
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز میشود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح میکنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورتهای گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمیکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاههای مادیگرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید میورزد و نشان میدهد که بدون عبور از حجابهای نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
11بنابراین اینكه در اینجا جنس را در ذهن بهعنوان یك ماهیت مبهمه قرار دادیم كه بدون فصل مىتواند قوام پیدا كند، در خارج اینطور نیست. در خارج این جنس مبهمۀ ذهنى ما بهصورت نوع تعیّن دارد؛ تعیّن ذاتى خود را دارد. منتها صورتى كه بر او از خارج عارض مىشود آن جسمیت را به صورتى برمىگرداند. لذا دلیل بر این مطلب چیست؟!
خود ما از نظر عرفى این مطلب را هم مىفهمیم یعنى اگر آمدید یك چیزى را در ترازو گذاشتید مىبینید ترازو پایین رفت حالا در آن ترازو پنیر، كره، ماست، كتاب و سنگ بگذارید پایین مىرود و فرقی ندارد. پنیر پایین رفته است یا جسم پایین رفته است؟! كدامیك از این دو باعث شده كه ترازو پایین برود؟! اگر پنیر بودن باعث شده است که ترازو پایین برود پس اگر سنگ بگذارید نباید پایین برود! چون فرض بر این است كه پنیر بودن در پایین رفتن این ترازو دخالت دارد. اگر پنیر بودن در پایین رفتن این ترازو دخالت دارد، دیگر نمىشود سنگ دخالت داشته باشد! اگر بگویید: نه، پنیر بودن دخالت ندارد بلکه یك چیز دیگرى در اینجا هست كه او باعث شده است ترازو پایین برود، آن همان جسمیت است!
پس جسم در اینجا فىحدّنفسه قوامى دارد و فىحدّنفسه یك حقیقتى دارد گرچه وقتى نگاه مىكنیم مىبینیم این پنیر با این سنگ فرق مىكند. حتى تكهتكهاش هم بكنیم مىبینیم که فرق مىكند. روى دستمان آن را لِه هم بكنیم فرق مىكند. همهطور فرق مىكند ولى این صورت پنیریت فقط به این، صورت داده است و جسمیت را به این نبخشیده است. جسم، جسمیت خود را از جاى دیگرى آورده است، صورت پنیریت را از جاى دیگرى آورده است. لذا همین شیر را که جسم است قبل از اینكه تبدیل به پنیر شود، این شیر را مىگیرید بعد با یك كارهایى كه در آن مىكنید این را به پنیر تبدیل مىكنید، پس آن جسمیت را با یك صورت دیگر دارد و ما صورت دیگرى را به او اضافه خواهیم كرد. پس این جسم در جسمیت خود كه براى انواع متعدده جنبۀ جنسى دارد، به این صورت پنیرى نیاز ندارد بلکه آن جسم، جسم است و براى تبدیل شدن آن مسئلۀ دیگر است.
