
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
تبیین جایگاه جنس و فصل در تحقق ماهیت نوعیه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی «تقوّم جنس به فصل» میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ترکیب جنس و فصل، امری خارجی است یا تحلیلی عقلی؟ ایشان با ردّ نظریه ترکیب خارجی، توضیح میدهند که جنس و فصل در ظرف وجود متحدند و عقل است که با تحلیل ماهیت، یکی را علت و دیگری را معلول تصویر میکند. در ادامه، با ذکر مثالهای ملموس، نحوه ظهور و بروز جنس بهواسطه فصل تشریح شده و به شبهات پیرامون تعدد فصول و نحوه قوامبخشی آنها پاسخ داده میشود. در بخش پایانی، استاد با نگاهی عبرتآموز به وقایع تاریخی و اجتماعی، بر ضرورت ثبات قدم و بصیرت در تصمیمگیریها تأکید کرده و تفاوت میان ارزشهای حقیقی و ظواهر مادی را تبیین میکنند تا مخاطب دریابد که چگونه فقدان میزان و حسابوکتاب در امور، منجر به انحراف از مسیر حق میشود.
تحلیل عقلی تقوّم جنس به فصل
9من بعد از درس پیش ایشان رفتم و راجع به این مطلب با ایشان صحبت كردم كه آقا دلیل بر این مسئله چیست؟ وقتى كه ما ملاك را اصابت واقع مىدانیم، اینكه هزار نفر درقبال یكى قرار بگیرد این هزارتا به چه ملاكى است؟! آیا ملاك عقلى است؟! این که حدّ بردار نیست كه شما بخواهید هزار نفر را در مقابل یك مجتهد بدانید! ایشان گفتند: آقاجان ما كه در اینجا این را گفتیم، به حداقل اقتناع كردیم والاّ هفتاد میلیون هم بگویند با رأى یك نفر [مجتهد] نمىتواند برابرى بكند! یعنى دیگر به حداقلّ اقلى كه فعلاً در این جامعه مىشود گفت [گفتیم] كه اگر شما عقل هم داشته باشید باید این را بپذیرید [این است].
الآن شما خودتان الحمدلله همه مجتهد و صاحبنظر نسبت به مسائل اجتماعی، فقهی، اعتقادى و امثالذلک هستید یعنى در این تصمیمگیرى جمعى اجتماعى بین یك مردى كه در این مملكت فقط هندوانه مىتواند بشناسد نه چیز دیگر، با یك فردى كه از نقطهنظر عقل و مقام فعلیت در مرتبهاى است كه انسان روى حرفهای او نمىتواند حرف بزند، هردو به یك نحوه لحاظ مىشود! آیا این عقلایى است؟! آنوقت آن مطالبى كه بر این بار مىشود مىتواند سندیت و تنجّز و مشروعیت داشته باشد؟!
گفته بودم كه به کسی یك كیسه گندم دادند و او را كربلا آوردند تا امام حسین علیهالسّلام را ازبین ببرد و بكشد! فقط یك كیسه، نه کیسههای زیاد! ابن زیاد برای هر کسی یك كیسۀ گندم یا سیبزمینی درِ خانهها فرستاد كه بیایید و امام را بکشید.1 چه چیزهای عجیبی است! آنوقت این آقا كه به یك کیسۀ گندم و به یك کیسۀ متاع دنیوى مثلاً پنج هزارتومانى و ده هزارتومانى بیاید تصمیمى را بگیرد و به نفع یك نفر یك كارى را انجام بدهد، آیا آن نتیجۀ مترتب بر این مىتواند مشروعیت داشته باشد؟! هركسى بگوید که مشروعیت دارد والله باید خود را معالجه كند! اینجاست كه آنها مىگفتند که حرف مردم حسابوكتابى ندارد.
- . جهت اطلاع رجوع شود به تاریخ الطبری، ج 4، ص 277 و اخبار الطوال، ج 1، ص 235.
