اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

تحلیل جایگاه ماده و صورت در هستی‌شناسی فلسفی

14٬268
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان «جنس» در مرکبات خارجی و بسائط می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت جنس و ماده آغاز شده و این نکته تبیین می‌شود که در مرکبات، ماده دارای استقلالی است که امکان عروض صورت‌های گوناگون را بر آن فراهم می‌آورد، در حالی که در بسائط، چنین تفکیکی میان جنس و فصل به معنای رایج وجود ندارد. در ادامه، استاد با نقد برخی برداشت‌های سطحی از مفاهیم فلسفی، به تبیین رابطه جعل با تشخص و ابهام می‌پردازند و تأکید می‌کنند که جعل همواره به امر متشخص تعلق می‌گیرد. در بخش پایانی، با گریزی به مباحث اخلاقی و عرفانی، تفاوت میان عبادتِ مبتنی بر رضایتِ الهی با عبادتِ ناشی از شناختِ ذاتِ حق‌تعالی و اهمیتِ التزام به اول وقت در نماز، به‌عنوان تجلیِ این معارف در سیره اولیای الهی، مورد تأکید قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت جنس در مرکبات و بسائط

9
  • لِأنَّها مُرکَّبةٌ مِنه وَ مِن شَی‌ءٍ آخَر ... زیرا این ماده، مركب از آن جسم و از شی‌ء دیگر است. این «بل» به این عبارت «لِأنَّ جِنسیَةَ الجِسم مثلاً لَیسَت باعتبارِ أنَّهُ برمى‌گردد، بلكه جنسیت جسم به این جهت است، بل إنّما یکون بعد هست و این به آن برنمی‌گردد، بَل تَکونُ مادَّةً لَها بلكه مادۀ براى این اشیاء از این نظائر و فرس و انسان اینها هست. پس در اینجا خود جسم در واقع یك نوع محصَّل است و احتیاج به چیز دیگر ندارد و حقیقت آن به‌حسب واقع تمام است و دیگر در او ابهام نیست.

  • اگر جسم در جسمیت خود تام نبود و احتیاج به فصل داشت دیگر نمى‌توانست از مادیّت به نباتیّت و به شی‌ء دیگر برگردد، اینكه الآن خود آن، خود را عوض مى‌كند و از یك مرتبه به مرتبۀ دیگر مى‌برد معلوم است که در وجود خودش قوام دارد و این قوام خود را در اینجا از صورت نیاورده است زیرا اگر قوام خود را از آن صورت بیاورد لازمۀ آن، این است كه آن صورت باعث خودِ محقق جنسیت جنس بشود كه آن‌وقت خلاف الفرض است.

  • و إلّا لَما أمکَنَ أن یَنتَقلَ الجِسم مِنَ الجَمادیةِ إلى الحیوانیةِ وَ النَباتیَةِ بَل إنَّما یَکونُ جِنساً بِمعنىٰ أنّهُ جوهرٌ ذو طولٍ و عرضٍ و عمقٍ بِلا شرطٍ أن لا یَکونَ غَیر هذا أو یَکون ـ وَ إذا أُخِذَ هٰکَذا فَکونُهُ ذا حِسٍ أو تَغَذٍّ لا یَلزَم أن یَکونَ خارجاً عَنه لاحِقاً به إذ یَصدُقُ عَلى الحَسّاسِ وَ المُتِغَذّی وَ غیرِهِما مِنَ الحَقائِق المُختَلِفَةِ الجِسمانیة و أنَّها جوهَرٌ ذو أقطارٍ ثَلاثَة ـ وَ إن لَم یَصدُق عَلیها أنَّها جوهَرٌ ذو أقطارٍ ثَلاثَةٍ فَقَط.

  • بلكه جنسیت جسم، به معناى این است كه این جوهر است و داراى طول و عرض و عمق است و این معناى بلاشرطیت در آن هست كه این بلاشرطیت باعث تحقق معناى جنسیت و شمول شده است. وقتى كه جنس را به این معنا بگیریم كه جوهرى دارای‌ طول و عرض و عمق است و بدون اینكه این در فرس باشد یا بدون اینكه مشروط باشد به اینكه در انسان یا در حجر باشد بلکه معناى لابشرطى‌ آن همۀ انواع از حقایق را دربر بگیرد، اینكه حالا به‌صورت داراى حس و تغذّى و اینها دربیاید، لازم نمى‌آید كه خارج از جسم باشد و اینها به جسم ملحق بشود.

/ 0