
تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه
تبیین تفاوت ترکیبهای اعتباری عقل با واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع جنس و فصل در ماهیات بسیطه میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر ماهیات بسیطه در خارج فاقد ترکیب هستند، چگونه عقل میتواند برای آنها جنس و فصل در نظر بگیرد. در ادامه، تفاوت میان ترکیبهای انضمامی در ماهیات مرکبه و ترکیبهای اعتباری در ماهیات بسیطه بررسی شده و روشن میشود که عقل با تجزیهوتحلیل خود، مفاهیم مبهم را به امور متعین تبدیل میکند، بدون آنکه در خارج، انضمام یا ترکیبی رخ داده باشد. استاد با ارائه مثالهایی از اعراض و جواهر مجرده، نشان میدهند که چگونه مقام حد، مقام تفصیلِ اجمالِ محدود است و این فرآیند، نه یک جعلِ غیرواقعی، بلکه ابزاری برای شناخت دقیقتر حقایق است. در پایان، با اشاره به جایگاه واجبات و مستحبات در تکامل انسان، تفاوت مصلحتهای ملزمه برای بقا و کمالات ثانویه برای عروج تبیین میشود.
تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع جنس و فصل در ماهیات بسیطه میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر ماهیات بسیطه در خارج فاقد ترکیب هستند، چگونه عقل میتواند برای آنها جنس و فصل در نظر بگیرد. در ادامه، تفاوت میان ترکیبهای انضمامی در ماهیات مرکبه و ترکیبهای اعتباری در ماهیات بسیطه بررسی شده و روشن میشود که عقل با تجزیهوتحلیل خود، مفاهیم مبهم را به امور متعین تبدیل میکند، بدون آنکه در خارج، انضمام یا ترکیبی رخ داده باشد. استاد با ارائه مثالهایی از اعراض و جواهر مجرده، نشان میدهند که چگونه مقام حد، مقام تفصیلِ اجمالِ محدود است و این فرآیند، نه یک جعلِ غیرواقعی، بلکه ابزاری برای شناخت دقیقتر حقایق است. در پایان، با اشاره به جایگاه واجبات و مستحبات در تکامل انسان، تفاوت مصلحتهای ملزمه برای بقا و کمالات ثانویه برای عروج تبیین میشود.
تحلیل عقلی جنس و فصل در ماهیات بسیطه
12وإن كان الحد و المحدود ... وقتى كه شما اینها را متوجه شدید مىفهمید كه حد داراى یك خصوصیاتى است كه عقل آن خصوصیات را از آن شیء بسیط به ملاحظۀ با اشیاء دیگر مىتواند انتزاع كند گرچه آن شیء بسیط خودش در واقع بسیط باشد و این یك مسئلهاى است كه انسان را به مسائل خیلى دقیقتر مثل كیفیت انتزاع اسماء از ذات مىكشاند یا صفات از اسماء انسان را سوق مىدهد كه چطور از ذات بَحت و بسیط وُحدانى و مجرَّد به تمام معنَى الكلمه بدون هیچگونه رسوخ و نفوذ حد و قید مىتوانیم این مسائل مختلفۀ از علم و حیات و قدرت که مربوط به ذات است و بعد مىآید سایر مسائل دیگر كه مربوط به صفات است و صفاتِ ذاتى است و بعد صفاتِ خلقى است و جنبۀ اینها را در مراتب صفات حتى مىتوانیم از یك امر بسیط انتزاع كنیم.
اینها بهخاطر مشاهدۀ این مسائل مختلف و مطالب مختلف است. تا شما به امور خارجى و به مسائل خارجى و به پدیدههاى خارجى توجه نكنید كجا مىتوانید ذات بارى تعالى را ذات علیم، قدیر، حى، رئوف، عطوف، خالق، رازق، مصوِّر و مدبِّر تصور كنید؟! تا شما این نظم را در وجود عالم نیابید كجا مىتوانید كه ذات بارى تعالى را مدیر و مدبِّر فرض كنید؟! كجا مىتوانید این عالم را براساس یك نظام دقیق تصور كنید؟! باید یك ادارهاى، نظمى، نظامى، رأفتی، رحمتى، رزق و امثالذلك ببینیم تا بتوانیم همۀ اینها را به اصل برگردانیم که آن اصل، اصل مجرد و بسیط است؛ بسیطِ بسیطِ بسیط که هیچ چیزی در آن ذات غیر از نفس ذات كه آن صرف الوجود است قرار ندارد و آنجا انسان مىتواند حقیقت مسائل تفصیلى را به آن مسئلۀ اجمالى برگرداند.
تلمیذ: این عبارت حتی یکونَ الجنس مادة عقلیة مطلبی که شما میفرمایید را نمیرساند اینجا این را نمیخواهد بگوید که عقل این را انتزاع میکند و ترکیب میکند بلکه ماده و صورت اینجا در واقع عقلیه را وصف برای ماده میگوید.
