اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و حقیقت جنس در فلسفه

تفاوت جنس و وجود در تبیین حقایق هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت جنس و جایگاه آن در تعریف اشیاء می‌پردازند. بحث با تحلیل کلام مرحوم شیخ انصاری درباره نحوه اخذ جنس و استقلال آن در ارائه هویت آغاز می‌شود و به این نتیجه می‌رسد که جنس در حد ذات خود تام است و برای ادراک، نیازی به ضمیمه شدن فصل ندارد. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه‌های دکارت و راسل درباره وجود، تفاوت بنیادین میان جنس و وجود تبیین می‌شود؛ به این معنا که جنس از منظر مفهومی و وجود از منظر تشخص و عینیت خارجی مورد بررسی قرار می‌گیرند. در نهایت، استاد با پیوند زدن این مباحث نظری به سیره عملی و اخلاقی، بر لزوم عبور از «أنانیت» و «خودمحوری» در برابر اوامر الهی تأکید کرده و راه رسیدن به حقیقت ولایت را در گرو صداقت و تسلیم محض در برابر امام معصوم می‌دانند.

ماهیت و حقیقت جنس در فلسفه

12
  • لزوم لابشرط بودن انسان

  • دعوت اختصاصی مکتب عرفان از افراد

  • ولى اگر آمدیم خودمان براى خدا تكلیف تعیین كردیم [دیگر این القائات خدا وجود ندارد] اینها به‌خاطر چیست؟! به‌خاطر استقلال است! به‌خاطر این است كه ما مستقل هستیم! آن جنبۀ لابشرطى را با فصلیت اشتباه گرفتیم! آن جنبۀ لابشرطى را باید در خودمان همیشه حفظ كنیم، خودمان را بشرط‌لا نكنیم، خودمان را بشرط‌شی‌ء نكنیم! بااینكه خدا براى ما فصل قرار داده است، بگوییم: خدایا ما همان لابشرطیم! فصل را براى خودت گذاشتى، آن فصل براى خودت، ما لابشرط هستیم و لابشرط هم كه یَجتمع معَ ألفَ شرط. این آن مكتب عرفان است كه انسان را به این وادى و به این حدائق و به این عوالم دعوت مى‌كند كه در جاى دیگر پیدا نخواهد شد. به جان بنده و شریف سركار فیض‌آثار مناقب‌شعار اگر همه‌جا را بگردید این مطالب در جاى دیگر نیست فقط باید در مكتب عرفان پیدا كنید!

  • انحصار شناخت امام به راه عرفان

  • اینجاست كه مرحوم علامۀ طباطبایى ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ فرمودند: شناخت امام فقط منحصر به راه عرفان است!1 فقط اینجا است كه انسان مى‌تواند خود را در تحت ولایت قرار دهد. اما گریه كردن و پابرهنه در عزادارى رفتن و براى مولانا پا برهنه [این‌طرف و آن‌طرف رفتن] كارى انجام نمى‌دهد. اینها همه‌اش امورى است كه [صحیح نیست] بالأخره إن‌شاءالله خدا از همه قبول كند و اگر صادقانه باشد، خدا به نیت صادقانه نگاه مى‌كند! ولكن مكتب عرفان مى‌گوید: كفشت را بپوش، سرت را هم پایین نینداز، سرت بالا باشد سریع دنبال على مرتضى برو! سرافراز، خیلى رشید، خیلى عالى، سرت را پایین نینداز که خیال کنند مثل آدم قوز کرده هستی، خیلی‌ درست با لباس قشنگ و تمیز و خیلی خوب، خیلى با رشادت، خیلى با حریّت، انسان دنبال امامش برود و موبه‌مو آنچه را كه مى‌گوید باید اطاعت كند.

  • اینها همان كسانى هستند كه اگر امروز امام زمان علیه‌السّلام بیاید بگوید كه مولانا شیعه است مى‌گویند: دروغ مى‌گویی! نه‌خیر یا ابن‌رسول الله! قرار نبود شما از این حرف‌ها بزنید! تقیّه مى‌فرمایید؟! چند سال دیگر ظهور كنید تقیّه برداشته بشود! به جان شما قبول نخواهند كرد! به جان شما که عزیز هستید قسم می‌خورم اگر امام زمان بیاید و بگوید كه محى‌الدین شیعه بود و این حرف را كه زده از روى تسنّن بوده، یا اگر هم شیعه نبود مستضعف بود، پس چرا فحش به او مى‌دهید؟! مى‌گویند: نه‌خیر! مسئله این‌طور نیست! یك عمرى ما قلم زدیم و یك عمرى حرف زدیم حالا دست از این حرف‌ها برداریم؟! جواب مردم را چه بدهیم؟! جواب این شاگردهایی كه در درس ما نشستند و این حرف‌ها را شنیدند چه بدهیم؟! نمى‌گویند که این آخوندها تابه‌حال این حرف را از كجا مى‌زدند؟!

    1. مهر فروزان، ص 36.