
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستیشناسی فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط میپردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورتهای گوناگون را بر آن فراهم میآورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام میپردازند و تأکید میکنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق میگیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حقتعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، بهعنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار میگیرد.
تفاوت جنس در مرکبات و بسائط
7دیگر در اینجا انسان باید بداند كه قضایا چیست و چه خبر است و نسبت به این مسائل و مطالبى كه هست باید نظر خود را دقیق كند تااینكه علت و ریشۀ بسیارى از آن موارد و مسائلى كه بر افعال ما و بر اشخاص مترتب مىشود را بداند و متوجه باشد كه چه آثار خوب و چه آثار زشت و ناپسند بر آن وجود اصلى مترتب میشود و انسان خود را از آنها دور نگه دارد.
وَ مِمّا یَجِبُ أن یُعلَمَ أنَّهُ فَرقٌ ما بَینَ الجِنسِ فِى المُرَکّباتِ الخارِجیَةِ وَ بَینَهُ فى البَسائِطِ فَإنَّ الجِنسَ فى المُرَکّباتِ الخارِجیَةِ یُمکِنَ أن یُجَرَّدَ عَن جِنسیَتِه وَ یُؤخَذَ بِحَیث یَصیرُ نوعاً حقیقیاً لا بِفَصلٍ مِنَ الفُصول بَل بِنَفسِ طَبیعَتِه.1
اینجا باید فرق بین جنس در مركبات خارجیه و بین جنس در بسائط روشن بشود. راجع به خصوصیت در عَرَض ظاهراً گفتیم كه وجود عَرَض همان نفس وجود جنس است. جنس در مركبات خارجیه مثل حجر، شجر، انسان و فَرَس با جنس در بسائط مثل كمّیّات و كیفیّات ـ مثل الوان و مذوقات و مبصرات و امثالذلک ـ تفاوت مىكند. جنس در مركبات خارجیه را بهتنهایى مىتوانیم در وجود خارجى فرض كنیم ولكن در انواع و در مقولات دیگر كه بسائط هستند این مسئله نمیتواند پیدا بشود. یُمکِنَ أن یُجَرَّدَ عَن جِنسیَتِه از آن جنسیت تجرید مىشود و بهصورت نوع ملموس درمىآید.
وَ یُؤخَذَ بِحَیث یَصیرُ نوعاً حقیقیاً ... یك نوع حقیقى مىشود ولى این نوع حقیقى او اینطور نیست كه یك فصلى از فصول آمده به آن اضافه شده و آن را تبدیل به این نوع كرده است چون اگر بخواهد فصل اضافه بشود باز این اشكال در آنجا پیدا مىشود كه خود فصل در اینجا محقق جنس شده است درحالىكه فصل محقق جنس نیست بلكه مقوّم اوست.
بَل بِنَفسِ طَبیعَتِه ... خود طبیعت آن جنس در اینجا قابلیت براى نوعیت را پیدا كرده است، یك فصل دیگرى كه بهصورت ماده است مىآید به او شكل مىدهد.
- . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 23.
