اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

تحلیل نسبت میان ذات باری‌تعالی و ظهورات عالم وجود

14٬294
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

12
  • مگر در نجف چه بود؟! تا یكى از همین آقایان را مى‌خواستند تنجیس كنند می‌گفتند که استكانش را آب بكشید! این یعنی دیگر تمام شد! آقا شیخ هادى تهرانى آمده بود صحبت کند، حرف‌هایش حرف‌هایی بود که كسى نمى‌فهمید یك‌دفعه آن حضرت آقای کذا از آن‌طرف مجلس مى‌گوید: استكان ایشان را آب بكشید! بقیه گفتند: آقاى فلان گفته که استكانش را آب بكشید و دیگر نجس شد! تمام شد! او هم گفت كه من كافر هستم؟! یك تكفیرى نشانتان بدهم که ...! از فردا شروع كرد یكى‌یكى مبانى‌شان را به‌هم مى‌مالاند، دیدند بابا عجب غلطى كردند!

  • هنوز ما خودمان را عوض نكرده‌ایم، البته الآن خیلى بهتر شده است این را به شما بگویم که آن جرئت‌هایى كه سابق بر علیه عرفاء بود دیگر نیست، الآن دیگر فهمیدند و آن سبو بشكست و وضعیت تغییر پیدا كرد ولى باز هم ما در یك تحجرات و مسائلى هستیم. این حرف‌ها یعنى چه؟! این نجس است و آن نجس است یعنی چه؟! جناب آقاى فلان كه مى‌گویى نجس است بلند شو مناظره بگذار؛ در مقابل همه مناظرۀ تلویزیونى بگذار تا همه بفهمند چیزى متوجه نیستی و نمی‌فهمی! چرا در خانه نشسته‌اى و فتوا مى‌دهى؟! یك بحث علمى بگذار یک مقاله بنویس ما هم مى‌نویسیم و جوابت را مى‌دهیم؛ یا تو ما را محكوم مى‌كنى یا ما تو را و دیگر حرفى نمى‌توانى بزنی!

  • لزوم برخورد با انحرافات با ادلۀ منطقی

  • جداً ما الآن مضحكه شدیم! یكى از چیزهای دانشگاه این است كه این نجس و پاكى‌ها را ندارند! این نجس است و آن نجس است! بله، آنها در خودشان هزارتا مشكل دارند و چشم ندارند همدیگر را ببینند، این را هم مى‌دانیم ولى اقلاً این نجس و پاكى را ندارند! از نجس و پاكى گذشتند!! این حرف‌ها چیست؟! حوزه‌ها باید تغییر پیدا كنند، رشد پیدا كنند، افراد باید سعۀ ‌صدر داشته باشند! آقا بلند شده یك ساعت رفته چرت‌وپرت گفته است آن یكى مى‌گوید: بنده ثواب‌هاى یك عمرم را در ازاء یك كلام او مى‌دهم! این یعنى هنوز در شعاریم! بنده هم همۀ ثواب‌هایم را مى‌دهم درمقابل یك خط محى‌الدین و فتوحات! بنده پنجاه سال دارم و تمام ثواب‌های نمازم را مى‌دهم، روزه‌هایم را مى‌دهم، درس‌هایى كه دادم را مى‌دهم و درس‌هایى كه خواندم مى‌دهم تا ثواب یك خط فتوحات را به من بدهند! اگر به گفتن است خب ما هم مى‌گوییم! آدم باید شأنش را بداند، بداند حرفى نزند که... این حرف‌ها بچه‌گانه است. چرا آدم هر چیزی را بگوید؟! حالا شما با این‌طور حرف زدن اوضاع را تغییر مى‌دهی؟! نه بابا خودت را پایین مى‌آورى! شأن خودت را پایین مى‌آورى، دیدگاه‌ها را نسبت به خودت تغییر مى‌دهی، چرا انسان این كار را بكند؟! انسان درست صحبت مى‌كند، منطقى حرف مى‌زند، می‌گوید که آقا این مطلب به این دلیل خلاف است.

/ 260