جلسه ۶۲۵
12خب افراد خیلی بودند افرادی كه در این جریانات و مسائل كه ما شنیدیم مجاهدتها كردند رنجها كشیدند واقعا مقاومتها كردند، اینها همه بوده در این قضیه، ولی آخرش ... ـ این كه من میگوییم چیزهایی است كه خودم دیدم دارم میگویم ـ مثلا آن شخص میگوید دیدم دیگر اینجا نمیتوانم اگر اینها بخواهند به این مساله ادامه بدهند من اسم افراد را خواهم گفت خودشان گفتند من از همین جا شنیدم یك دفعه قضیه برمیگردد و این مساله پیش نمیآید یعنی من میآیم تا اینجا و از اینجا به بعد من دیگر نمیتوانم ولی زهیر اینطور نبود اصلا فكر اینكه بیاید و یك همچنین مسالهای به ذهنش خطور بكند نبود حبیب نبوده مسلم نبوده اصلا یك همچین مطلبی نبوده چرا نبوده؟ چون این در یك درجهای از فهم قرار داشته كه آن درجه از فهم غالب بر ماده بوده وقتی آن غلبه بكند بر ماده چطور میتواند دیگر ماده اثر بكند بر معنا؟ ولی ما درجهمان در حد ماده است منتهی حالا نه بگوییم مادی مادی یك مقداری جنبه معنوی و روحانی دارد این را قبول میكنیم ولی درآن بالاخره توجه به بدن هست، درد میآید، هم در این درد میآید هم در آن، همین این زجر میكشد هم او، اینها را قبول داریم ولی بین این و او همین است كه میگویند دیگر كسی مثل اینها نمیآید بین این مرتبه از فهم و شعور و آن مرتبه از ادراك بین این مرتبه كه وقتی ما بیائیم بیائیم و برسیم به یك نقطه در جریان كربلا حضرت ابوالفضل با علی بن الحسین با هم عهد بستند كه فردا صبح یك نفر از اصحاب را كه حق ندارند بروند یعنی اصحاب را میگفتند شما نبایستی بروید همین دو نفر با هم قرار گذاشتند كه بیایند بیفتند به جان لشگر عمرسعد و همه را داغون كنند و میكردند یعنی حضرتعلیاكبر و حضرتابوالفضل این كار را میتوانستند و میكردند میگویند وقتی كه رفتند به سمت كوفه، رفتند به ابن زیاد بگویند بابا چی است سی هزار تا آوردی سیصدهزارتا باید بیاوری! سی هزار تا به جایی نمیرسد اینها همه را داغون میكنند و اگر مشیت نبود این كار را انجام میدادند كی جلوی این قضیه را گرفت امام حسین میگیرد آیا این مساله هم در ما هست؟ این قضیه هست؟ آیا این كه امام حسین بیاید و بزند و فلان بكند و بگوید كه همان علیبنابیطالب صفین دوباره الان زنده شده، كه یك دفعه خطاب آمد به حسین مقام شفاعت را میخواهی یا غلبه بر دشمن را، حضرت فرمود مقام شفاعت را، همان موقع آن تیر آمد آیا این هم در ما هست؟ عاشورا این است قضیهاش این هم هست در ما؟ این مساله كه میگفتند باید به این مطالب فكر كرد و آن جریان را متوجه شد و آن نزول حقیقت توحید و آن مطلبی را كه من گفتم در جریان عاشورا خود سیدالشهدا این قضایا را بوجود آورد خود حضرت این مسائل را بوجود آورد، یعنی هم او مجری مشیت خدا بود و الا ملائكه آمدند وحوش آمدند همه آمدند و از طایفه جن آمد و گفت دو دقیقه همه اینها را از بین میبریم چرا حضرت گفت نه؟ چون مقصود حضرت غلبه نبود ولی مقصود ما غلبه است منتهی غلبهای كه درآن رنگ خداست نه اینكه غلبهای كه یزید و كه عمر بیاید نه اینكه غلبهای كه فرض كنید فلان كمونیسم بیاید غلبهای كه در آن خدا بیاید ولی غلبه است خب خدا میگوید من غلبه را نمیخواهم شما برای من میخواهی غلبه كنی؟ میگوید من غلبه را نمیخواهم! خب چه میگویی؟ ما چه میگوییم؟ میگوییم نه، خدایا ما باید غلبه بكنیم تا اینكه عالم چه ... خدا میگوید نه، آن غلبه مال ولی من است آن هنوز نیامده است آن غلبهای كه موردنظر من است باید بدست او انجام بشود ما میخواهیم كار كی را بكنیم؟ كار امام زمان را بكنیم عیب ندارد بسیار خب تا اینجایش را داشته باشید عیب ندارد خدا میگوید بسم اللَه شما میخواهید آن كار را بكنید؟ عیب ندارد این گوی و این میدان شد یا نشد؟ آن اولیاءخدا امروز را میدانستند و میخواندند امروز را نگاه میكردند من گفتم امیرالمؤمنین وقتی كه به آن افراد میگفت نروید عثمان را بكشید نه اینكه عاشق چشم و ابروی عثمان بود از همه افراد به عثمان دشمنتر بود چون امیرالمؤمنین میداند این فقط كشته شدن عثمان نیست یك روباهی توی شام نشسته فقط منتظر است كه این عثمان كشته بشود، لذا لشكر را میآورد ولی وارد مدینه نمیكند از همان جا بر می گردد شام، وقتی كه عثمان از او تقاضا كرد معاویه آمد و عثمان، به مروان گفت كه هم تو و هم معاویه شما دوتا مسبب اصلی قتل من بودید در اینجا تو با كارهای خودت و آن هم با شیطنتها و مكری كه كرده شما علت هستید آن میآید و به داد من نمیرسد و تا كار از كار بگذرد و همین طور هم شد. آمد در نزدیكی و بعد هم برگشت سر جای خودش چون منتظر بود، برمیگردد پیراهن عثمان را میبرد بالا، ببینید! وسیله، دنبال وسیله، بالاخره مردم را باید یك جوری تحریك كرد. لذا پیراهن عثمان را چندمیلیون خریده بوده كه به دستش برسد كه آی نگاه كنید این خلیفه این هم پیراهنش این هم انگشتهای زنش انگشتهای چندمیلیون دلار، آن موقع دلار كه نبوده طلا و اینها بوده خریده بوده و بالای منبر و مساله به این نحوه بوده است این مساله مساله است قضایا و حوادثی كه پیدا میشود باید این حوادث را در چهارچوب خودش همانطوری كه هست باید ارائه داد ما از جایی دیگر نباید كمك بگیریم عاشورا مال عاشورا است امروز یزید خیلی زیاد است سنانبنانس خیلی زیاد است شمر خیلی زیاد است بله در مرتبه شقاوت تمام آنهایی كه دارند الان آن جنایات را انجام میدهند كی هستند؟ همین یزید هستند یزید و سنان و شمر هستند منتهی آن شمر آن صورت داشت آن موقع اسلحه جور دیگری بود الان فرق میكند در این مساله شكی نیست كه در مرتبه شقاوت اشكال ندارد شقی همیشه بوده و همیشه خواهد بود ولی در قضیه عاشورا كه فقط شمر و یزید نبود این طرف قضیه امام حسین وحضرت ابوالفضل برتر بود اگر فقط در مساله عاشورا عمرسعد و یزید و سنان داشتیم خب الان عاشورا هر روز بود ولی در مساله عاشورا یك طرفمان سنان بود و خولی بود وشمر بود الان هم هستتند الان هم همانها هستند همین صدامی كه كذا و كذا واقعا این صدام از شمر قساوتش كمتر بود؟ جلویش سر شیعهها را میبریدند و این سیگار برگش را گذاشته بود! خب اگر این روز عاشورا بود چكار میكرد؟ این سر امام حسین را زودتر از شمر میبرید قطعا این صدامی كه رفت اگر از شمر قصیالقلب تر نبود پایین تر نبود همین جناب بود، یك چیز عجیبی بود یعنی یك جانوری كه صدتا میآوردند میگفت این صدتا را ذبح كنید، ذبح میكردند و این هم داشت سیگار میكشید و نگاه میكرد، صدتای دیگر بیاورید، نه، سیصدتا، تا یك مقدار اوضاع بهتر بشود!! مطمئن بشویم كه قضیه یعنی یك همچنین جانوری بود خیلی خب پس الان ما شمر داریم همه جا هم داریم توی هر كشوری آنقدر شمرها و خولیها هستند ولی امامحسین چندتا داریم؟ حضرتابوالفضل چندتا داریم؟ حضرتعلیاكبر چندتا داریم؟ كه اگر امامت به علیبنالحسین نمیرسید به حضرتعلیاكبر میرسید یعنی تالی تلو بود منتهی آن یك درجه بالاتر، چندتا داریم؟ خب بیاییم دیگر این چیزی نیست كه بخواهد در صندوق قایمش كرد بالاخره افراد بیایند و آنها كه میگویند ما قابلیت داریم حضرتعلیاكبر بشویم، بیاییم با آنها صحبت كنیم استفاده كنیم از بهائشان، آنهایی كه قابلیت دارند كه ...

