اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

تحلیل نسبت میان ذات باری‌تعالی و ظهورات عالم وجود

14٬294
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت مقام هوهویت و نسبت آن با ظهورات کثرت در عالم وجود می‌پردازند. بحث با واکاوی اختلاف‌نظر میان مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی در نحوه تصویر بساطت وجود و صرافت آن آغاز می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که وجود باری‌تعالی را به گونه‌ای بشرط‌لا از ماده و صورت تصویر می‌کنند که مانع از ظهورات کثرت می‌شود، به تبیین مقام لابشرطی می‌پردازند که می‌تواند با حفظ بساطت ذات، منشأ ظهورات مختلف در عالم باشد. در ادامه، با استناد به روایت «کانَ اللهُ وَ لَم یَکُن مَعَهُ شَیءٌ و الآن کما کان»، بر لزوم پذیرش مقام جمعیت تأکید شده و در نهایت، ضمن نقد برخوردهای سطحی و تحجری با عرفان و بزرگان این مسیر، بر ضرورت برخورد منطقی و علمی با انحرافات و پرهیز از شعارزدگی در مباحث معرفتی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت مقام هوهویت و جایگاه آن در هستی

15
  • راز بگشا ای علی مرتضی***ای پس سؤ القضا حسن القضا1
  • این شعرى كه از خلفاء ثلاثه به سوء القضا تعبیر كرده و از خلافت على علیه‌السّلام به حسن القضاء تعبیر می‌کند. اگر كسى این شعر را ببیند و بگوید: مولانا سنّى است این آدم معاند است! این باید معاند باشد. این شعرش یعنی خلفاء ثلاثه سوءالقضا هستند و خلافت على حسن القضاء است، آیا شخص سنّى هم‌چنین حرفى مى‌زند یا نه؟! اگر بگویید که مى‌زند من مى‌گویم که کله‌تان پوك است؛ یا پوك است یا معاند هستید. از این دوتا خارج نیست. كسى كه راجع به امیرالمؤمنین مى‌گوید:‌ «از مثالش مگو كه قُل ‌هو الله أحد» نمی‌دانم از كلامش نگو از ذاتش بپرسید، كسى كه راجع به امیرالمؤمنین این را بگوید او سنّى است؟! آن كسى كه راجع به على بگوید:

  • او خدو انداخت در روی علی***افتخار هر نبی و هر ولی
  • آن خدو زد بر رخی که روی ماه***سجده آرد پیش او در سجده‌گاه2
  • اینها را براى ابوبكر و عمر هم گفته است؟! حالا دیوان شمس و بقیۀ اشعارش بماند. آخر چقدر آدم باید مغرض باشد؟ چقدر آدم باید گیر داشته باشد؟ چقدر آدم باید معاند باشد؟! چقدر آدم باید دشمن اهل‌بیت باشد که بگوید: مولانا این را گفته پس سنّى است! تمام كسانى كه این را مى‌گویند همه دشمن اهل‌بیت هستند! همۀ اینها دشمن هستند! گرچه گریه هم بكنند، تمام همۀ اینها تخیّل است.

  • اهل‌بیت آزاد بودند، حر بودند، ترس نداشتند، مطالب را حمل بر صحت مى‌كردند! ما این‌همه در اینجا روایت داریم، افراد داریم، چه داریم و چه داریم مثلاً طرف آمده بود و وقتی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را مى‌دید [خیلی به او محبت داشت] این شخص فوت كرد پیغمبر فرمودند كه او اهل بهشت است گفتند كه آقا او كارهاى حرام كرده است! حضرت فرمودند: اگر برده‌فروش هم بود خدا مى‌بخشد چون علاقه به من را دارد.3

    1. . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 97:
      او خدو انداخت بر رویی که ماه***سجده آرد پیش او در سجده‌گاه
    2. . همان.
    3. . الكافی، ج 8، ص 77.
/ 260