اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

تحلیل جایگاه ادراک و عواطف در مواجهه با واقعیت‌های هستی

14٬380
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط ماده با نفس و چگونگی بقای جسمیت پس از مفارقت روح می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره زوال جسمیت پس از مرگ آغاز شده و با بررسی جایگاه ادراک و عواطف انسانی در مواجهه با واقعیت‌های عالم هستی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه ارتباط انسان با اشیاء خارج بر اساس میزان فهم و ادراک او شکل می‌گیرد، تفاوت نگاه ظاهری و نگاه واقع‌بینانه به حیات و ممات را تشریح می‌کند. در ادامه، ضمن اشاره به حقیقت وحی به عنوان امری مافوق زمان و مکان، به نقد برخی باورهای سطحی و رفتارهای نمایشی در حوزه‌های دینی پرداخته می‌شود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم عبور از ظواهر و دستیابی به حقیقتِ وجودی اولیاء الهی، به عنوان الگوهای واقعیِ کارگردانیِ حیات انسانی، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت ارتباط ماده و نفس در حیات و ممات

11
  • تفاوت سایه با مقارناتش

  • پس سایه از خود وجودى ندارد یعنى اینكه مى‌گویید: سایه؛ یعنى یك امرى كه با مقارنات خود متفاوت است. این تفاوت از كجا آمده است؟ این تفاوت از یك منشَئى آمده است كه آن منشأ را مشاهده مى‌كنید؛ چشم خود را بالا مى‌برید خورشید را مى‌بینید و به پائین هم نگاه مى‌كنید درخت را مى‌بینید. آن را با این ضمیمه مى‌كنید سپس مى‌گویید: این سایه براى این دو مسئله است. اگر خورشید تنها بود، این سایه نبود و اگر درخت تنها بود، باز این سایه نبود. درخت در شب هست و سایه هم ندارد. خورشید باشد و درخت نباشد، سایه‌اى ندارد. پس در ضمّ و تركیب بین این دو مسئله است كه این سایه را مشاهده مى‌كنید. این علت تام است كه یكى خورشید بودن باشد به اضافۀ جسمیت درخت که این دو یك علتى را براى این سایه و ظلى كه شما مشاهده مى‌كنید به‌وجود آورده‌اند.

  • همین مطلب نسبت به اشیاء خارجى كه داریم نگاه مى‌كنیم صدق می‌کند. همین‌كه شما چشم خود را به این ضبط‌ها مى‌اندازید، این ضبط‌ها یك صورت برزخى و یك صورت مثالى دارند كه آن صورت مثالى و برزخى آنهاست كه ابتدا در برزخ و مثال پیدا شده است و آنگاه شما این ضبط‌ها را الآن كنار خودتان مشاهده مى‌كنید. آن صورت برزخى و مثالى اگر نباشد، شما هیچ چیزى را در اینجا نمى‌بینید یعنى همین ضبط‌هایى كه در اینجا هست را نمى‌بینید. شما مى‌گویید که ضبط چه ربطى به آن صورت مثالى دارد؟ ارتباط ضبط با صورت مثالى ارتباط بین ماده و بین آن جوهر مجردى است كه این ماده ظلّ براى اوست و اثر و ظهور او در عالم اعیان است. اگر آن علت منتفى بشود این‌هم منتفى خواهد شد. بحث در این هست. بحث در ازبین رفتن روح و جدا شدن روح از بدن نیست. روح از بدن جدا بشود، خب الآن این یك جنبۀ مادیّت خاصى را كه متعلق به نفس بود در اینجا ازدست داده است. علت دیگر عبارت از همان جنبۀ مثالى این بدن است كه الآن موجود است، آن علت به حیات خود و به بقاء خود ادامه می‌دهد. مگر حیات و بقاء فقط به پشتك زدن و معلق زدن است؟! حیات و بقاء به بودن، ظهور داشتن و حفظ آثار و خصوصیت خود را داشتن است. الآن این كاغذى كه در دستم گرفتم، این كاغذ زنده است یا مرده است؟ از زنده و مرده بودن چه نوع تفسیرى مى‌كنید؟! اگر مرده بودن را به‌عنوان عدم فرض كنید که این كاغذ الآن عدم ندارد، موجود است. اگر مرده بودن را به‌عنوان عدم تحرّك ظاهرى فرض كنید بله، الآن این كاغذ تحرك ظاهرى ندارد. اگر زنده بودن را به‌عنوان فعل و انفعال و بقاء خود این سلول‌ها و مولکول‌ها و گردش مولکول‌ها درنظر بگیریم خب در این كاغذ هست. شما نمى‌بینید؟ خب بلند شوید و این را در آزمایشگاه ببرید، ببینید مولکول‌های این باهم مى‌گردد یا نمى‌گردد؟! پس این مولکول‌ها و گردش و فلك‌هایى كه در عالم خود دارند، از كجا آورده‌اند؟! چرا اینها ساكن نیستند؟! چرا اینها نمرده‌اند؟! چرا اینها حركت دارند؟! حركتى كه الآن این مولکول دارد، همان حركت حیات است كه آن حركت حیات با حركت حیاتى كه از روى احساس و اراده است تفاوت مى‌كند. خب خیلى حركت‌هاى دیگرى هم هست كه مجردات دارند و اصلاً ما نمى‌فهمیم.

/ 0