزئیه؛ این اراده مى‌شود و آن عقل می‌شود؛ حالا اسمش را عقل بگذاریم یا «نور نَبیِّکَ یا جابر» بگذاریم یا اسمش را لوح بگذاریم یا قلم بگذاریم و امثال‌ذلک [فرقی ندارد].