
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز میشود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح میکنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورتهای گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمیکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاههای مادیگرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید میورزد و نشان میدهد که بدون عبور از حجابهای نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
12با این حرفهاى هفتصد سال پیش آبرویى براى ما نمانده است و به ما مىخندند. از یك آقایی ـ تازه اینها درسخواندهها هستند ـ سؤال كرد که آقا این ائمه كه روایات و احادیث و احكام را مىگویند، از كجا مىآورند میگویند؟! مگر به آنها وحى مىشود؟! مگر نمىگویید كه با رسالت پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مسئلۀ خاتمیت محقق شد، پس این ائمه چهکار مىكنند؟! در مورد پیغمبر خب جبرئیل وحى مىآورد، مگر بر ائمه هم جبرئیل نازل مىشود؟! ائمه این احكام را از كجا مىآورند و مىگویند؟! احكامی كه در زمان رسول خدا نبود، حدیث و سنت آن مسئله نبود، از كجا مىگویند؟! آقا در جواب مىفرمایند كه ائمه بعضى از اینها را دهان به دهان از پدران شنیدهاند! مثلاً امیرالمؤمنین نشسته است براى امام حسن جلسۀ درس گذاشته است كه یا حسن بنشین مىخواهم برای تو احكام حیض و نفاس بگویم! احكامى را كه خودم از پیغمبر شنیدهام مىخواهم حالا آن احكام طهارت و استقبال و اینها را بگویم! حضرت هم مىنشست و بعد هم براى اینكه یادشان نرود حتماً یك كاغذ مىآورد و ـ كاغذ كه آن موقع نبود پوست جمع مىکردند! ـ مىنوشت و امام بعدى هم از امام قبلى این احكام را مىشنید و این را هم بیان مىكرد. این یك قسم است.
قسم دوم این است كه اینها یك احكام نوشته شدهاى را داشتند كه هر امامى آن احكام را بهعنوان دائرةالمعارف یا كتاب حدیث تحویل امام بعدى مىداد و اینها بهخاطر همین اطلاع بر احكام داشتند.
قسم سوم هم این است كه در بعضى از موارد خدا اراده مىكرد و این احكام را در ذهن آنها مىانداخت؛ آنها توسل مىكردند و از خدا طلب مىكردند و خدا هم به ذهن اینها مىانداخت!
تو را به خدا ببینید در عصر امروز و در وضعیت امروز این طرز جواب دادن است؟! یعنى شما امام را اینطوری معرفى مىكنی؟! خدا خیرت بدهد! این امام شد؟! یعنى امام صادق مىرفت آن کتابها را باز مىكرد و جواب میداد؟! وقتى كه محمد بن مسلم و زراره و أبى بصیر مىآمدند، حضرت مىگفت: یك مقدار صبر كنید و در آن اتاق پشتى و پستو مىرفت و درِ آن را هم قفل میکرد که یك وقتى كسى نرود، بچهاى نرود كه اینها را پاره كند و جواب را پیدا میکرد! چون وقتى كه در نجف بودیم [ما هم در کودکی] به كتابهاى مرحوم آقا حاشیه مىزدیم! الآن كتابهایی كه ایشان دارند حاشیههاى ما دور صفحات آن هست! ایشان مىگفتند: بعضى حاشیهها را كه مىزدى به حاشیه اكتفا نمىكردی و شروع مىكردى از اول پاره کردن! از اول تا آخر كتاب را مىخواندى و حاشیهها را قشنگ میکشیدی و مىگفتى: این را كه خوانیدم و دیگر فایده ندارد بعد صفحۀ اول را پاره میکردی بعد دوم و... تا یكى برسد و از تو بگیرد! الآن در بعضى از كتابهاى ایشان، حواشى ما هم هست!
