
حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده
تبیین جایگاه صورت و ماده در تکون موجودات و عالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی عمیق فلسفی در کیفیت تحصّل و تکوّن حقیقت اشیاء میپردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که حقیقت هر موجودی به صورت و هویت صوریه آن بازمیگردد، نه به ماده و ابزاری که برای ظهور و ابراز خود به کار گرفته است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس هنری و طبیعی، نشان میدهند که چگونه ارزش و واقعیت یک شیء در گرو هنر و صورتگری است، نه در مواد اولیهای که در آن به کار رفته است. در ادامه، این قاعده به مباحثی همچون ارزش نفس ناطقه در بدن، حقیقت عالم مثال، فلسفه سجده ملائکه بر آدم و همچنین چرایی احکام شرعی و تفاوت آنها با واقعیتهای تکوینی تعمیم داده میشود. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که انسان با درک حقیقت صوریه اشیاء، به عالمی معقول و متصل به ملکوت تبدیل میشود.
حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی عمیق فلسفی در کیفیت تحصّل و تکوّن حقیقت اشیاء میپردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که حقیقت هر موجودی به صورت و هویت صوریه آن بازمیگردد، نه به ماده و ابزاری که برای ظهور و ابراز خود به کار گرفته است. استاد با استفاده از مثالهای ملموس هنری و طبیعی، نشان میدهند که چگونه ارزش و واقعیت یک شیء در گرو هنر و صورتگری است، نه در مواد اولیهای که در آن به کار رفته است. در ادامه، این قاعده به مباحثی همچون ارزش نفس ناطقه در بدن، حقیقت عالم مثال، فلسفه سجده ملائکه بر آدم و همچنین چرایی احکام شرعی و تفاوت آنها با واقعیتهای تکوینی تعمیم داده میشود. این بحث در نهایت به این نتیجه میرسد که انسان با درک حقیقت صوریه اشیاء، به عالمی معقول و متصل به ملکوت تبدیل میشود.
حقیقت اشیاء و اصالت صورت بر ماده
15این مسئله را من در همان زمان مرحوم آقا كه بیمارستان بودم و در آنجا خیلى عجیب بود كه اینهایى كه همیشه دور [ایشان] بودند، آمده بودند و چه میکردند و... چندتا از دوستان در آنجا بودند و غریبه هم زیاد بود، بیستتا سىتا در آنجا ریخته بودند و من هرچه مدام نگاه مىكردم مىدیدم که ایشان زنده است! بعد یكى آمده بود ـ الآن دیگر ارتباطی نداریم ـ مىگفت: آقا چرا شما دعا نمىكنید؟! گفتم: برای چه دعا کنم؟! گفت: یك كارى بكن! گفتم که طورى نشده است.
أشیرَ إلى ذلك بِما قالوا الإنسان إذا أحاطَ بكیفیةِ وجودِ الأشیاء على ما هیَ علیه یصیرُ عالَماً معقولاً مُضاهیاً لِلعالَمِ الموجودِ و قیل فی الأشعارِ الحكمیة.
ده بود آن نه دل که اندر وی *** گاو و خر باشد و ضیاع و عقار1 و مِن هذا السبیل تحقَّقَ وجهُ لِما صارَ إلیه قُدماءِ المنطقیین مِن تجویزِ التَّحدید بِالفصلِ الأخیر وحده معَ أنَّ الحدَّ عندهم لیسَ لِمجردِ التنزیل لاكتناهِ حقیقةِ الشیء و ماهیته.
اشاره به همین مطلب شد که گفتهاند انسان وقتى كه احاطه پیدا كند على ما هىَ عَلیه درست و راستى، وقتى به آن واقعیتش احاطه پیدا كند نه به جنبۀ ظهور و مثال و مادۀ او، خود او یک عالَم معقول مىشود كه آن شبیه عالم موجود است و در اشعار حکیمه گفته شده است:
وقتى كه انسان توجه به آن عالم نداشته باشد و فقط توجه به ظاهر داشته باشد این گاو و خر است گرچه این گاو و خر دارد روى دو پا راه مىرود. آن انسانى انسان است كه متصل به ملكوت باشد.
و مِن هذا السبیل ... گفتند كه مىشود اصلاً تحدید یك شىء را به همان فصل اخیرش آورد چون حقیقة الشیء همان فصل اخیر آن است و جنسش دیگر جزء حقیقیة الشیء بهحساب نمىآید مهمِّ در ذات شیء همان فصل اخیر اوست كه بروز و ظهور اوست. بااینكه حد نزد آنها به آن مجرد تنزیل در مقام اعتبار نیست بلكه حقیقة الشىء به همان ماده و صورت و ذاتى او برمىگردد.
