
جلسه ۶۶۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430
جلسه ۶۶۱
11در همانجا بوعلی دارد كه انسان چند مرتبه عوض میشود هی تغییر پیدا میكند، خصوصیات او تغییر پیدا میكند، ایشان بسیار مرد دقیقی بود نسبت به مسائل حتی مسائل مادی مرد دقیقی بود.
شما تصور این را بكنید كه یك انسانی كه یك عملی را انجام بدهد در یك شرایط كذائی اگر قرار بر این باشد كه ارزش و معیار برای سنجش عمل انسان همان خصوصیت خارجی او باشد، ماده بودن او باشد، پس بنابراین دیگر ما نمیتوانیم در این ارتباطات روی خود جنبه انسانیت انسان حساب كنیم، فرض كنید بنده از شما یك ساله یك میلیون تومان قرض میگیرم، و بعد از یكسال میگویم كه، این انسانی كه، این حرفها را نمیداند پول مردم را به همین راحتی بالا میكشد، وای به حالی كه بیاید بداند كه جسمیت او در این یك سال تغییر پیدا كرده، او دیگر میگوید برو پی كارت تو اصلا فرد یك سال پیش نیستی، آن یكسال پیش یك فردی بود به نام آقای كذا و من از ایشان پول قرض كردم و الان ایشان دیگر آقای كذا نیست، همین آقایی كه حرف میزند و برای ما در حرفهایش فتوا نقل میكند، كه بله متعه در زمان پیغمبر بر اساس سیاست جایز شد، در زمان عمر بر اساس سیاست ممنوع شد و این یك حكم سیاسی است، آخر آقا جان برو همان كار خودت را بكن، شما را نرسیده به اینكه بیایی فتوا بدهی، فتوا دادن یك خرده درس خواندن میخواهد، من نمیدانم چرا دیواری كوتاهتر از دیوار دین نیست؟! هر كسی میآید میگوید: نظر ما این است، آخر كی به تو گفته كه بیایی برای مردم فتوا بدهی؟ آنجایی كه هِرهِر این زنها و مردها را میخندانی رساله عملیه را بگذار هر كسی میرود یك رساله با خودش بردارد ببرد، طرف هر وقت مطبِ دوستان ما برای معالجه میآمد، یك گونی هم با خودش رساله عملیه میآورد، میگفت این را به مریضها بدهید آن وقت وقتی میخواست برود پول نمیداد، میگفت پول این رسالهها، بایست كجایی؟ بردار رسالههایت را برو، پول مداوایش را میگفت این یك گونی رساله به پای مداوا!! عجب اوضاعی است.
