جلسه ۶۵۶
11تلمیذ: ...
استاد: اینقدر كارها از ماده برمیآید البته ماده بدون صورت كه نمیشود هر مادهای باید صورت داشته باشد، بدون صورت كه نمیشود، مرحوم آقای غروی آن كه موقع پیش ایشان درس میخواندیم یك كیسه با خودشان میآورد میگفتیم آقا این چیست؟ میگفت این كیسه آذوقه است گفتیم آقا پس كی بیائیم خانهتان؟ هر وقت كیسه میآورد ما سُور ازش می گرفتیم
تلمیذ: ...
شما اگر به عنوان قاضی در اینجا باشید چه حكمی میكنید؟
تلمیذ: اتفاقا در همین قم اتفاق افتاده رفتند موتور بنده خدا را بدزدند دیدند درب قفل است یكیشان رفته در كوچه یكی بالای بام موتور را می كشند كه ببرند صاحب خانه بیدار میشود شروع می كند به داد و فریاد آنكه روی دیوار بوده می ترسد موتور را رها می كند می افتد روی سر آنكه در كوچه بوده كشته میشود صاحب خانه را می برند كه دیه این بنده خدا را بده.
استاد: و علی الاسلام السلام، ولی انسان بوده حقوق بشر در اینجا اقتضا میكند كه نه تنها موتور را به او بدهید بلكه بقیه چیزها را هم تقدیمش كنید تا به نحو احسن و اتم پذیرایی بشود، اگر ما قاضی باشیم اینطوری میگوییم هم باید پول یارو را بدهی، هم باید موتور را به ا وبدهی، هم باید چیزهای دیگر به او بدهی هم باید خودت هم تقدیم كنی، تا اینكه جبران تألمات بشود بله اینها دیگر چیزهایی است كه، آن وقت دزده برداشته برده؟ چیزی برده یا نه؟
تلمیذ: نه نبرده
استاد: یعنی جنبه اعراض را منظورتان است یعنی اگر بداند جایش كجاست باید بفرستد یكی در خانهاش بیا این كفشت را بگیرد، ولی اگر نداند آن اعراض است، حكم اعراض دارد یا در بقالی اعلامیه بچسباند آهای دزدی كه آمدی آنجا نشانی بده بیا كفشت را بگیر.
تلمیذ: جایزه هایی كه بانك می دهد آیا خمس دارد؟
استاد: جایزه موردش چیست؟
تلمیذ: حساب باز می كنند كه جایزه ببرند

