جلسه ۶۲۶
13تلمیذ: آقا روایت هم داریم كه اذا اراد اللَه ان ...
استاد: بله این را دیگر این قضیه را امام میفهمد، تشخیص آن با امام است كه خلاصه الان جریان باید چه باشد مجرا باید چه باشد.
تلمیذ: سند این اخبار اعتراضات صحیح است؟
استاد: بله این در مناقب ابن شهر آشوب است و ابن شهر آشوب موثق است بله داریم كه اردت ان اعلم امام زمانی فعلمنی عبارت عبارت سیدالشهداء است و حجربن علی هم چیز كرد آن هم اعتراض كرد حجربن علی كه عبارتش خیلی تند هم بود السلام علیك یا مذّل المؤمنین برداشته بود گفته بود ببینید ما الان در اینجا در مدرسه فیضیه روز یكشنبه صبح هوای خوب نشستیم و داریم با هم صحبت میكنیم و انس و اینها خبر نداریم از آن موقع و آن وضعیت اطلاع نداریم شما در نظر بگیرید حال مالك اشتر را هیجده ماه جنگ صفین ادامه پیدا كرده بابایش درآمده شب و روز جنگ شب و روز زخم حلوا كه به اینها نمیدادند پلوزعفرانی كه جلوی اینها نمیگذاشتند آن هم مالك اشتر اصلا یك عبد جان نصار و جان فشان امیرالمؤمنین بود هیجده ماه شمشیر زده هیجده ما جنگیده هیجده ماه داد زده هیجده ماه تیر خورده یك ساعت مانده تمام بكند قضیه را دارد میبیند خیمهگاه معاویه، معاویه كه به دریا نمیتواند بپرد بالاخره گیرش میاندازد لشگر را از دو طرف احاطه كرده یك ساعت دیگر این مقاومتها را از بین ببرد رسیده در یك همچنین شرایطی كه تمام حواس متوجه این است كه این شر این جرثومه كنده بشود یك دفعه یك خطاب از امیرالمؤمنین میآید دست از جنگ بردار اگر شما بودید چكار میكردید هیجده ماه این قضیه طول بكشد و دو كشور بهم بریزند عمار از این طرف كشته شده و اویس كشته شده هزار نفر و از آن طرف هزارها نفر همین الان آن هم عرق دینی و همه دیگر هست آن عرق دینی و فلان و اینها همه به جای خود ولی بالاتر از آن عرق دینی یك چیز دیگر هم داریم آن را مالك ندارد و ما نداریم آن فقط مال امام است نه اینكه امام عرق دینی ندارد نه اینكه امام از معاویه خوشش بیایید همه اینها هست به اضافه یك چیز دیگر آن یك چیز دیگر هست كه امیرالمؤمنین دارد و مالك ندارد امیرالمؤمنین میگوید دست از جنگ بردارد بابا یك ساعت مهلت بدهی قال قضیه را میكنی امیرالمؤمنین میگوید نباید قال قضیه كنده بشود این است قضیه خب اگر به كنده شدن بود خودم در كوفه كنده بودم خودم مطلب را تمام كرده بودم آن را امیرالمؤمنین دارد آن را امام حسن دارد آن را امام حسین در وقت امام دارد وقت امامت آن را دارند قبل از امامت نه آن مساله نیست لذا شما میبینید كه همین مالك اعتراض میكند یا علی به من مهلت بده خب چرا اعتراض میكند حالا ما الان نشستیم نباید اعتراض كند ما همینطور نشستیم چهارزانو و داریم برای خودمان شعر میگویم و خبر از آنها نداریم بیچاره شده هیجده ماه روز و شب و فلان و این حرفها همهاش برای این یك ساعت خدا هم گذاشته چه؟ همین كه بخواهد شمشیر را بزند میگوید بایستد هیجده ماه رفت هوا بعد هم اینطوری یك الاغ موسی اشعری یك الاغ آوردند و آن هم یك روباه از آن طرف و گفت خلافت اصلا مال معاویه است بروی پی كارتان شد كه شد اینها چیزهایی است كه همین امام رضا میگوید امامت را نمیفهمید همین است امامت یك چیزی است كه در عقلها نمیگنجد مال این مساله است این كه دیروز من میگفتم مساله عاشورا این یك مسالهای است كه نباید قیاس كنیم این جریاناتی كه اتفاق میافتد فجایع است فجایع و قبایح و وحشیگریها و اینها همه ولی ما نباید تعبیری را كه مربوط به یك قضیه است در قضیه دیگر بكار ببریم بله بگوییم جنایات، جنایات بیسابقه، فجایع اشكال ندارد بالاخره هرچه هست هست اینها همه هست ولی نباید بگوییم الان عاشورا چون عاشورا درش كی بود امام حسین بود حالا آن رئیس فلسطین امام حسین شد؟ آن طرف قضیه را گفتم بله خولی و انس و یزید همینها الان هستند آنها اشكال ندارد بدتر از آنها هم هستند آنهایی كه الان هستند از آنها هم بدتر هستند ولی این طرف صحبت در این طرف است عاشورا كه فقط آن طرف نبود عاشورا دو طرف دارد یك طرف جنبه شر یك طرف جنبه چه؟ صلاح آن جنبه صلاحش نیست والا جنبه شرش بله از شمر بدتر الان دارد میكشد از یزید بدتر الان دارد جنایت میكند در آن حرفی نیست حریم امام باید حفظ بود شیعه باید حریم امام را حفظ كند حریم امام را حفظ كردیم خب مورد رضایت نیستیم حریم امام را حفظ نكردیم بالاخره حساب و كتاب خودش هر چیزی حساب خودش را دارد.

