
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستیشناسی فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
10إذ یَصدُقُ عَلى الحَسّاسِ وَ المُتِغَذّی ... زیرا بر حسّاس و متغذّى و غیر اینها از حقایق نباتیه، انسانیه، حیوانیه و جمادیه كه جسم این حقایق مختلف است صدق مىكند كه اینها جوهر هستند و داراى اَقطار ثلاثۀ طول و عرض و عمق مىباشند. اگرچه بر اینها صدق نمىكند كه اینها جوهرى هستند كه فقط داراى اقطار ثلاثه هستند یعنى اقطارِ ثلاثۀ فقط بودن، این معناى لابشرط است ولكن نمىتوانیم بگوییم که اینها فقط داراى اقطار ثلاثه هستند، زیرا اقطار ثلاثه را با امور دیگر ضمیمه دارند که تغذّى و حساسیت هم در آنها هست، صلابت هم در حجر هست، نعومت هم در ماء هست. این اشیائى كه از خارج آمده و اضافه شده است، آمده همان جسم را كه همان ماده است به همان صورت واقعى و نوعى خود درآورده است درعینحال به آنها هم جسم گفته مىشود.
پس وقتى كه اینها در آن هستند و بااینكه تغذّى دارد درعینحال باز جسم است؛ یعنى وقتى كه مىگوییم: این جسم داراى صلابت است، او را از جسمیت خارج نكردیم كه حالا [وقتی] حمل بر حجر مىكنیم، اشكال پیدا بشود. یا وقتى مىگوییم که این جسم داراى تغذّى است او را از جسمیت خارج نكردیم كه حمل بر حیوان كنیم. یا مىگوییم که این جسم داراى اراده و تحرك و حساس است آن را از جسمیت خارج نكردیم كه بتوانیم او را حمل بر انسان بكنیم. در عین اقطار ثلاثه بودن، اینها هم در آن هست و چون در آن هست حمل مىشود. ولى اگر اینطور نباشد و بگوییم که جسم یك جوهرى است كه فقط و فقط داراى اقطار ثلاثه است آنوقت دراینصورت آیا مىتوانیم حمل بر انسان بكنیم؟! نه! چون انسان اضافه دارد وقتى كه اضافه دارد، دراینصورت نمىتوانید چیزى را كه بدون اضافه است بر آن چیزى كه اضافه دارد حمل بكنید. این مربوط به جنس در مرکبات خارجیه است.
