
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
تبیین نسبت میان مقام احدیت، واحدیت و ظهورات مادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی میپردازند. بحث با تحلیل کلام شیخالرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرطلا و بشرطشیء آغاز شده و با استفاده از مثالهای ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آنها میرسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاههای سطحی به اصل وجود، به این نتیجه میرسیم که وجود باریتعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیهالسلام، به این نکته ختم میشود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقلهای بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت لحاظ ماهیت و مراتب آن در هستی میپردازند. بحث با تحلیل کلام شیخالرئیس در شفا درباره ماهیت لابشرط، بشرطلا و بشرطشیء آغاز شده و با استفاده از مثالهای ملموس، به تشریح مراتب معرفت و تفکیک میان آنها میرسد. محور اصلی بحث، تبیین مقام هوهویت به عنوان مقام اطلاق ذاتی است که در آن، اطلاق نه یک قید اعتباری، بلکه حقیقتی است که استعداد ظهور در تمامی مراتب، اعم از مجردات و مادیات را دارد. در ادامه، با نقد نگاههای سطحی به اصل وجود، به این نتیجه میرسیم که وجود باریتعالی، حقیقتی مجرد و مستعد برای تمامی اشکال و مصادیق است. جلسه با بررسی تاریخی و تحلیلی پیرامون وقایع دوران ائمه اطهار و تبیین جایگاه تقیه و صلح امام حسن علیهالسلام، به این نکته ختم میشود که امامت، حقیقتی فراتر از اوهام عقلهای بشری است که تنها با درک مقام ولایت قابل فهم است.
مقام هوهویت و مراتب اطلاق در هستی
27اعتراض مالک اشتر به امیرالمؤمنین علیهالسّلام
لذا شما مىبینید كه همین مالك اعتراض مىكند که یا علی به من مهلت بده!1 خب چرا اعتراض مىكند؟! حالا ما الآن نشستهایم و میگوییم که نباید اعتراض كند! یعنی ما همینطور چهارزانو نشستهایم و داریم براى خودمان شعر مىگوییم و از آنها خبر نداریم که هجده ماه روز و شب بیچاره شدند و همهاش را براى این یك ساعت آخر گذاشتهاند که قضیه را تمام بکنند! خدا هم صبر میکند و همینكه میخواهد شمشیر را بزند مىگوید که بایست! هجده ماه به هوا رفت! بعد هم یك الاغ به نام ابوموسى اشعرى از اینطرف و یك روباه به اسم عمروعاص از آنطرف آوردند و گفتند که خلافت اصلاً برای معاویه است و بروید پى كارتان! شد كه شد! به همین دلیل است که امام رضا علیهالسّلام مىگوید که امامت را نمىفهمید؛ امامت یك چیزى است كه در عقلها نمىگنجد.2 این برای این مسئله است.
قیاس عاشورا با وقایع دیگر ممنوع!
این است كه جلسۀ قبل مىگفتم که مسئلۀ عاشورا یك مسئلهاى است كه نباید آن را با قضیۀ دیگر و جریاناتى كه الآن اتفاق مىافتد قیاس كنیم، فجایع و قبایح و وحشىگرىها و همۀ اینها هست؛ درست است ولى ما نباید تعبیرى را كه مربوط به یك قضیه است در قضیۀ دیگر بهكار ببریم. بله! بگوییم که جنایات، جنایات بىسابقهای است، فجایع بیسابقهای است؛ بسیارخوب و اشكالی هم ندارد، بالأخره هرچه هست هست و همۀ اینها هم هست ولى نباید بگوییم که الآن عاشورا است چون در عاشورا امام حسین علیهالسّلام بود. حالا آن رئیس فلسطین امام حسین شد؟!
آنطرف قضیه را گفتم که صحیح است و خولى و انس و یزید و امثالهم همۀ اینها الآن هستند، اشكال ندارد، بدتر از آنها هم هستند، یعنی آنهایى كه الآن هستند حتی از آنها هم بدترند ولى صحبت در این است که عاشورا فقط آنطرف نبود! عاشورا دو طرف دارد؛ یك طرف جنبۀ شر و یك طرف جنبۀ صلاح! آن جنبۀ صَلاحش وجود ندارد والاّ در جنبۀ شرّش که حرفی نداریم و از شمر بدتر الآن دارد مىكُشد، از یزید بدتر الآن دارد جنایت مىكند, در آن حرفى نیست!
- . وقعة صفّین، ص 490. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسى، ج 3، ص 281.
- . عیون أخبار الرضا علیهالسّلام، ج 1، ص 219، با قدری اختلاف.
