
تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه
بررسی نسبت میان ماهیت مبهمه و تحصّل انواع در خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و نحوه تحصّل انواع میپردازد. بحث با بررسی دیدگاههای موجود درباره ماهیت غیرمبهمه و چگونگی اخذ آن به صورت لابشرط یا بشرطشیء آغاز میشود. استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از تعاریف فلسفی، به تبیین این نکته میپردازد که چگونه جنس و فصل در عین اتحاد با نوع، از نظر عقلی دارای تقدم و تأخر هستند. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرفلسفی در تفسیر متون دینی، بر ضرورت بهرهگیری از مبانی عقلی و فلسفی برای فهم صحیح حقایق تأکید میشود. در نهایت، با تفکیک میان جسم به عنوان ماده محض و جسمِ متعلق به نفس، سیر تحول و تکون موجودات در مراتب مختلف هستی تبیین میگردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند در اعتبارات عقلی، جایگاههای متفاوتی داشته باشد.
تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون ماهیت، جنس، فصل و نحوه تحصّل انواع میپردازد. بحث با بررسی دیدگاههای موجود درباره ماهیت غیرمبهمه و چگونگی اخذ آن به صورت لابشرط یا بشرطشیء آغاز میشود. استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از تعاریف فلسفی، به تبیین این نکته میپردازد که چگونه جنس و فصل در عین اتحاد با نوع، از نظر عقلی دارای تقدم و تأخر هستند. در ادامه، با نقد رویکردهای غیرفلسفی در تفسیر متون دینی، بر ضرورت بهرهگیری از مبانی عقلی و فلسفی برای فهم صحیح حقایق تأکید میشود. در نهایت، با تفکیک میان جسم به عنوان ماده محض و جسمِ متعلق به نفس، سیر تحول و تکون موجودات در مراتب مختلف هستی تبیین میگردد تا روشن شود که چگونه یک حقیقت واحد میتواند در اعتبارات عقلی، جایگاههای متفاوتی داشته باشد.
تحلیل ماهیت و جایگاه جنس و فصل در فلسفه
11ما یك دفعه درس خارج یك نفر رفته بودم، [فقط] یك روز رفته بودم الآن هم هست؛ آن موقعها كه من تازه بحثهاى خارج را شروع كرده بودم و اینطرف و آنطرف میرفتم [تا ببینم دروس چگونه است] پانزده یا شانزدهجا رفتم؛ یكى یك هفته طول مىكشید مىگفتیم: برو بابا، عطایش را به لقایش بخشیدیم! یكى را یك ماه رفتیم و بعد از یك ماه دیگر گفتیم که عطایش را به لقایش بخشیدیم! بعضىها را یك روز مىرفتیم و مىگفتیم: بخشیدیم! بخششهاى ما طول مىكشید؛ بعضى یکروزه، بعضی هفتروزه، بعضی یکماهه! بعضی جا هم مثل حاج شیخ مرتضى حائرى ـ خدا رحمتشان كند ـ رفتیم و تا وقتى كه ایشان در قید حیات بود، در خدمت ایشان بودیم و واقعاً هم از ایشان استفاده كردیم. خدا رحمتشان كند. مرحوم حاج مرتضى حائرى مرد بىهوایی بود و آنجایى كه نمىفهمید مىگفت که نمىفهمم. وقتى كه ایشان اواخر [عمرشان] درس مكاسب [مبحث] خیارات را درس میداد و من خدمت ایشان مىرفتم بحثها گاهى اوقات به مسائل فلسفی کشیده میشد مىگفت: ببین آقا سید محسن جانم! اینها را دیگر از من نپرس برو از بابایت بپرس! من فقط تا اینجا با تو مىتوانم حرف بزنم!
دقت بینظیر مرحوم حاج شیخ مرتضى حائرى رحمةاللهعلیه
خدا ایشان را بیامرزد خیلى آدم صاف و صادق و دقیقی بود و از تمام افرادى كه الآن هستند دقتش ده برابر بود! جداً مىگویم در آن موقع ایشان در دقتش نظیر نداشت، ولى خب بالأخره ایشان فلسفه نخوانده بود و طبعاً یك اختلافاتى ما داشتیم. خدا ایشان را بیامرزد یک قضیهای یادم هست و هر وقت فكر میکنم ناراحت مىشوم، ایشان كسالت قلبى داشت و من به اتفاق یكى از دوستان با ماشینش دنبال ایشان آمده بودیم و ایشان را تهران بردیم. ناراحتى قلبى داشت داخل ماشین عقب نشسته بودیم و در بین راه من این مسئلۀ ولایت فقیه را مطرح كردم، حالا بیچاره مرض قلبى دارد و ما هم طلبه بودیم و به این فكر نبودیم که این آقا پیرمرد هفتاد هشتاد ساله است! یكدفعه عصبانى شد ـ البته ایشان منظورش همین ولایت فقیههایی است که ... چه عرض کنم! ـ و گفت: آقا دیوانه هم این ولایت را قبول ندارد، ندارد، ندارد تا چه رسد به عاقل! بعد من گفتم: بله آقاجان منظورم ولایت امام است! این را كه گفتم، دیگر هیچ چیزی نگفت. ولى بالأخره در همان مسائلى كه بحث داشتیم ایشان به آن مطلب نرسیده بود این قضیه كه دیگر خلاصه هركسى بیاید و مدعى چنین مطالبى باشد و همانطوریكه گفتم طبعاً [صحیح نیست].
