
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
تحلیل ماهیت جنس و صورت در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان «جنس» در ظرف ذهن و «جنس» در عالم خارج میپردازند. بحث با بررسی ماهیت مبهم جنس در ذهن آغاز میشود که برای تحقق یافتن، نیازمند ضمیمه شدن به فصل است. در ادامه، استاد با نقد نگاههای سطحی به مقام علمی اولیاء الهی و ائمه معصومین، تفاوت میان ادراک ذهنی و حقیقت نوریِ ربطِ نفس با ملکوت را تشریح میکنند. ایشان تأکید دارند که جنس در خارج، برخلاف ذهن، دارای تعین و قوام مستقل است و صورتهای گوناگون، حقیقتِ جسمیت را دگرگون نمیکنند. این جلسه با هدف اصلاح نگاههای مادیگرایانه به معجزات و علم غیب ائمه، بر ضرورت تزکیه و تربیت نفس برای دستیابی به فهم صحیح از مراتب تجرد و حقایق هستی تأکید میورزد و نشان میدهد که بدون عبور از حجابهای نفسانی، درک مقام قدس و طهارت اولیاء الهی ممکن نخواهد بود.
تفاوت جنس در وعاء عقلی و وجود خارجی
14یعنى باور كنید اینها این روایات را دروغ مىدانند! باور كنید! من با اینها بودم، مىگویند: ما نمىدانیم! چطور مىشود یك بچۀ نهساله اینها را بداند؟! در همین قضیۀ امام زمان؛ امام زمان که روى دست همۀ آنها را زد! اگر امام هادی نهساله بود امام زمان كه پنج سالش بود! امام زمان ما آمد كارى كرد كه هیچكس نكرد؛ یعنى امام زمان مسئولیتِ تشریع تمام افراد را ـ حالا به مسئولیت تكوینى و ولایى عقلمان نمىرسد ـ در پنج سالگى عهدهدار شد. چطور؟! كدام كاغذ را خوانده بود؟! او كه تا دیروز وقتى افرادی از اینطرف و آنطرف مىآمدند حضرت در بغل امام حسن عسگری علیهالسّلام اجازه نمیداد او نامهها را بخواند، حضرت یك توپ مىانداخت كه او دنبال توپ برود، بعد حضرت شروع مىكرد نامهها را خواندن! اینكه تا دیروز اینطور بود و تكلیف او اینطوری بود. كدام كلاس را برای او گذاشته بود؟! كدام نامه را خوانده بود؟! كدام اوراق را برداشته بود نگاه كرده بود؟! همین امام زمان پنجساله، امام زمانى كه هفتاد و پنج سال زمان غیبت صغرای ایشان طول كشید و تمام جواب نامهها را آنطور مىداد كه خیلى برنامۀ مفصلى داشت كه آن نواب اربعه نامه مىنوشتند و زیر تشك خود یا زیر سجادۀ خود مىگذاشتند بعد صبح كه مىآمد نامه را از زیر آن سجاده بردارد، حضرت جواب نامه را در آن نوشته بود. اینها در چه عالمى هستند؟! چطورى به این مسائل فكر مىكنند و به مسئله نگاه مىكنند؟! چطورى اصلاً به این قضایا نگاه مىكنند؟! بله، در هر زمانى از این امامها زیاد هستند! خیلى مىتوان تصور كرد! در هر زمانى مىشود فرض كرد، حسینهاى زمان، علىهاى زمان، اینطوری اشكال ندارد و مطلبى نیست! قضیه خیلى به جایى برنمىخورد!
در یك مجلسى بودیم یك نفر مىخواست بگوید كه مثلاً فلان شخص در مقام تشبیه به امام زمان، قابل تشبیه نیستند اینطور مثال مىآورد كه ایشان كجا و امام زمان كجا؟! ایشان ناخن امام زمان هم نمىشود! ناخن امام زمان هم نمىشود! حالا آن بندۀ خدا به میزان آن سعۀ خود خواسته بود كه این قضیه را اینطور بیان كند!
