اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی

تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز می‌شود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاه‌های سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح می‌کنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورت‌های گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمی‌کنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاه‌های مادی‌گرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید می‌ورزد و نشان می‌دهد که بدون عبور از حجاب‌های نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.

تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی

10
  • پس این صورت حجریت نیامده این را جسم كند بلکه او را حجر كرده است. جسمٌ حجرٌ، جسمٌ لحمٌ، جسمٌ عظمٌ، جسمٌ شعرٌ و وبرٌ، جسمٌ ماءٌ این مائیت، شجریت، حجریت، لحمیت و عظمیت نیامده به او جسمیت بدهد بلکه جسمیت را به صورتى درآورده است. خب آن جسمیت سر جای خود هست و وقتى جسمیت سر جای خود باشد، دیگر در اینجا احتیاجى به فصل براى آن صورت ندارد، خودش فى‌حدّنفسه قوام دارد و نوع مى‌شود و وقتى نوع شد الآن مى‌تواند براى اینها ماده قرار بگیرد. مادۀ براى سنگ، آب، فرش، خاك، درخت، برگ، نبات و سایر چیزهاى دیگر قرار بگیرد. همۀ اینها به‌خاطر این است كه آنچه را كه در ذهن به صورت یك حقیقت مبهمه جنس مى‌دانستیم، آن حقیقت مبهمه الآن در خارج دیگر ابهام ندارد. آن دیگر در اینجا جزئى شده است و وقتى جزئى بشود، جسم این صورت و جسم، نوع می‌شود. آن حقیقت مبهمه وقتى در خارج جزئى شد و تشخّص پیدا كرد جسم شد. آن حقیقتِ دیگر كه در ذهن فصل بود وقتى كه‌ در خارج مى‌آید و جزئى و براى دیگران بشرط‌لا مى‌شود او صورت مى‌شود.

  • بنابراین این صورت یك امر متشخص خارجی مى‌شود در این ‌صورت جسمیتى هست كه آن جسمیت یك امر متشخص خارجىِ متدلّى به همین صورت است و آن جسمیت با جسمیت دیگر تفاوت نمى‌كند یعنى از آن جسمیت، یك جنسیتى را انتزاع مى‌كنیم كه جنسیت آن كه جسمیت به‌نحو مطلق است، آن براى صور مختلفه مى‌تواند ماده قرار بگیرد كه دراین‌صورت لابشرط هست. همین جنسیت كه ماده هست و صورت براى این است همین بشرط‌لا مى‌شود، این بشرط‌لائى است كه الآن برای این است، این ماده بشرط‌لائى است كه برای این كتاب است این ماده برای این لیوان، دستگاه، میكروفون، فرش و امثال‌ذلک است این كارى که آن بشرط‌لا بودن می‌کند فقط این هست که حضور دیگران را در وجود خود نفى مى‌كند؛ یعنى وقتى مى‌گوید كه من جسمیت آن را در اینجا لحاظ كردم این باعث مى‌شود كه مادۀ این كتاب دیگر ماده براى كتاب دیگر قرار نگیرد، ماده براى او قرار نگیرد، ماده براى این قرار نگیرد و فقط مادۀ مخصوص همین كتاب باشد. این در اینجا بشرط‌لا مى‌شود یعنى این مادۀ بشرط‌لا در پذیرش این صورت منحصر است و این ماده‌اى كه الآن در اینجا هست، قابلیت براى پذیرش این صورت را ندارد زیرا این ماده، مادۀ بشرط‌لائى است كه در یك وجود جزئى متشخّص متعیّن لحاظ شده است. این ماده را با این ماده در كنار هم بگذاریم، آن‌وقت جسمیت مطلقه را از این دو ماده انتزاع مى‌كنیم. آن جسمیت مطلقه دیگر مى‌تواند ماده براى همۀ اشیاء قرار بگیرد و مى‌تواند به‌عنوان جنس براى همۀ اشیاء قرار بگیرد.