اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

شناخت باطن افراد در پرتو درک حقایق وجودی

14٬389
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث فلسفی «فصل» و تفاوت آن با آثار و لوازم ظاهری می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از بدبختی‌های بشری ناشی از خلط میان حقیقت باطنی اشیاء با نمودهای ظاهری آن‌هاست، توضیح می‌دهند که چگونه عوام با تکیه بر نشانه‌های سطحی و ابزاری، دچار فریب می‌شوند. در این مسیر، استاد با نقد تعاریف رایج از فصل در حیوانات، به این نتیجه می‌رسند که فصل، حقیقتی نفسی و باطنی است که منشأ بروز آثار گوناگون می‌شود. در بخش پایانی، ایشان با اشاره به سیره بزرگان و لزوم مراقبت در انتخاب مسیر و همراهان، بر اهمیت تشخیص حقایق از ظواهر در سلوک فردی و اجتماعی تأکید کرده و راهکار عقلانی مواجهه با مدعیان دروغین را تبیین می‌کنند. این بحث، پیوندی عمیق میان دقت‌های فلسفی و ضرورت‌های اخلاقی در تشخیص سره از ناسره برقرار می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فصل و تمایز آن از آثار ظاهری

13
  • حالا این آقا طورى مى‌آید خود را جا مى‌زند و نشان مى‌دهد و كسی هم خبر و اطلاع ندارد که این هم‌چنین شخصی است. بعد خود من از یك فرد دیگرى نظایر حرف‌های این شخصی که در آن مجلس در مورد این فرد گفته بود را شنیدم و دیدم نه او این حرف‌ها را از خود درنیاورده است. بعد چیزهاى دیگرى را دیدیم.

  • ما از این چیزها خیلى دیدیم آن‌قدر دیدیم كه دیگر اگر كسى بیاید بگوید: اصلاً من خود امام زمان هستم، باور نمى‌كنم چه برسد بگوید که نایب هستم! یک شخص دیگری هم بود که چه كسانى را فریب داد؛ معممین و اطرافیان را فریب داد! البته به نظر من این شخص دومی بى‌ارتباط با جن نبوده است. معممین و علماء و باسوادها را فریب داد و از آنها چه پول‌ها و املاكی نگرفت! املاك به اسم او كردند! هزارمتر هزارمتر در مشهد و تهران براى امام زمان به اسم او مى‌كردند! یک‌دفعه كاشف به عمل آمد كه این شخص دارد زناى محصنه مى‌كند! زناى محصنه! نه حالا زناى معمولی بلکه [بالاترین] آن را انجام داده است! این نوّاب خالص امام زمان! البته من به آن افرادى كه محشور و مرتبط بودند، یک ‌دفعه گفتم که من در این چیزى مى‌بینم كه به زودی افتضاح این بالا خواهد رفت! یك جایى بودم مسائلی را دیده بودم. آن اشخاصى كه بودند گفتند: آقا فلانى دارد به ما این را مى‌گوید، من تمام دنیا را گشتم! گفتم: آقاجان این حرف با گشتن پیدا نمى‌شود، چیزهاى دیگر مى‌خواهد! گشتن و دنیا دیدن به‌جای خود محفوظ است، آن‌وقت براى همین بنده خدا پیش آمد، همین‌كه گول خورده بود اصلاً داشت دیوانه مى‌شد.

  • سوءاستفاده از جهل مردم

  • یك شخص دیگر هم در همدان بود. ماشاءالله یکی از دیگری بدتر! یكى در كاظمین بود دیدیم. یكى دیگر در كربلا بود. الآن كه از اینها در عراق ماشاءالله زیاد هستند. از هر شهرى سه‌تا نایب امام زمان و سید حسنى درمى‌آید! گاهى اوقات این سیدحسنى‌ها شیخ هستند! این‌قدر نفهم است كه عمامۀ خود را سید نمى‌كند! بابا تو كه مى‌خواهى گول بزنى خب عمامه‌ات را سید كن بیشتر پول دربیاورى! چرا شیخی؟! حالا كه به كلاه‌بردارى است، خب خوب كلاه‌بردارى كن! چرا با یك قران و دوهزار؟! رفتیم داخل صحن دیدیم که اوه، یك كوچه درست كردند یك ردیف آدم اینجا ایستاده، یك ردیف هم آنجا ایستاده است و فقط هم یك نفر مى‌تواند برود و بیاید؛ یعنى یك نفر مى‌رود، دو نفر نمى‌توانند بروند چون به‌هم مى‌چسبند، خوب نیست در صحن امام حسین به‌هم بچسبند. آن جلو یك صندلى گذاشتند، آقا سرش را پایین انداختند و دست خود را این‌طور گذاشته و...! جدى مى‌گویم! بنده خودم رفتم و تماشا مى‌كردم و كیف مى‌كردم! سیدحسنى جلوى امام حسین نشسته است دارد بیعت مى‌گیرد! در یك كوچه که فقط یك نفر می‌تواند برود، این مى‌رود دست مى‌بوسد و برمى‌گردد! پشت خود را به او نمى‌كند بلکه عقب‌عقب برمی‌گردد! دوباره نفر بعد که در صف ایستاده است، می‌رود! چه فیلم‌هایی بازی می‌کنند! اینها از جهل مردم سوءاستفاده مى‌كنند.

/ 260