
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
تبیین جایگاه فصل اخیر در تحقق ماهیت و تجلیات هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
15تلمیذ: آقای بهجت چند سال پیش آقای قاضی بود؟
استاد: سه چهار سال [نزد مرحوم قاضی] بوده است. ایشان بهطورکلی هفت هشت سال نجف بودند و سه چهار سال بوده که استفاده کردند ولی بعد بهواسطۀ نهیای که پدرشان کردند دیگر نرفتند. مرحوم آقا این [مطلب] را در مهر تابناک آوردند1 البته برای ما خود ایشان میگفتند که فتنهگران پیش پدر ایشان رفتند و شروع به فتنه انگیزی کردند که خلاصه ایشان نزد مرحوم قاضی رفتوآمد میکند و درسهایش را کنار گذاشته و مرتاض شده است و از اینطور مسائل به او گفتند، پدر ایشان هم فرد سادهای بود و از این مطالب اطلاع نداشت و ایشان را از رفتن پیش مرحوم قاضی و ترک همۀ مستحبات نهی میکنند. ایشان پیش مرحوم قاضی میروند و مطلب پدرشان را مطرح میکنند. مرحوم قاضی هم میفرمایند: آنچه که وظیفۀ شرعی شماست همان را انجام بدهید. نه میگویند: بله و نه میگویند: خیر.
ایشان از این کلام مرحوم قاضی استفاده کردند چون اطاعت دستور پدر شرعاً واجب است بنابراین نظر خود مرحوم قاضی هم موافق با ترک مجالس و ارتباط است لذا ارتباطشان را با مرحوم قاضی در بقیۀ سالهایی که در نجف بودند قطع کردند. من شنیدم از بعضی از افرادی که با مرحوم قاضی متصل بودند ـ از خودشان شنیدم نه از پدرم ـ که مرحوم قاضی از این مسئله متأثر بودند گرچه حرفی نمیزدند اما از حالاتشان پیدا بود که نسبت به این مسئله چیز داشت. مرحوم قاضی در یک عالم دیگری بود الفرقُ بینهم ما بینَ السماء و الأرض یعنی اینهایی که ما میبینیم و میگوییم که یک موی آنها پیدا نمیشود، نسبت به آن بزرگان مثل زمین تا آسمان بودند!
یک شخصی میگفت که آقای خلخالی آمده عرفان نوشته است، همین یکی کم بود! چاب هم کرده است! آن آقای منبری صحیفۀ سجادیه را عرفان مینویسد! دعاوی همه جایگاه خود را عوض کرده و مفاهیم همه تغییر پیدا کرده است الفاظ در غیر از موضوع له حقیقی خودش استفاده میشود! آقای بهجت فرد متمایزی از بقیه بود. شما الآن یک مسئلۀ عادی عادی را نگاه کنید خود مرجع تقلید دارد در رسالۀ توضیح المسائل اینقدر میگوید و تأکید دارد که انداختن حنک [مستحب است] کدامیک از این آقایان موقع نماز حنک دارند؟! در تلویزیون نگاه کنید! فقط من آقا موسی شبیری زنجانی را دیدم حنک در نماز دارد. چقدر زشت است! اینهمه روایات داریم: [«مَن تَعَمَّمَ وَ لَم یَتَحَنَّك فَأصابَهُ داءٌ لا دَواءَ لَهُ فَلا یَلومَنَّ إلاَّ نَفسَهُ».]2
- . . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مهر تابناك، ص 102.
- . الکافی، ج 6، ص 46۰.
